شهریور 25

gl/l (143)

معني امام

كلمه امام يعني پيشوا . كلمه پيشوا در فارسي درست ترجمه تحت اللفظي كلمه امام است . در عربي خود كلمه امام يا پيشوا مفهوم مقدسي ندارد . يعني كسي كه پيشرو است . عده اي تابع و پيرو او هستند ، اعم از اينكه آن پيشوا عادل و راه يافته و درست رو باشد يا باطل و گمراه باشد . قرآن هم كلمه امام را در هر دو مورد اطلاق كرده است . در يك جا مي فرمايد :« و جعلنا هم ائمة يهدون بامرنا » ما آنها را پيشوايان هادي به امر خودمان قرار داديم و در جاي ديگر مي گويد « ائمة يدعون الي النار » پيشواياني كه مردم را به سوي آتش مي خوانند ، يا مثلاً درباره فرعون كلمه اي نظير امام را اطلاق مي كنند : « يقدم قومه يوم القيامه » كه در روز قيامت هم پيشاپيش فقومش حركت مي كند . پس كلمه امام يعني پيشوا . ما به پيشواي باطل فعلاً كاري نداريم . مفهوم پيشوا را عرض مي كنيم .

پيشوايي در چند مورد است ، در بعضي از موارد ، اهل تسنن هم قائل به پيشوايي و امامت هستند و لي در كيفيت و شخصش با ما اختلاف دارند . اما در بعضي از مفاهيم امامت ، اصلاً آنها منكر چنين امامتي هستند . امامتي كه مورد قبول آنها هم هست ولي در كيفيت و شكل و فردش با ما اختلاف دارند . امامت به معناي زعامت اجتماع است كه به همين تعبير از قديم در كتب متمكلمين آمده است . خواجه نصير الدين طوسي در تجريد ، امامت را اين طور تعريف مي كند (رياسه عامه ) ، يعني رياست عمومي .

شوون رسول اكرم (ص)

پيغمبر اكرم (ص) به واسطه آن خصوصيتي كه در دين اسلام بود در زمان خودش به حكم قرآن و به حكم سيره خودشان داراي شون متعددي بودند ؛ يعني در آن واحد چند كار داشتند و چند پست را اداره مي كردند . اولين پستي كه پيغمبر اكرم (ص) از طرف خدا داشت و عملاً هم متصدي آن بود ، همين بود كه پيغامبر بود يعني احكام و دستورات الهي را بيان مي كرد . آيه قرآن مي گويد :« ما اتيكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا ». آنچه پيغمبر برايتان آورده بگيريد و آنچه نهي كرده ( رها كنيد ) ، يعني آنچه پيغمبر از احكام و دستورها مي گويد از جانب خدا مي گويد . پيغمبر از اين نظر فقط بيان كننده آن چيزي است كه به او وحي شده .

منصب ديگري كه پيغمبر اكرم (ص) متصدي آن بود ، منصب قضاست .او قاضي ميان مسلمين بود ، چون قضا هم از نظر اسلام امري نيست كه هر دو نفري اختلاف پيدا كردند ، يك نفر مي تواند قاضي باشد . قضاوت از نظر اسلام يك شان الهي دارد زيرا حكم به عدل است و قاضي آن كسي است كه در مخاصمات و اختلافات مي خواهد به عدل حكم كند . اين منصب هم به نص قرآن كه مي گويد : « فلا و ربك لا يومنون حتي يحكموك. فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا في انفسهم حرجا مما قضيت و يسلموا تسليما » .

به پيغمبر تفويض شده ورسول اكرم از جانب خدا حق داشت كه در ميان اختلافات مردم قضاوت كند . اين نيز يك منصب الهي است نه يك منصب عادي ، عملاً هم پيغمبر قاضي بود . منصب سومي كه پيغمبر اسلام رسماً داشت و هم به نص قرآن به او تفويض شده بود، هم عملاً عهده دار آن بود همين رياست عامه است . او رئيس و رهبر اجتماع مسلمين بود و به تعبير ديگر مدير اجتماع مسلمين بود .

گفته اند آيه : « اطيعوا الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم » ناظر به اين جهت است كه او رئيس و رهبر اجتماع شماست ، هر فرماني كه به شما مي دهد بپذيريد .قهراً اين كه مي گوييم سه شان ، به اصطلاح تشريفات نيست بلكه اساساً آنچه از پيغمبر رسيده سه گونه است : يك سخن پيغمبر فقط وحي الهي است . در اينجا پيغمبر هيچ اختياري از خود ندارد . دستوري از جانب خدا رسيده و پيغمبر فقط واسطه ابلاغ است .

آنجا كه دستورات ديني را مي گويند : نماز چنين بخوانيد ، روزه بگيريد و000. آنجا كه ميان مردم قضاوت مي كند ديگر قضاوتش نمي تواند وحي باشد . دو نفر اختلاف پيدا مي كنند . پيغمبر طبق موازين اسلامي بين آنها قضاوت مي كند و مي گويد حق با اين است يا با آن . اينجا ديگر اين طور نيست كه جبرئيل به پيغمبر وحي مي كند كه در اينجا بگو حق با اين اهميت هست يا نيست . حالا اگر يك مورد استثنائي باشد مطلب ديگري است ولي به طور كلي قضاوتهاي پيغمبر بر اساس ظاهر است ، همان طوري كه ديگران قضاوت مي كنند ، منتها در سطح خيلي بهتر و بالاتر .

خودش هم فرمود : من مامورم كه به ظاهر حكم كنم : يعني مدعي و منكري پيدا مي شوند و مثلا‌ً مدعي دو تا شاهد عادل دارد ،پيغمبر بر اساس همين مدرك حمك مي كند اين حكمي است كه پيغمبر كرده ( نه اينكه به او وحي شده باشد ).

در شان سوم هم پيغمبر به موجب اينكه رهبر اجتماع است ، اگر فرماندهي بدهد غير از فرماني است كه طي آن وحي خدا را ابلاغ مي كند.خدا به او اختيار چنين رهبري را داده و اين حق را به او واگذار كرده است . او هم به حكم اينكه رهبر است كار مي كند و لهذا احياناً مشورت مي نمايد . ما مي بينيم در جنگهاي احد، بدر و خيلي جاهاي ديگر پيغمبر اكرم (ص) با اصحابش مشورت كرد كه نماز مغرب را اينطور بخوانيم يا آن طور اما مسائلي پيش مي آمد كه درباره آنها با او سخن مي گفتند . مي فرمود :

اين مسائل به من مربوط نيست ، من جانب الله چنين است و غير از اين هم نمي تواند باشد ولي در اين گونه مسائل ( يعني در غير حكم خدا )‌احياناً پيغمبر مشورت مي كند و از ديگران نظر مي خواهد پس اگر در موردي پيغمبر اكرم فرمان داد چنين بكند ، اين به حكم اختياري است كه خداوند به او داده است. اگر هم در يك مورد بالخصوص وحيي شده باشد يك امر استثنايي است و جنبه استثنايي دارد نه اينكه در تمام كارها و جزئياتي كه پيغمبر به عنوان رئيس اجتماع در اداره اجتماع انجام مي داد . به او وحي مي شد كه در اين جا چنين كن و در آنجا چنان و در اين گونه مسائل هم پيغمبر فقط پيام رسان مي باشند . پس پيغمبر اكرم مسلماً در آن واحد داراي اين شوون متعدد بوده است .

امامت به معني رهبري اجتماع

مساله امامت به معني اولي ، همين رياست عامه است . يعني پيغمبر كه از دنيا مي رود يكي از شوون او كه بلا تكليف مي ماند رهبري اجتماع است . اجتماع زعيم مي خواهد و هيچ كس در اين جهت در اين جهت ترديد ندارد . زعيم اجتماع بعد از پيغمبر كيست ؟ اين مساله اي كه اصل آنرا هم شيعه قبول دارد و هم سني؛ هم شيعه قبول داردكه اجتماع نيازمند به يك زعيم و رهبري عالي و فرمانده است و هم سني . در همين جاست كه مساله خلافت به آن شكل مطرح است . شيعه مي گويد : پيغمبر (ص) رهبر و زعيم و بعد از خودش را تعيين كرد و گفت :

بعد از من زمام امور مسلمين بايد به دست علي (ع)باشد و اهل تسنن با اختلاف منطقي كه دارند . اين مطلب را لا اقل به شكلي كه شيعه قبول دارد ، قبول ندارند و مي گويند : در اين جهت پيغمبر شخص معيني را تعيين نكرد و وظيفه خود مسلمين بوده است كه رهبر را بعد از پيغمبر انتخاب كنند . پس انها هم اصل امامت و پيشوايي را ـ كه مسلمين بايد پيشوا داشته باشند ـ قبول دارند منتها آنها مي گويند پيشوا به آن شكل تعيين مي شود و شيعه مي گويد به آن شكل تعيين شده ، پيشوا خود را خود پيغمبر اكرم به وحي الهي تعيين كرد .

اگر مساله امامت در همين حد بود ( يعني سخن فقط در رهبر سياسي مسلمين بعد از پيغمبر بود ) انصافاً ما همين كه شيعه هستيم ، امامت را جزء فروع دين قرار مي داديم نه اصول دين ؛ مي گفتيم اين يك مساله فرعي است مثل نماز . اما شيعه كه قائل به امامت است تنها به اين حد اكتفا نمي كند كه علي (ع) يكي از اصحاب پيغمبر ، ابوبكر و عمر و عثمان و صدها نفر ديگر حتي سلمان وابوذر هم يكي از اصحاب پيغمبر بودند و علي (ع) از آنها برتر بوده ، افضل و اعلم و اتقي و اليق از آنها بوده و پيغمبر هم او را معين كرده بود . دو مساله ديگر مي گويد كه اصلاً اهل تسنن به اين دو مساله در مورد احدي قائل نيستند : يكي مساله امامت به معني مرجعيت ديني است .

امامت به معني مرجعيت ديني

گفتيم كه پيغمبر مبلغ وحي بود . مردم وقتي مي خواستند از متن اسلام بپرسند از پيغمبر مي پرسيدند آنچه را كه در قرآن نبود از پيغمبر سوال مي كردند . مساله اين است كه آيا هر چه اسلام مي خواسته از احكام و دستورات و معارف بيان كند ، همان است كه در قرآن آمده و خود پيغمبر هم به عموم مردم گفته است؛ يا نه ، آنچه پيغمبر براي عموم مردم گفت قهراً زمان اجازه نمي داد كه تمام دستورات اسلام باشد.

علي (ع) وصي پيغمبر بود و پيامبر تمام كم و كيف اسلام و لااقل كليات اسلام را به علي (ع) گفت و او را به عنوان يك عالم فوق العاده تعليم يافته از خود و ممتاز از همه اصحاب خويش و كسي كه حتي مثل خودش در گفته اش خطا و اشتباه نمي كند و نا گفته اي از جانب خدا نيست الا اينكه او مي داند ، معرفي كرد و گفت : ايها الناس : بعد از من در مسائل ديني هر چه مي خواهيدسوال كنيد ، از وصي من و اوصياي من بپرسيد ؟ در واقع دراينجا امامت ، نوعي كارشناسي اسلامي مي شود اما يك كارشناسي خيلي بالاتر از حد يك مجتهد، كارشناسي من جانب الله .يعني افرادي كه اسلام شناس هستند . البته نه اسلام شناساني كه از روي عقل و فكر خودشان اسلام را شناخته باشند كه قهراً جايز الخطا باشند ـ بلكه افرادي كه از يك طريق رمزي و غيبي ـ كه بر ما مجهول است ـ علوم اسلام را به پيغمبر گفته اند . از پيغمبر (ص) رسيده به علي (ع) و از او به امامان و در تمام ادوار ائمه ، علم اسلام يك علم معصوم غير مخطي كه هيچ خطا نمي كنند . از هر امامي به امام ديگر رسيده است .

اهل تسنن براي هيچ كس چنين مقامي قائل نيستند، پس انها در اين گونه امامت اصلاً قائل به وجود امام نيستند . نه اينكه قائل به امامت هستند و مي گويند علي (ع) امام نيست و ابوبكر چنين است . براي ابوبكر و عمر و عثمان و بطور براي كلي براي هيچ يك از صحابه چنين شان و مقامي قائل نيستند ، لذا در كتابهاي خودشان هزاران اشتباه از ابوبكر و عمر در مسائل ديني نقل مي كنند ، ولي شيعه امامان خود را معصوم از خطا مي دانند و محال است كه به خطايي براي امام اقرار كنند ( در كتابهاي اهل تسنن مثلاً آمده است ابوبكر در فلان جا چنين گفت ، اشتباه كرد . بعد خودش گفت : « ان لي شيطاناً يعتريني » يك شيطاني است كه گاهي بر من مسلط مي شود و من اشتباهاتي مي كنم و يا عمر در فلان جا اشتباه و خطا كرد و بعد گفت اين زنها هم از عمر فاضلتر و عالمترند). خود اهل تسنن مي گويند عمر در هفتاد مورد ( يعني در موارد زياد و واقعا هم زياد ) گفت : « لولا علي لهلك عمر » . امير المومنين اشتباهاتش را تصحيح مي كند ، او هم به خطايش اقرار مي نمود .

پس آنها قائل به چنين امامتي نيستند ، ماهيت بحث برمي گردد به اين معنا كه مسلماً وحي فقط به پيغمبر اكرم (ص) مي شد . ما نمي گوييم كه به ائمه (ع) وحي مي شود ، اسلام را فقط پيغمبر (ص) به بشر رساند و خداوند هم آنچه از اسلام را كه بايد گفته بشود ، به پيغمبر گفت .

اين طور نيست كه قسمتي از دستورات اسلام نگفته به پيغمبر مانده باشد ، ولي آيا از دستورات اسلام نگفته به عموم مردم باقي ماند يا نه ؟ اهل تسنن حرفشان اين است كه دستورات اسلام هر چه بود همان بود كه پيغمبر به صحابه اش گفت . بعد در مسائلي كه در مورد آنها از صحابه هم چيزي روايت شده مي مانند كه چه كنيم ؟ اين جاست كه مسائل قياس وارد مي شود و مي گويند ما اينها را با قانون قياس و مقايسه گرفتن تكميل مي كنيم كه امير المومنين در نهج البلاغه مي فرمايد : يعني خدا دين ناقص فرستاد كه شما بياييد تكميلش كنيد ؟! و لي شيعه مي گويد : نه خدا دستورات اسلام را ناقص به پيغمبر وحي كرد و نه پيغمبر آنها را ناقص براي مردم بيان كرد ، پيغمبر كاملش را بيان كرد اما آنچه پيغمبر كامل بيان كرد ، همه آنهايي نبود كه به عموم مردم گفت ، بلكه همه دستوراتي را كه از جانب خدا بود به شاگرد خاص خودش گفت و به او فرمود : تو براي مردم بيان كن .

اين جاست كه مساله عصمت هم به ميان مي آيد . شيعه مي گويد : همان طور كه امكان نداشت كه دچار خطا يا اشتباه شود ، زيرا همانگونه كه پيغمبر به نوعي از انواع مويد به تاييد الهي بود ، اين شاگرد خاص هم مويد با تاييد الهي بود ، پس اين ، مرتبه ديگري است براي امامت .

امامت به معني ولايت

مساله ولايت در شيعه به معناي حجت زمان مطرح است كه هيچ زماني خالي از حجت نيست : « و لو لا الحجة لساخت الارض باهلها » يعني هيچ وقت نبوده و نخواهد بود كه زمين از يك انسان كامل خالي باشد و براي انكه انسان كامل مقامات و درجات زيادي قائلند و ما در اغلب زيارتها كه مي خوانيم به چنين ولايت و امامتي اقرار و اعتراف مي كينم ؛ يعني معتقديم كه امام داراي چنين روح كلي است .

ما در زيارت مي گوييم : « اشهد انك تشهد مقامي و تسمع كلامي و ترد سلامي» . ( البته ما براي مرده اش مي گوييم ، اما از نظر ما مرده وزنده او فرقي ندارد ؛ چنين نيست كه زنده اش اينطور نبوده و فقط مرده اش اين طور است .) من گواهي مي دهم كه تو الان وجود مرا در اينجا حس و ادراك مي كني ، من اعتراف مي كينم كه توسخني را كه الان مي گويم : « السلام عليك يا علي بن موسي الرضا » . مي شنوي من اعتراف مي كنم و شهادت مي دهم كه سلامي را كه من به تن مي كنم: « السلام عليك » تو به من جواب مي دهي.

اينها را هيچ كس براي هيچ مقامي قائل نيست ، اهل تسنن ( غير از وهابيها ) فقط براي پيغمبر اكرم قائل هستند .براي غير پيغمبر براي احدي در دنيا چنين علو روحي و احاطه روحي قائل نيستند ، ولي اين مطلب جزئ اصول مذهب ما شيعيان است و همه آن را مي گوييم .

ما اگر بخواهيم وارد بحث امامت شويم بايد در سه مرحله بحث كنيم :

امامت در قرآن

امامت در سنت

و امات به حسب حكم عقل

در مرحله اول بايد ببينيم آيا آيات قرآن در باب امامت دلالت بر امامتي كه شيعه مي گويد دارد يا نه ؟ و اگر دلالت دارد آيا فقط امات به معنيولايت معنوي را هم مي گويند ؟ از اين موضوع كه فارغ شويم بايد وارد بحث امامت در سنت بشويم . ببينيم كه در سنت پيغمبر (ص) راجع به امامت چه آمده ؟ بعد مساله را از نظر عقلي تجزيه و تحليل كنيم كه عقل در هر يك از سه مرحله امامت چه چيز را قبول مي كند .آيا مي گويد از نظر رهبري اجتماعي حق با اهل تسنن است يا جانشين پيغمبر (ص) بايد بوسيله شوراي مردم انتخاب شود يا اينكه پيغمبر جانشين خود را تعيين كرد ؟ هم اين طور در ان دوتاي ديگر عقل چه مي گويند ؟

امامت در قرآن

در قرآن چند آيه هست كه مورد استدلال شيعه در باب امامت است . يكي از آن آيات آيه انما وليكم است . آيه اي در قرآن داريم به اين صورت « انما وليكم الله و رسوله والذين امنوا الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزكوة و لهم راكعون » . « انما » يعني منحصراً .

معني اصلي ولي سرپرست است و ولايت يعني تسلط و سرپرستي : سرپرست شما فقط و فقط خداست و پيغمبر خدا و مومنيني كه نماز را بپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند . ما در دستورات اسلام نداريم كه انسان در حال ركوع زكات بدهد كه بگوييم اين يك قانون كلي است و شامل همه افراد مي شود .

اين اشاره است به واقعه اي كه در خارج يك بار وقوع پيدا كرده است و شيعه و سني به اتفاق آن را روايت كرده اند و ان اين است كه علي (ع) در حال ركوع بود . سائلي پيدا شد و سوالي كرد ، حضرت اشاره كرد به انگشت خود ، او آمد انگشتر را از انگشت علي (ع) بيرون آورد و رفت . يعني علي (ع) صبر نكرد نمازش تمام شود و بعد به او انفاق كند ؛آنقدر عنايت داشت به اينكه آن فقير را زودتر جواب بگويد كه در همان حال ركوع با اشاره به او بفهماند كه اين انگشتر را در آور ، برو بفروش و پولش را خرج خودت كن .

در اين مطلب هيچ اختلافي نيست و مورد اتفاق شيعه و سني است كه علي (ع) چنين كاري كرده است و نيز مورد اتفاق شيعه و سني است كه اين آيه در شان علي (ع) نازل شده . با توجه به اينكه انفاق كردن در حال ركوع جزء دستورات اسلام نيست كه بگوييم ممكن است عده اي از مردم به اين قانون عمل كرده باشند . پس كساني كه چنين مي كنند اشاره و كنايه است ، همانطور كه در خود قرآن گاهي مي گويد : « يقولون » مي گويند و حال آنكه يك سخن آن را گفته در اينجا كساني كه چنين مي كنند ، يعني آن فردي كه چنين كرده . بنابراين به حكم اين ايه علي (ع) به ولايت براي تعيين شده است . اين آيه اي است كه مورد استدلال شيعه است . البته اين آيه خيلي بيش از اين بحث دارد.

آيات ديگر، آياتي است در باره جريان غدير است . خود قضيه قدير جزء سنت است ولي از آياتي كه در اين مورد در سوره مائده آيه 67 وارد شده ، يكي اين آيه است :« يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما لم تفعل فما بلغت رسالته » . اي پيامبر ! آنچه را كه بر تو نازل كرديم تبليغ كن و اگر تبليغ نكني رسالت الهي را تبليغ نكرده اي . مفاد اين آيه آنچنان شديد است كه مفاد حديث :« من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليه » . اجمالاً خود آيه نشان مي دهد كه موضوع آن چنان مهم است كه اگر پيغمبر تبليغ نكند ، اصلاً رسالتش را ابلاغ نكرده .

سوره مائده به اتفاق شيعه و سني آخرين سوره اي است كه بر پيغمبر نازل شده و اين آيات جزء آخرين آياتي است كه بر پيغمبر نازل شده ، يعني در وقتي نازل شده كه پيغمبر (ص) تمام دستورات ديگر را در مدت 13 سال مكه و 10 سال مدينه گفته بود و اين جزء آخرين دستورات بوده است .

شيعه سوال مي كند اين دستوري كه جزء آخرين دستورهاست و آنقدر مهم است كه اگر پيغمبر آنرا ابلاغ نكند همه گذشته ها كان لم يكن است ، چيست؟ يعني شما نمي توانيد موضوعي نشان بدهيد كه مربوط باشد به سالهاي آخر عمر پيغمبر و اهميتش در آن درجه باشد كه اگر ابلاغ نشود هيچ چيز ابلاغ نشده است .

ما مي گوييم ان مساله امامت است كه اگر نباشد همه چيز كان لم يكن است . يكي شيرازه اسلام از هم مي پاشد ، بعلاوه شيعه از كلمات و روايات خود اهل تسنن دليل مي اورد كه اين آيه دز غدير خم نازل شده است . در همان سوره مائده آيه 3 :

« اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام ديناً»

( امروز دين را به حد كمال رساندم و نعمت را به حد آخر تمام كردم امروز است كه ديگر اسلام را براي شما به عناون يك دين مي پسندم ) ، نشان مي دهد كه در ان روز جرياني رخ داده كه ان قدر با اهميت است كه آنرا مكمل دين و متمم نعمت خدا بر بشر شمرده است و با بودن آن ، اسلام ، اسلام است و خدا اين اسلام را همان مي بيند كه مي خواسته و با نبودن آن اسلام ، اسلام نيست . شيعه به لحن اين آيه كه تا اين درجه براي اين موضوع اهميت قائل است استدلال مي كند و مي گويد آن موضوعي كه بتواند نامش مكمل دين و متمم نعمت و ان چيزي باشد كه با نبودنش اسلام اسلام نيست ، چه بوده است ؟ مي گويد : ما مي توانيم موضوعي را نشان بدهيم كه در آن درجه از اهميت باشد ولي شما نمي توانيد . بعلاوه ، رواياتي هست كه تاييد مي كند اين آيه هم در همين موضوع وارد شده است.

امام (ع) جانشين پيغمبر است

در مورد مساله امامت آنچه كه در درجه اول اهميت است مساله جانشيني پيغمبر است . توضيح و تبيين و بيان دين منهاي وحي ، البته بدون شك كسي كه به او وحي مي شد ، پيغمبر اكرم بود و بس و با رفتن ايشان مساله وحي و رسالت به كلي قطع شد .

مساله امامت اين است كه ايا با رفتن پيغمبر ، بيان آن تعليمات آسماني ـ كه ديگر در انها اجتهاد و راي شخصي وجود نداردـ در يك فرد متمركز بود به طوري كه مانند پيغمبر (ص) مردم هر چه از او در مسائل ديني سوال مي كردند مي دانستند كه پاسخ وي حق و حقيقت است و راي و فكر شخصي نيست كه ممكن است اشتباه كرده باشد و روز بعد ان را تصحيح كند ؟ ما درباره پيغمبر اين سخن را نمي گوييم و نمي توانيم بگوييم كه به نظر ما فلان پاسخ پيغمبر اشتباه است و او دراينجا عمداً تحت تاثير هواهاي نفساني خود قرار گرفته است، زيرا اين حرف مخالف با قبول نبوت است .

اگر جمله اي به دلايل قطعي ثابت شده باشد كه از پيغمبر اكرم است هرگز نمي گوييم كه پيغمبر فرمود اما اشتباه كرد ، غفلت كرد . در مورد يك مرجع تقليد ممكن است بگوبيم در فلان پاسخ سوال اشتباه كرده ، غفلت كرده و يا ـ همانطور كه ردباره همه احتمال مي دهيم ـ تحت تاثير جرياني قرار گرفته است اما در مورد پيغمبر چنين سخناني نمي گوييم ، همان گونه كه درباره آيات قرآن نمي گوييم كه متاسفانه دراينجا وحي اشتباه كرده يا سك هواي نفساني وظلمي دخالت كرده است ، وحي اشتباه كرده ، يعني اين آيه وحي نيست.

آيا بعد از پيغمبر ، انساني وجود داشت كه واقعاً مرجع احكام دين باشد ان طوري كه ايشان مرجع و مبين و مفسر بودند ؟ آيا يك انسان كامل با اين مشخصات وجود داشت با اين تفاوت كه انچه پيغمبر در اين گونه مسائل مي گويد مستند به وحي مستقيم است و آنچه ائمه(ع)‌مي گويند مستند به پيغمبر است نه به اين شكل كه پيغمبر به آنها تعليم كرد بلكه به آن شكلي كه مي گوييم علي (ع) فرمود ‍: پيغمبر (ص) بابي از علم به روي من باز كرد كه از ان باب هزاران باب ديگر باز شد.

ما نمي توانيم تفسير كنيم كه اين چگونه بوده است كه پيغمبر چگونه علم را از ناحيه خدا مي گيرد ، نمي توانيم تفسير كنيم كه چه نوع ارتباط معنوي ميان پيغمبر (ص) و علي (ع) بود كه پيامبر حقايق را به تمامه به علي (ع) آموخت و به غير از او نياموخت .

در نهج البلاغه ـ در جاهي ديگر هم نظير اين عبارت زياد است ـ علي (ع) مي فرمايد : من با پيغمبر در حراء بودم ( بچه بوده اند ) ، صداي ناله دردناكي را شنيدم ، گفتم يا رسول الله : من صداي ناله شيطان را در وقتي كه وحي بر تونازل شده شنيدم . به من فرمود : « يا علي ! انك تسمع ما اسمع و تري ما اري و لكنك لست بنبي » اگر در همان جا كنار علي (ع) فرد ديگري هم بود ، آن صدا را نمي شنيد ، چون ان شنيدن ، شنيدن بي صدا نبوده كه در فضا پخش شود كه بگوييم هر كس گوش مي داشت ، آن سمع و حس و بينش ديگري داشت .

ولايت عالمان ديني از منظر عقل و شرع

ولايت فقيه از نگاه عقل

بي ترديد اصل وجود نهاد ولايت ، مبتني بر نياز ضروري و متكي بر فطرت انساني است . اين ضرورت در همه اعصار و زمان ها حضور داشته است . يعني همان طور كه در زمان پيغمبر گرامي اسلام (ص) ولايت امري ضروري بوده و در دوران غيبت امام (ع) نيز اين ضرورت همچنان باقي است ، زيرا اجراي كامل دين ، در گرو تشكيل حكومت اسلامي است و چنين ضرورتي نمي تواند موقت و محدود به دوران حضرت پيامبر (ص) و يا ظهور معصوم (ع) باشد .
از غيبت غري تا كنون بيش از هزار سال مي گذرد ـ ممكن است صدها هزار سال ديگر هم بگذرد و مصلحت اقتضاء نكند كه حضرت تشريف بياورند ـ در طول اين مدت مديد ، احكام اسلام نبايد زمين بماند و اجرا نشود ؟ 000 فوانيني كه پيغمبر اكرم (ص) در راه بيان و تبليغ و نشر و اجراي ان 23 سال زحمت طاقت فرسا كشيد ، فط براي مدت محدودي بود ؟
آيا خدا اجراي احكامش را محدود كرد به دويست سال ، و پس از غيت صغري اسلام ديگر همه چيز ها را رها كرده است ؟

با پذيرش اصل ولايت به عنوان يك ضرورت ، بايد ديد در در چه صورتي ولايت ، از مشروعيت برخورداري است . با فرض اين كه كاركرد حكومت و تصميمات ان مبتني بر شريعت اسلامي است . چه كسي و با چه ويژگي هايي بايد در راس قدرت قرار گيرد ؟

امام خميني (ره) ولايت فقيه را امري بديهي دانسته ، اين گونه استندلال مي كند:

شرايطي كه براي زمامدار ضروري است ، مشتقيماً ناشي از طرز حكومت اسلامي است . پس از شرايط عامه ، مثل عقل و تدبير ، دو شرط اساسي وجود دارند كه عبارتند از :

1- چون حكومت اسلامي ، حكومت قانون است . براي زمامدار ، علم به قوانين لازم مي باشد 000 نه براي زمامدار بلكه براي همه افراد ، هر شغل يا وظيفه يا مقامي داشته باشند ، چنين علمي ضرورت دارد . منتها حاكم بايد افضليت علمي داشته باشد 000 عقل همين را اقتضاء دارد ، زيرا حكومت اسلامي حكومت قانون است .

اگر زمامدار مطالب قانوني را نداند ، لايق حكومت نيست . چون اگر تقليد كند، قدرت حكومت شكسته مي شود و اگر نكند ، نمي تواند حامي و مجري قانون اسلامي باشد .پس بايد حاكميت رسماً به فقها تعلق گيرد نه به كساني كه به علت جهل به قانون مجبورند از فقها تبعيت كنند .البته لازم نيست كه صاحب منصبان و مرزبانان و كارمندان اداري همه قوانين اسلام را بدانند و فقيه باشند ، بلكه كافي است قوانين مربوط به شغل و وظيفه خود را بدانند .

2- زمامدار بايستي از كمال اعتقادي و اخلاقي برخوردار و عادل و دامنش به معاصي آلوده نباشد .كسي كه مي خواهد ( حدود ) جاري كند ، يعني قانون جزاي اسلام را به مورد اجرا بگذارد ، متصدي بيت المال و خرج و دخل مملكت شود و خداوند اختيار اراده بندگانش را به او بدهد بايد معصيت كار نباشد 000 خداوند تبارك و تعالي به جائر چنين اختياري نمي دهد .

اگر فرد لايقي كه داراي اين دو خصلت است ، به پا خاست و تشكيل حكومت داد ، همان ولايتي را كه رسول اكرم( ص ) در امر اداره جامعه داشت ، دارا مي باشد و بر همه مردم لازم است كه از او اطاعت كنند .

بنابراين همان طور كه شرايط عمومي ، مانند عقل و تدبير به تناسب وظيفه قابل استنباط است و هر عاقلي آن را لحاظ مي كند. فقاهت و عدالت نيز در طبيعت كاركرد حكومت اسلامي اسلامي است . به سخن ديگر از تحليل ماهيت و وظايف و لحاظ تناسب لازم ميان شاغل و شغل مي تواند به اين دو شرط ( فقاهت و عدالت ) رسيد .

بي ترديد در دست داشتن قدرت و نشستن در راس هرم قدرت ، اگر همراه با صلاحيت بالاي اخلاقي نباشد ، مفاسد غير قابل جبراني را به بار خواهد آورد . كسي كه مي خواهد نيروهاي اجتماع را براي رسيدن به تعالي اخلاقي هماهنگ كند ، بايد خود واجد فضايل بالاي اخلاقي باشد .

در استدلال امام ، اين نكته شايان توجه است كه خداوند ـ چون حكيم است ـ زمام مردم را در اختيار فردي كه فاقد ملكه عدالت و تقوي است و زمام امر خود را در دست ندارد ، نمي سپارد . طبيعي است حكومتي كه دغدغه اجراي عدالت دارد . بايد در قبضه كسي كه توانسته است عدالت را در خود استقرار بخشد.در خصوص صلاحيت علمي نيز شيوه استدلال امام ، همان رعايت تناسب لازم ميان مشاغل و شغل است .

از آن جا كه حكومت اسلامي در پي اجراي قانون اسلام است ، فردي كه توانايي فهم قانون اسلام را ندارد . نمي تواند چنين وظيفه سنگيني را بر عهده گيرد . همچنين امام (ره) تاكيد مي كنند كه صلاحيت علمي بالا و قدرت اجتهاد وجود دارد ، به طور طبيعي ، نوبت به كساني كه اطلاعات ديني آنان سطحي و در حد مطالعه آراي ديگران است ، نمي رسد .

آن گرامي در پاسخ به ايت سوال كه خلفاي ايشان چه كساني هستند ، مي فرمايد : ( آنان كه سنت مرا روايت مي كنند ) از سويي ، معروفترين تعريف براي خلافت رهبري امت است و پيامبر (ص)‌آن را در صلاحيت كساني دانسته است كه راوي سنت وي اند . گفتني است كه راوي سنت معنايي عام تر و عميق تر از ناقل سنت دارد . راوي ، كسي است كه صلاحيت شناسايي محتواي ديدگاه هاي دين را نيز دادرا است . صرف ناقل حديث بودن ، هيچ گاه در چنين منزلتي نمي نشيند . بنابراين ،مقام جانشيني پيامبر (ص) از آن عالمان ديني است .امام برترين مصداق عالمان دينند ، اما در عصر غيبت ، شان راويان دين از آن مجتهدان است . از همين رو است كه امام صادق (ع) ، عالمان ديني را حاكمان اسلامي مي شناسانند :

من كان منكم قد روي حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا 000 فاني قد جعلته حاكما .

كسي كه گفتار ما را روايت مي كند و در حلال و حرامي كه بيان مكرده ايم مطالعه كرده و انها را شناخته است . چنين شخصي را من حاكم قرار داده ام .

امام (ع) مطلب فوق را در پاسخ به اين پرسش كه آيا در مسائل اخلاقي كه نياز به داوري دارد ، مي توان به سلطان و يا قضاوت منصوب از جانب ايشان رجوع كرد ، بيان مي كند و اين عمل ( مراجعه به قضات حكومتي ) را رجوع به طاغوت دانسته ، به شدت منع مي كند و مي فرمايد : ( در اين گونه موارد بايد به شخصي كه عالم ديني است مراجعه كنيد و من او را حاكم بر شما قرار داده ام .

اين حكم امام اگر چه در دوران حضور صادر شده است ، به طريق اولي شامل دوران غيبت نيز مي شود ؛ چرا كه وقتي امام صادق (ع) عالمان را درد عصر حضور حاكم قرار داده است در دوران غيبت به اين نيابت نياز بيشتري است .امام عصر (عج) در پاسخ به نامه يكي از پيروان خود درباره وظيفه مومنان در حاودثي كه پيش مي آيد ، مي فرمايد :

« بالحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه احاديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله »

در حوادثي كه واقع مي شود به راويان حديث ما مراجعه كنيد ، چرا كه آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا .

جاي تردي نيست كه سوال راوي از امام (عج) درباره مرجع مسائل شرعي و جزئي نيست ، زيرا همه مي دانند كه بايد مسائل شرعي خود را از عالمان ديني بپرسند و در مقام فهم حكم خدا به آنان رجوع كنند .

چاره اي نماند جز اين كه بپذيريم سوال درباره سرپرستي و رهبري امت است و منظور از حوادث واقعه كه در اين روايت آمده ، مسائل و احكام شرعيه نيست . نويسنده نامه نمي خواهد بپرسد درباره مسائل تازه اي كه براي ما رخ مي دهد ، چه كنيم . چون اين موضوع جزء واضحات مذهب شيعه بوده است و روايات متواتر دارد كه در مسائل بايد به فقها رجوع كنند .

در زمان ائمه (ع) هم به فقها رجوع مي كردند و از آنان مي پرسيدند :

كسي كه در زمان حضرت صاحب ـ سلام الله عليه ـ باشد و با نواب اربعه رواب داشته باشند و به حضرت نامه بنويسند و جواب دريافت كنند ، به اين موضوع توجه دارند كه در فرارگرفتن مسائل به چه اشخاصي بايد رجوع كرد ؟ منظور از حوادث واقعه پيشامدهاي اجتماعي و گرفتاريهايي بوده كه براي مردم و مسلمين روي مي داده است و به طور كلي و سربسته سوال كرده : اكنون كه دست ما به شما نمي رسد ، در پيشامدهاي اجتماعي بايد چه كنيم و وظيفه چيست ؟

در اين روايت ، امام ضمن اين كه مردم را به عالمان ديني و راويان احاديث ارجاع مي دهد ، آنها را حجت نيز معرفي مي كند ، چنان كه امامام نيزحجتند . بنابراين در غياب امامان ـ عليهم السلام ـ عالمان ، حجت امام بر مردمند و عدم رجوع به آنها و نپذيرفتن سرپرستي ايشان ،كوتاهي در حق امام است .

ولايت عالمان : وحدت يا كثرت ؟

ولايت در دوران غيبت از آن فقيهان عالمان دين است و آنان وظيفه دارند در هر محدوده اي كه ممكن است ، اعمال تدبير و ولايت كنند .

تا وقتي كه حكومت اسلامي تشكيل نشده است عالمان مختلفي كه همگي از صلاحيت لازم برخوردارند ، داراي ولايتند و هر كدام مي تواند در محدوده اي اعمال ولايت كنند .به گونه اي كه معارض و مهاجم ولايت ديگري نباشد ليكن هرگاه ، فقيه در مساله اي اعمال ولايت كرد ، ديگران بايد آن را حكم بر خود حجت دانند و نقص ان را جايز نشمارند .

پذيرش ولايت عالمان در معرض يكديگر در دوراني كه حكومت اسلامي تشكيل نشده است ، اين مجال را براي مردم فراهم مي كند تا بتوانند در غياب حكومت اسلامي تا جايي كه ممكن است امور خود را تحت نظر عالمان ديني به سامان برسانند و حتي نسبت به به براندازي حكومت نامشروع اقدام نمايند .در فلسفه سياسي شيعه ، انقلاب اقدامي كور و نامشروع نيست ، بلكه به واقع پذيرش ولايت نايبان امام در گستره اجتماع است .

انقلاب پديده اي اشت مشروع و موجه كه پيامد پيروي و تبعيت از كساني است كه ولايت شرعي دارند . در اين مرحله انقلاب ، وقتي يكي از عالمان زمام رهبري را به دست گرفت اقدام عالمان ديگر بايد صرفاً در جهت تاييد و حمايت باشد .در اين مرحله انقلاب ، وقتي يكي از عالمان زمام رهبري را به دست گرفت اقدام عالمان ديگر بايد صرفاً در جهت تاييد و حمايت باشد .

در مرحله استقرار حكومت اسلامي ، به دليل ماهيت حكومت كه نيازمند تجزيه ناپذير است ، تنها يكي از عالمان در راس قرار مي گيرد و اعمال ولايت و ديگران نمي توانند در عرض او اعمال ولايت كنند . از اين رو در اين مرحله ، مقوله تعيين دخالت مي كند و سرانجام يك نفر بر ديگران رجحان مي يابد . در قانون اساسي جمهوري اسلامي ، تعيين از طريق خبرگان منتخب مردم صورت مي گيرد . آنها طبق قائده عقلايي ، دست به انتخاب مي زنند و كسي را كه در مجموع از صلاحيت بيشتري برخوردار است بر سمند رهبري مي نشانند .

مديريت فقهي يا علمي

مديريت و فن حكومت داري تابع تخصص وآگاهي هاي مختلفي است كه بسياري از آنها ارتباطي با احكام ديني و شريعت ندارند . از اين رو گاه اين پرسش رخ مي نمايد كه تاكيد و تكيه بر فقاهت براي امر حكومت داري و برنامه ريزي خرد و كلان ، چه توجهي مي تواند داشته باشد .

در پاسخ بايد گفت : ولايت و حكومت فقيهان و آشنايان به دين هيچ گاه به معناي انزواي علوم ، فنون ، تجربه هاي بشري و تدبير عقلاني نيست . طبيعي است كه در جامعه ، گردش امور به تخصص هاي مختلف نياز دارد و مديريت بالاي جامعه در هر حكومتي ـ ديني يا غير ديني ـ به هيچ وجه بي نياز از اين گونه تخصص ها و تدبيرهاي عقلاني نيست .

از سوي ديگر ، تقريباً محال است كه يك مدير از تمام تخصص هاي مورد نياز جامعه برخوردار باشد . بي ترديد هر شخص با هر تخصص و آگاهي ، اگر در مصدر مديريت كلان جامعه قرار گيرد ، به ناچار به تخصص هاي مختلف براي اداره امور نياز دارد .

حضور مدير اسلام شناس در راس هرم جامعه ، از آن جهت است كه ضمن به كارگيري تخصص هاي مختلف و هماهنگي هايي كه لازمه مديريت صالح است ، نسبت به مطابقت تصميمات با موازين كلي دين اسلام اشراف داشته باشد. در يك حكومت ديني دغدغه اجراي دين از چنان اهميتي بر خوردار است كه بدون حضور فرد آشنا با دين در راس قدرت ، نمي توان نسبت به اجراي ديني در جامعه اطمينان داشت .

بنابراين مديريت فقهي بدين معنا نيست كه تمام تصميمات نظام مستقيماً برگرفته از فقه و بدون تكيه بر تجربيات و ساير علوم بشري است .در حكومت ديني نه مي توان به صرف فقه و احكام جزئي دين بسنده كرد و نه مي توان به دستورات ديني بي توجهي نمود .

مديريت و نظام اداره و حكومت در چنين جامعه اي هم مبتني بر علم و دستاوردهاي علمي است و هم تحت اشراف ديدگاههاي مكتب و نمي توان به بهانه مديريت فقهي راه كارهاي علمي را كنار زد ، يا چنان شيفته دستاوردهاي علمي شد كه راه را بر دخالت دين در ادراه جامعه بست .

منابع فصل :

مجموعه آثار شهيدد مطهري – حماسه حسيني ، جلد هاي 3 و 17

يكي از مسائل در مورد نهضت امام حسين (ع) اين است كه كه ماهيت اين نهضت چه بوده است ؟ چون نهضتها هم مانند پديده هاي طبيعي ماهيتهاي مختلف دارند . اشياء و پديده هاي طبيعي ، از معدنيها گرفته تا گياهان و حيوانات هر كدام ماهييت طبيعي و وضع بالخصوصي دارند . نهضتها و قيامهاي اجتماعي هم اين چنيند .

يك شي را اگر بخواهيم بشناسم ، يا به علل فاعلي آن مي شناسيم و يا به علل غائي آن . امروزه شناخت به علل غائي را چندان قبول ندارند ، يا به علل مادي ان يعني اجزاء و عناصر تشكيل دهنده ان و يا به علل صوري آن يعني به وضع و شكل و خصوصيتي كه در مجموع پيدا كر ده است .

اگر يك نهضت را هم بخواهيم بشناسيم و ماهيتش را بدست آوريم ابتدا بايد علل و موجباتي را كه به اين نهضت منتهي شده است بشناسيم .تا آنها را نشناسيم ماهيت اين نهضت را نمي شناسيم ( شناخت علل فاعلي ) ، بعد بايد علل غائي آن را بشناسيم . يعني اسن نهضت چه هدفي دارد ؟ اولاً هدف دارد يا هدف ندارد ، چه هدفهايي دارد . بعد بايد عناصر و محتواي اين نهضت را بشناسيم كه در اين نهضت چه كارهايي ، چه عملياتي صورت گرفته است ؟ سپس بايد ببينيم اين عملياتي كه صورت گرفته است ، مجموعاً چه شكلي پيدا كرده است ؟

آيا قيام حسين (ع ) از نوع يك انفجار بود ؟

يكي از مسائلي كه درمورد نهضت امام حسين (ع) مطرح است اين است كه آيا اين قيام و نهضت از نوع يك انفجار بود ؟ از نوع يك عمل ناآگاهانه و حساب نشده بود ؟ نظير اينكه به ديگي حرارت بدهند . آبي كه در آن است تبديل به بخار بشود ، منافذ هم بسته باشد ، بالاخره منفجر خواهد شد . نظير انفجارهايي كه براي افراد انسان پيدا مي شود كه انسان در شرايطي قرار مي گيرد كه در هر حالي كه هرگز نمي خواهد فلان حرف را بزند ولي يكمرتبه مي بيند ناراحت و عصباني مي شود و از دهانش هر چه كه حتي دلش هم نمي خواهد بيرون بيايد ، بيرون مي آيد . اين را مي گويند انفجار . بعضي از قيامها انفجار بود .

يكي از جاهايي كه در آن ، راه مكتب اسلام را با راه مكاتب مادي امروز فرق مي كند ، اين است كه مكاتب مادي امروز روي اصول خاص ديالكتيكي مي گويند ، تضادها را تشديد مي كند ، ناراحتيها را تشديد مي كند ، شكافها را هر چه مي توانيد عميقتر كنيد ، حتي با اصلاحات واقعي مخالفت كنيد ، براي اينكه جامعه را به انقلاب به معني انفجار بكشاند .

اسلام به انقلاب انفجاري ، يك دوره معتقد نيست . اسلام ، انقلابش هم انقلاب صد در صد اگاهانه و از روي تصميم و كمال و آگاهي انتخاب سوق دهيد . آيا جريان امام حسين (ع) يك انقلاب انفجاري و يك انفجار بود ؟ يك كار ناآگاهانه بود ؟ آيا به اين صورت بود كه در اثر فشارهاي خيلي زيادي كه از زمان معاويه و بلكه قبل از آن بر مردم و خاندان امام آورده بودند ، دوره يزيد كه رسيد ديگر اصلاً حوصله امام حسين (ع) سرآمد و گفت :

هر چه با دا باد ، هر چه مي خواهد بشود ؟ العياذ بالله . گفته هاي خود امام حسين (ع) كه نه تنها از آغاز اين نهضت ، بلكه بعد از مرگ معاويه شروع مي شود ، نامه هايي كه ميان او و معاويه مبادله شده است ، سخنرانيهايي كه در مواقع مختلف ايراد كرده است . از جمله آن ، سخنراني معروفي كه در مني صحابه پيغمبر را جمع كرد ـ و حديثش در تحف العقول است و خيلي خطا به بسيار غرايي است ـ نشان مي دهد كه اين نهضت در كمال آگاهي بوده ؛ انقلاب است ، اما نه انفجار ؛ انقلاب است ،ولي انقلاب اسلامي نه انفجار .

از جمله خصوصيات امام حسين (ع) اين است كه در مورد فرد فرد اصحابش اجازه نمي دهد كه قيام او حالت انفجاري داشته باشد . چرا امام حسين (ع) در هر فرصتي مي خواهد اصحابش را به بهانه اي مرخص كند ؟ دائماً به آنها مي گويد : آگاه باشيد كه اينجا آب و ناني نيست و قضيه خطر دارد . حتي در شب عاشورا با زبان خاصي با آنها صحبت مي كند:

من اصحابي از اصحاب خودم بهتر و اهل بيتي از اهل بيت خودم فاضلتر سراغ ندارم . از همه شما تشكر مي كنم . از همه شما ممنونم ، اينها جز با من با كسي از شما كاري ندارند ، شما اگر بخواهيد برويد وآنها بدانند كه شما خودتان را از اين معركه خارج مي كنيد ، به احدي از شما كاري ندارند . اهل بيت من در اين صحرا كسي را نمي شناسند ، منطقه را بلد نيستند . هر فردي از شما با يكي از اهل بيت من خارج شود و برود . من اينجا خودم هستم تنها .

رهبري كه مي خواهد از ناراحتي و نارضايتي مردم استفاده كند كه چنين حرفي نمي زند ، همواره از تكليف شرعي مي گويد : البته تكليف شرعي هم بود و امام حسين (ع) از گفتن آن نيز غفلت نكرد ،اما مي خواست به آنها بگويد دشمن شما را محصور نكرده ، از ناحيه دشمن اجبار نداريد . اگر از تاريكي شب استفاده كنيد كسي مزاحمتان نمي شود ، دوست هم شما را مجبور نمي كند ، من بيعت خود را از شما برداشتم . اگر فكر مي كنيد كه مساله بيعت براي شما تعهد و اجبار بوجود آورده است ، بيعت را هم برداشتم .يعني فقط انتخاب وآزادي .

بايد در نهايت آگاهي و آزادي بدون اينكه كوچكترين احساس اجباري از ناحيه دشمن يا دوست بكنيد ، مرا انتخاب كنيد . اين است كه به شهداي كربلا ارزش مي دهند و الا طارق بن زياد در جنگ اسپانيا وقتي كه اسپانيا را فتح كرد و كشتي هاي خود را از دماغه عبور داد ، همينقدر كه عبور داد دستور داد كه آذوقه به اندازه 24 ساعت نگه دارند و زياد تر از آن را هر چه هست آتش بزنند و كشتيها را هم اتش بزنند . بعد سربازان و افسران را جمع كرد ، اشاره كرد به درياي عظيمي كه در آنجا بود و گفت : يا ايها الناس ! دشمن روبروي شما و دريا پشت سر شماست . اگر بخواهيد فرار كنيد جز غرق شدن در دريا راه ديگري نداريد ، كشتي ديگري هم وجود ندارد ، غذا هم ـ اگر بخواهيد تنبلي كنيد ـ جز براي 24 ساعت نداريد . بعد از آن خواهيد مرد . بنابراين نجات شما از بين بردن دشمن است . غذاي شما در دستان دشمن است ،راهي جز اين نداريد . يعني برايشان اجبار بوجود آورد . اين سرباز اگرتا آخرين قطره خونش نجنگد ، چه كند ؟

اما امام حسين (ع) با اصحاب خودش بر ضد طارق بن زياد عمل كرد . نگفت : دشمن اين جاست ، از اين طرف برويد شما را از بين مي برد ، از آن طرف هم برويد شمار ا نابود مي كند . بنابراين ديگر راهي نيست غير از اينكه روغن چراغ ريخته را بايد نذر امامزاده كرد . شما كه به هر حال كشته مي شويد . حالا كه كشته مي شويد بياييد با من كشته شويد .

آنگونه شهادت ارزش نداشت . يك سياستمدار اين جور عمل مي كند . گفت : نه دريا پشت سرت است و نه دشمن روبرو. نه دوست تو را اجبار كرده و نه دشمن . هر كردام را كه مي خواهي انتخاب كن و در نهايت آزادي .پس انقلاب امام حسين (ع) در درجه اول بايد بدانيم كه انقلاب آگاهانه است ، هم از ناحيه خودش و هم از ناحيه اهل بيت و يارانش ، انفجار نيست .

نهضت چند ماهيتي

انقلاب آگاهانه مي تواند ماهيتهاي مختلف داشته باشد . اتفاقاً در قضاياي امام حسين (ع) ، عوامل زيادي موثر است كه اين عوامل سبب شده است كه نهضت امام حسين (ع) يك نهضت چند ماهيتي باشد نه تك ماهيتي . يكي از تفاوتهايي كه ميان پديده هاي اجتماعي و پديده هاي طبيعي است ، اين است كه پديده طبيعي بايد تك ماهيتي باشد ، نمي تواند چند ماهيتي باشد . يك فلز در آن واحد نمي تواند هم ماهيت طلا را داشته باشد و هم ماهيت مس را ، ولي پديده هاي اجتماعي مي توانند در آن واحد چند ماهيتي باشند . خود انسان موجودي است كه در آن واحد مي تواند چند ماهيتي باشد .

اينكه ساتر و ديگران گفته اند كه انسان وجودش بر ماهيتش تقدم دارد ، اين مقدارش درست است . انسان در ان واحد مي تواند ماهيت فرشته داشته باشد ، در همان حال ماهيت خوك هم داشته باشد ، در همان حالت ماهيت پلنگ هم داشته باشد كه اين داستان عظيمي است در فرهنگ و معارف اسلامي .

پديده اجتماعي مي تواند چند ماهيتي باشد .. اتفاقاً قيام امام حسين عليه السلام از آن پديده هاي چند ماهيتي است ، چون عوامل مختلف در ان اثر داشته اند . مثلا‌ يك نهضت مي تواند ماهيت عكس العملي داشته باشد ، يعني صرفاً عكس العمل باشد و مي تواند ماهيت آغاز گري داشته باشد . اگر يك نهضت ماهيت عكس العمل داشته باشد ، مي تواند يك عكس العمل منفي باشد در مقابل يك جريان و مي تواند يك عكس العمل مثبت باشد در مقابل جريان ديگر . همه اينها در



قیمت: 10000 تومان

شهریور 25

gl/l (1429)

آلومينيت

يك سولفات آلومينيوم آبدار است كه  Al2SO4(OH)4.7H2Oآ لومينيت با فرمول در سيستم منوكلينيك متبلور مي شود. با توجه به فرمول شيميايي اين كاني درمييابيم كه وجود عامل (OH) بيانگر آبدار (hydrous) بودن كاني است و از طرف ديگر وجود H2O در فرمول نشان دهنده آب تبلور مي باشد. به عبارتي ،‌ آب در ساختمان كاني ضميمه شده است . بطوريكه بخشي از كاني بوده و تنها با حرارت دادن از آن خارج مي گردد.

 

آلومينيت بصورت توده هاي گره دار و برنگ سفيد يا خاكستري متبلور مي شود و اين بدان معناست كه بلورهاي آن با چشم عادي ( غير مسلح ) قابل مشاهده نمي باشند . براي ديدن بلورهاي سوزني كوچك اين كاني ، بايد از عدسي دستي ( ‌لوب ) يا ميكروسكوپ با درشت نمايي حداقل10× استفاده كرد .

 

سطح آن اغلب توسط لايه نازكي از جنس ليمونيت پوشيده شده است . اگر نمونه اي پيدا شد كه با اين پوشش و يا گل اندود شده است ، براحتي مي توان آن را با يك دستمال مرطوب پاك نمود . شستشو زير شير آب ممكنست منجر به ايجاد واكنش با آن و صدمه ديدن كاني بشود ولي با آب مقطر قابل شستشو مي باشد .

 

از ديگر مشخصات آن بريده شدن ( بدليل نرمي ) ، چسبندگي به زبان ، حل شدن در اسيد كلريدريك و داشتن لومينسانس اغلب سفيد رنگ، مي باشد.

اين كاني درداراي منشا ثانويه بوده ودر طبيعت در دودكش ها و حفرات گچي كه توسط رس پر شده اند و بطور معمول در ارتباط با كلسيت ، سلنيت و ژيپس شفاف هستند ، ديده مي شود.

آلومينيت نزديكي زيادي با متا آلومينيت دارد كه يك كاني با فرمول مشابه ولي با 5 مولكول آب تبلور مي باشد .اين دو بسيار مشابه بوده و تشخيص آنها از يكديگر تنها با آزمايشات دقيق ممكن مي شود.

 

پراكندگي:

درجمهوري چك ، انگلستان ، فرانسه ، آلمان ، لهستان ، ايتاليا ، هندوستان ، روسيه ، اسپانيا ، و در ايالات متحده ( كلرادو، مي سي سي پي و يوتا ) يافت مي شود .

 

تهيه: نسترن شجاعي كاوه

 

 

آنچه از قبل داشته ايم

آلونيت : k Al5(OH)6(SO4)2(زاج سفيد )تركيب شيميايي: اكسيد پتاسيم4/11 د رصد، اكسيد آلومينيم 37درصد، سولفور 6/38 درصد ، آب 13 درصد. اكثراْ پتاسيم آن با سديم تركيب شده است .

سيستم كريستالي :تري گونال ــ كلاسه دي  تري گونال  اسكالنو ئدريك ـكريستال هاي آن به شكل رمبوئدريك پسدو كوبيك ولوحه اي ضخيم ديده مي شوند .دامنه كاربرد آلونيت بسيار وسيع و متغير مي باشد. به عنوان مثال از آن براي توليد مداد‌هاي ‌بندآورنده‌ي خون ورنگ دانه سفيد در رنگ سازي استفاده مي شود . آلونيت يك كاني ثانويه است كه در اثر آلتراسيون پيريت در آبهاي غني از سولفور به وجود مي آيد.  آلونيت همچنين در فرمورل هاي آتشفشاني نيز تشكيل مي گردد. در برخي ‌از نهشته هاي آلونيت مقادير قابل توجهي از سديم و فسفر Trace ديده مي شود.

منابع اصلي در جهان استراليا، ايتاليا، اسپانيا، اوكراين و كلرادو، نوادا، يوتا ( ايالات متحده) منابع اصلي آلونيت در جهان هستند.

معرفي و كاربردها آلونيتي كه به عنوان زاج شناخته شده است، سولفات آبدار پتاسيم وآلومنيم مي باشد. اگر چه آلونيت عمدتا از سا ل  1824، به عنوان يك كاني مشخص شناسايي و معرفي شده است، با اين وجود به نظر مي آيد كه اين تركيب، از قرن پانزدهم بطور وسيع شناسايي شده است .دامنه كاربرد آلونيت بسيار گسترده است: ماده اصلي پتاس است و كاربرد ويژه آن درصنعت چرم سازي، رنگ سازي، لاك سازي و در پزشكي، از عناصر اصلي تشكيل دهنده مواد  بند آورنده ي خون مي باشد كه  در هنگام  جراحا ت مورد استفاده قرارمي گيرد .

كاربرد هاي جانبي  آلونيت در موارد زير نيز كاربرد دارد: به عنوان بتونه و صافي در تهيه برخي از انواع كاغذ، تهيه كود شيميايي و تهيه رنگ دانه سفيد در رنگ‌سازي (رنگ اصلي كاني سفيد است) كاربرد بسيار دارد. اين كاني ممكن است به رنگ هاي قهوه‌اي، خاكستري، قرمز و يا زرد نيز ديده شود كه به خاطر وجود برخي ناخالصي‌ها در آن است. ديگر امكان استفاده از آلونيت به عنوان منبع توليد آلومينيوم است. هرجند در حال حاضر نياز به استخراج آلومينيم از اين ماده  وجود ندارد. در حال حاضر بوكسيت _ كه به عنوان منبع اصلي توليد آلومينيم محسوب مي شود _  در زمين به حد وجود دارد.

آزمايشاتنقطه ذوب آلونيت بسيار بالا مي‌باشد و در لوله هاي بسته آزمايشگاهي ذوب نمي شود، هرچند در صورت ادامه اين عمليات، آب تبلور خود را از دست مي‌دهد. آزمايش ديگر براي شناسايي اين كاني  ايجاد صداي ترق ترق در هنگام گرم شدن در شعله باز مي‌باشد. طي اين فرآيند به دليل وجود پتاسيم درآلونيت رنگ شعله تمايل به قرمز شدن دارد.

تهيه : مريم بهره مند

 

اژيرين(Aegirine) :

اژيرين به گروهي شامل حدود 20 كاني سيليكاته ، موسوم به پيروكسن ها، تعلق دارد. بلورهاي سوزني شكل ، اين كاني را از ساير كاني هاي اين گروه متمايز مي سازد .

 

پيروكسن ها همچون اژيرين ممكن است به هر دو صورت سازندهاي اصلي و فرعي در طيف وسيعي از سنگهاي آذرين و دگرگونه يافت مي شوند. افزون بر اين ، آنها در سنگهاي ماه و شهاب سنگهاي سنگي فراوان هستند . غالبا اژيرين درون سنگهاي آذرين سرشار از سديم نظير گرانيت و سيانيت حضور دارد.

منابع اصلي آن در: كانادا ، گرينلند، كنيا ، نيجريه ، نروژ، روسيه، اسكاتلند، اركانزاس و مونتانا( آمريكا) اژيرين به رنگ سبز براي نخستين بار در نروژ كشف شد و نامش از اژير (Aegir) نام خداي دريا ، به اعتقاد اسكانديناويها ، اقتباس گرديد. آن يك پيروكسن و يكي از 20 كاني سيليكاته اي است، كه ويژگيهاي فيزيكي، نوري و شيميايي مشابهي دارند. مهمترين پيروكسن ها اوژيت ، ديوپسيد ، ژادئيت و اسپودومن هستند. 

همچون ساير پيروكسن ها، تاريك تر شدن رنگ اژيرين به خاطر داشتن آهن بيشتر در آن است. بنابراين رنگ آن سبز تيره تا قهوه اي يا نزديك به سياه در تغيير است. مهمترين روش براي تشخيص اژيرين از ساير اعضاء اين گروه؛ شكل خارجي بلورين آن است. اكثر بلورهاي پيروكسن منشورهايي با برش عرضي مربع هستند و به صورت دانه هاي بي نظم پيدا مي شوند. از سوي ديگر، منشورهاي اژيرين غالبا به صورت بلورهاي سوزني بلند و دانه هاي مجزا يا تجمع هاي شعاعي بوجود مي آيد . همچنين بيشتر بلورهاي اژيرين ماكل دار هستند. بدين معني كه ، آنها در يك يا چند سطح با يك يا چند بلور كنار خود مشترك مي باشند.

                                   

توضيح شكل:‌شكل بالا اژيرين معمولا به صورت بلورهاي منشوري يا تجمع هاي فيبري تشكيل مي شود.

                             تهيه: محمد علي اكرمي

 

 

آلوفان _ Allophane

  آلوفان نه بعنوان يك كاني، بلكه يك مخلوط شناخته شده است . تركيب شيميايي آن شامل 38 در صد آلومين ( اكسيد آلومينيوم ) و 22- 28 درصد سيليكا مي باشد كه پيوندي شيميايي بين آن ها وجود ندارد بلكه بطور فيزيكي توسط ماده ژلاتيني فاقد ساختمان مشخص بهم پيوسته اند . بنابرين آلوفان بايد غير متبلور ( آمورف ) توصيف شود . بهرحال برخي دانشمندان معتقدند كه سرانجام  ممكنست آلوفان ، از يكي از هفت سيستم تبلور پيروي كند ودرحال حاضر تقارن آن نامشخص است .

 

  آلوفان بطور ثانويه در غارها و رگه هاي كانسارهاي فلزي و نيز در بعضي از نهشته هاي ذغالي يافت مي شود . بصورت استالاكتيت يا قشري و برنگ هاي  سفيد ، سبز ، آبي ، زرد و قهوه اي ديده مي شود .  اول بار در ايتاليا پيدا شده ولي از انگلستان ، آلمان و ايالات متحده ( آريزونا ، كلورادو ، كاليفرنيا ، ماساچوست ، نوادا ، نيو مكزيكو ، پنسيلوانيا و يوتا ) نيزگزارش شده است .



قیمت: 10000 تومان

شهریور 25

gl/l (1428)

فصل اول :

آشنايي با مكان كارآموزي

فصل دوم :

بخشهاي مرتبط با رشته علمي كارآموزي

ماليات :

ماليات گنجينه اي است گرانبها، اما از ماليات در زمانهاي مختلف تعابير متعددي صورت گرفته است، در زمانهاي دور و دوران حکومت پادشاهان، از ماليات به عنوان خزانۀ پادشاه يا اهرم فشار ياد مي شده و يکي از نشانه هاي قدرت پادشاه را شامل مي شد. در آن دوران پادشاهان ماليات را حق خود و مايۀ تأمين و صلابت حکومت خود مي دانستند. از طرفي به دليل سطح پايين و ضعيف فرهنگ مردم در قبال کشور و حکومت و سرنوشت خود طبيعتاً ماليات به عنوان يکي از ظالمانه ترين قوانين و مايۀ نابرابري در جامعه برشمرده مي شد.

امروز با بالا رفتن سطح فکر و سطح فرهنگ مردم، مردم دنيا به اين مسئله پي بردند که ادارۀ هر کشور مي بايست بدست مردم همان کشور و با نظر همه مردم انجام شود. از اين رو ماليات را در تعبير امرزوي مي توان به ميزان همبستگي و مشارکت و فرهنگ مردم يک کشور در اداره و انجام امور مربوط به آن کشور ياد کرد و اينکه هر فرد باتوجه به ميزان توانايي و بهره مندي خود در جامعه، نقش مهمي در پيشرفت کشور خود داشته باشد. از طرفي با صنعتي شدن دنيا و استفاده بي حد و حصر از مواهب طبيعي در روي زمين و بيان مسئله مهم بحران اتمام منابع و انرژي مردم دنيا همواره در تکاپوي اين هستند که کاملترين و صحيح ترين راه استفاده از منابع و همچنين منبعي جديد پيدا کنند. از اين رو نه تنها از ماليات در اداره کشورها استفاده مي شود بلکه از ماليات به عنوان يک منبع مولد در جهت استفاده در تمام امور مربوط به کشورها در جنبه هاي مختلف (اجتماعي، اقتصادي و …) ياد مي شود.

برخي کشورها به دليل نبود منابع طبيعي و يا کمبود منابع طبيعي خيلي زود به اين نتيجه رسيدند که ماليات را نه تنها در جهت ادارۀ امور جاري کشور بلکه مي توان به عنوان يک منبع مولد در انجام کليه فعاليتهاي يک کشور در هر جنبه و هر اندازه بهترين استفاده را کرد و موفقيت يک کشور را در همه عرصه ها تضمين کرد.

در نتيجه مي توان گفت که ماليات منبع و گنجينه گران بهايي است که معدن و محل استخراج آن مردم يک کشور هستند که هرچه مردم بزرگتري را تشکيل دهند کشوري آباد و سرافراز خواهند داشت و مردم مي توانند در سايۀ اتحاد يکديگر سرنوشت و عزت خود را رقم بزنند که اين بسته به ميزان سطح فکر و فرهنگ مردم يک کشور است.

باتوجه به گفته هاي بالا تعريفي امروزي که در همه جاي دنيا نسبت به ماليات عنوان مي شود عبارت است از :

«ماليات مبلغي است که دولت براساس قانون و به منظور تقويت عمومي حکومت و تأمين مخارج عامه از اشخاص مالک (حقيقي و حقوقي) نسبت به ميزان بهره مندي از جامعه دريافت مي کند. ماليات از مهمترين زير ساختهاي اقتصادي است که در رشد و توسعه پايدار، تأمين عدالت اجتماعي از طريق توزيع مجدد درآمد و ثروت و تخصيص مجدد منابع نقش مهمي دارد. همچنين با اخذ ماليات عادلانه و واقعي مي توان به مشکلات مهم در اکثر عرصه هاي اجتماعي و اقتصادي دولت ها مانند کسري بودجه، معضل بيکاري و کاهش سرمايه گذاري ها در بخش هاي توليدي و … فايق آمد.»

پايه هاي مالياتي :

با پيدايش نظام هاي مالياتي در جوامع مختلف جهان که ناشي از بالا رفتن سطح فکر مردم بود پديده اي به نام تفکيک منابع ماليات مطرح شد.

اين تفکيک منابع ماليات را به دو بخش مستقيم و غيرمستقيم تقسيم کرد قبل از شروع هر بحثي در مورد مالياتها مي بايست مفهوم و عناصر کلي اين تفکيک را درک کرد.

در همۀ کشورها از آنجايي که عنصر اصلي و شالودۀ اصلي تأمين مالياتي مردم هستند و ميزان مالياتي نسبت به سهم و نقشي هر فرد از نظر مالکيت و بهره برداري از جامعۀ تعيين مي شود و چون مالکيت و بهره وري هر فرد يا به صورت مستقيم يا غيرمستقيم در هر جامعه مطرح ميباشد از همين رو ماليات ها نيز بر همين اساس در سطح بين المللي از نظر نحوه تأمين و ساختار تشکيل آن به دو پايه اساسي مالياتهاي مستقيم و غيرمستقيم طبقه بندي مي شوند.

ماليات مستقيم :

ماليات هايي هستند که مبلغ آن مستقيماً بواسطۀ ميزان نقش و بهره مندي اشخاص حقيقي و حقوقي از جامعه يا به بيان ديگر به پايۀ درآمد دارايي آنها وضع مي شود.

ماليات غيرمستقيم:

ماليات هايي هستند که مبلغ آن بواسطه بهره مندي و استفاده از عوامل ايجاد شده برپايۀ توليد کالاها و خدمات در جامعه توسط دولت يا ساير نهادها، اخذ مي شود و تعيين مي شود.

بنابراين پرداخت کننده ماليات براي پرداخت ماليات مستقيم با ادارۀ امور مالياتي مواجه مي شود و پرداخت کننده ماليات غيرمستقيم براي پرداخت مواجه با کالاها و خدماتي مصرفي يا توليدي است.

آنچه در تحليل اين دو طبقه بندي نسبت به ماليات مشترک است اين است که در ماليات غيرمستقيم دولت با وضع ماليات بر مصرف و بالا بردن قيمت از کم درآمد و پردرآمد به يک اندزاه ماليات مي گيرد (متناسب)، مگر اينکه مقدار مصرف پردرآمد بيشتر باشد يعني هر فرد به ميزان مالکيت و بهره مندي چه مستقيم و چه غيرمستقيم ماليات خود را پرداخت مي کند.

اهميت پايه هاي مالياتي و نقش آن در توسعه اقتصادي کشور

در بررسي و تجزيه و تحليل پايه هاي مالياتي ها در عرصه هاي مختلف توسعۀ اقتصادي مي توان به موارد زير اشاره کرد.

الف) ماليات ها حربۀ مؤثري هستند جهت مقابله با تقاضاي اضافي براي کالاهاي مصرفي که در نتيجه توسعۀ اقتصادي ايجاد مي شوند.

همزمان با توسعه اقتصادي درآمدهاي قابل تصرف خصوصي افزايش مي يابد ودرنتيجه تقاضا براي کالاهاي مصرفي نيز به دنبال آن افزايش صاحبان درآمدهاي بزرگتر مصرف را کاهش مي دهند در حالي که ماليات هاي غيرمستقيم برکالاهاي ضروري و کالاهاي غيرضروري باعث کاهش قدرت خريد و درآمد اضافي صاحبان درآمد کوچکتر خواهد شد.

بنابراين دولت قادر است از طريق ماليات بر مصرف خصوصي منابع را به بخش دولتي انتقال دهد، که از طريق ماليات ها است که دولت در موقعيتي قرار مي گيرد که فشارهاي تورمي در داخل اقتصاد را کنترل کند.

ماليات مي تواند از طريق کنترل درآمدها موجب شود که تقاضا براي کالاهاي مصرفي کاهش يابد و معادل عرضه گردد به علت زياد بودن ميل نهايي به واردات در اقتصاد لازم است که دولت با اختيار سياست هاي مناسب از افزايش واردات ناشي از افزايش درآمد جلوگيري کننده در غير اينصورت کسري در تراز پرداخت ها اجتناب ناپذير خواهد بود.

ب) ماليات نبايد صرفاً در جهت کسب درآمدهاي بالاتر عمل کند بلکه بايد يکي از اهداف اصلي آن ايجاد انگيزه هاي لازم براي افزايش پس انداز و سرمايه گذاري باشد، ماليتهاي مستقيم با نرخهاي تصاعدي مي تواند از طريق افزايش مصارف عمومي و هزينه هاي سرمايه گذاري به طور مطلوب برانگيزه هاي پس انداز و سرمايه گذاري تأثير بگذارد.

به همين ترتيب افزايش بي رويه مالياتهاي غيرمستقيم سبب دلسردي پس انداز کنندگان خصوصي خواهد شد. بنابراين سيستم مالياتي نبايد خصلت راکد کردن فعاليتهاي اقتصادي را داشته باشد. بي شک بايد ماليتهاي مستقيم بر درآمدهاي اضافي اعمال گردد، اما آن بخش از درآمدهاي اضافي را جذب کند که لطمه اي به روند پس انداز و سرمايه گذاري نزند. در اين مورد ماليات بر مستغلات، دارايي و هزينه هاي اضافي بهتر از ماليات بردرآمد است در حالي که ماليات بردرآمد مصرف را کاهش مي دهد. ماليات بردرآمد به صورت بي رويه سبب دلسردي سرمايه گذاران و پس انداز کنندگان مي شود.

تخفيف هاي مالي مانند معافيت هاي ماليات، در نظر گرفتن وجوهي اختصاصي براي سرمايه گذار و استهلاک ماشين آلات، مجوزهاي مالياتي و غيره اثر منفي ماليات بردرآمد را کاهش داده و انگيزه هاي لازم براي پس انداز و سرمايه گذاري را ايجاد مي کند ماليات هاي غيرمستقيم هم بايد به نحوي اعمال شود که موجب کاهش مصرف هاي تجملي شود و نبايد آنقدر سنگين باشد که سبب افزايش بي رويه قيمت کالاهاي ضروري گردد و بر توليد اين کالاها اثر منفي بگذارد بنابراين ماليات هاي مستقيم و غيرمستقيم نبايد به گونه اي اعمال گردد که نابودي انگيزه هاي پس انداز به دنبال داشته باشد.

ج) در يک کشور در حال توسعه ماليات ها مؤثرترين وسيله جهت انتقال منابع به بخش دولتي و هدايت آنها به طرح هاي مولد است. به منظور شکست هاي دوره هاي باطل فقر افزايش درآمدهاي نازل و پس اندازهاي اندک و سرمايه گذاري ناچيز در اقتصاد لازم است که سرمايه گذاريهاي دولتي افزايش يابد. در اغلب کشورها بنگاههاي خصوصي بسيار کوچک هستند و تنها تعدادي از آنها بنگاههاي اقتصادي درگير توليد کالاهاي مصرفي هستند.

دليل اصلي محدود بودن فعاليتهاي اقتصادي بخش خصوصي کمبود پس انداز (سرمايه) است که اگر سرمايه اي هم وجود داشته باشد به دليل پايين بودن کارآيي آن در بلندمدت اکثر آنان در کانال هاي غير مولد (توليد) و کوتاه مدت مانند سفته بازي و بورس بازي قرار مي گيرد.

در اين حالت دولت با اعمال ماليات هاي مستقيم بر املاک، درآمدزمين، دارايي، طلا، سود، ثروت، ارث و غيره و درآمدهاي اضافي را جذب کند و در پروژه هاي مولد سرمايه گذاري به جريان بيندازد. بنابراين ماليات ها وسيله اي مؤثر براي انتقال منابع از کانالهاي غيرمولد به کانالهاي مولد از طريق سرمايه گذاري هاي عمومي است البته بايد توجه شود که انتقال منابع از بخش خصوصي به بخش دولتي موجب نشود که بخش دولتي بيشتر از حد رشد کند و موجب هدر رفتن سرمايه هاي ملي گردد (کم کاري مردم) دولت بايد در اين فرآيند نقش هدايت و نظارت ايفا نمايد.

د) ماليات بايد روند سرمايه گذاري در اقتصاد را اصلاح کند. در بالا اشاره کرديم که يکي در بالا اشاره کرديم که يکي از وظايف ماليات ها در کشورهاي در حال توسعه انتقال منابع از بخش خصوصي به بخش دولتي است. اما اين بدين معني است که ماليات ها به منظور ريشه کن کردن سرمايه گذاري هاي خصوصي اعمال مي شود، بلکه برعکس، ماليات ها بايد سرمايه گذاري ها را تشويق و در مسير مناسب هدايت کند دولت بايد انگيزه هاي لازم را براي بنگاههاي اقتصادي خصوصي ايجاد کند تا توليد کننده کالاهاي مصرفي و سرمايه اي فعاليت هاي خود را بسط و توسعه دهند. اين امر موجب مي شود که سود اين واحدها افزايش يابد و مجدداً صرف سرمايه گذاري شود. ماليات ها نبايد حجم سرمايه هاي تعيين شده بر اين سرمايه گذاري مجدد را کاهش دهد از طرف ديگر ماليات هاي اخذ شده بايد در سرمايه گذاري در طرح هاي بالا دستي و پايين دستي اجتماعي و اقتصادي مانند آموزش و پرورش، بهداشت عمومي، حمل و نقل، غيره و ديگر خدمات صرف شود تا سرمايه گذاري هاي بعدي با مشکلات زيربنايي روبه رو نشود. بنابراين يکي از اهداف اخذ ماليات دلگرم کردن و تقويت سرمايه گذاري هاي خصوصي به ويژه در مراحل اوليه توسعه اقتصادي است.

هـ) يکي ديگر از اهداف اخذ ماليات کاهش شکاف بين درآمدهاي طبقات ثروتمند و طبقات فقير است. اصولاً توسعه به معني به ارمغان آوردن رفاه اجتماعي براي توده هاي مردم است. توده هاي مردم هنگامي از رفاه اجتماعي اقتصادي برخوردار خواهند بود که توزيع درآمدها به صورت عادلانه صورت گيرد تا مردم عادي بتوانند نيازهاي اقتصادي خود مانند مسکن، غذا، بهداشت، رفاه و غيره را تأمين کنند در اين حالت کاهش نابرابري ها در توزيع درآمد و ثروت نيازمند ابزارهاي جداگانه اي است. مالياتهاي مستقيم تصاعدي مي تواند سبب کاهش و جذب بخش بزرگي از درآمدها و دارايي طبقات غني شود. اما اين نوع ماليات ها ممکن است بر سرمايه گذاري هاي مولد تأثير معکوس بگذارد و بنابراين زماني که هدف دولت اعمال مالياتهاي مستقيم تصاعدي است بايد يک رشته معافيتهاي ويژه در بخش هاي ديگر درنظر گرفته شود تا تأثير معکوس ماليات ها بر سرمايه گذاري هاي مولد را تخفيف دهد. به منظور جلوگيري از تمرکز ثروت در دست تعداد محدودي ثروتمند و جلوگيري از نابرابري هاي شديد اقتصادي، ماليات بر دارايي، ثروت، بورس بازي، طلا و ساير سرمايه هاي غيرمولد تجويز مي شود اين ماليات ها بايد به نحوي اعمال شود که سبب کاهش ميزان پس اندازها نگردد.

به اعتقاد پروفسور کالدور در اغلب کشورهاي در حال توسعه تنها راه چاره کاهش نابرابري و جلوگيري از تقاضاهاي انقلابي و سياسي مي تواند از طريق اعمال مالياتهاي تصادي باشد. ماليات نه فقط تنها ابزار جايگزين براي جذب قدرت ثروت است، بلکه وسيله مؤثرتري براي بسيع منابع موجود توسعه سريع اقتصادي و نيز تنها وسيله اي براي کاهش قدرت عوامل سنجي بر روابط اقتصادي وسياسي و اجتماعي به شمار مي آِيد بنابراين اعمال ماليات هاي تصادي به از بين بردن نابرابري هاي عميق و گسترده در توزيع درآمد و ثروت منتهي مي شود.

ن) ماليات ها سبب بسيج مازاد اقتصادي بر توسعه و تداوم و گسترش ايجاد آن گردد. مثلاً در کشورهاي توسعه نيافته بخش کشاورزي بيش از نيمي از توليد ناخالص ملي را ايجاد مي کند در حالي که بخش اعظم ارزش افزوده ايجاد شده در اين بخش نصيب زمين داران بزرگ و واسطه هاي تجار مي گردد. مازاد توليد اقتصادي تفاوت بين توليد جاري واقعي و مصرف جاري واقعي است. اين مازاد ممکن است در ديگر بخش هاي اقتصادي نيز وجود داشته باشد لازم است که در مراحل اوليه توسعه اقتصادي بخش بزرگي از اين مازادها در کانال هاي مولد قرار بگيرد در اين کشورها زمين داران، تجار، واسطه ها، اين مازاد را صرف سرمايه گذاري در فعاليتهاي غيرمولد اقتصادي مي کنند.

دولت بايد با بسيج اين مازادها از طريق ماليات بر زمين، درآمدهاي کشاورزي، دارايي و غيره، در پروژه هاي عمراني که نفع آنها شامل تمام افراد جامعه مي شود به توسعه اقتصادي کشور کمک کند.

تاريخچه ماليات و دارائي در ايران

ايرانيان از زمان هخامنشيان براي دريافت ماليات و امور مالي كشور دفاتر و سازمانهاي مرتبطي داشتند. در زمان ساسانيان اخذ ماليات صورت كاملتري بخود گرفت و سه نوع ماليات بنامهاي اراضي، سرشماري و سرانه دريافت مي شد. پس از تسلط اعراب به ايران، در زمان حجاج بن يوسف ثقفي دفاتر مالياتي از فارسي به عربي برگردانده شد و در دوره سلجوقي با دستور عبدالملك كندري وزير طغرل مجدداً به فارسي بر گردانده شد. در زمان سلطنت صفويه تجارت خارجي و درآمد گمركي به ماليات اضافه و در دوره افشاريان گسترش بيشتري يافت. در دوره قاجاريه وضع ماليه كشور بواسطه جنگها، مسافرتها و ضعف پادشاهان رو به ركود گذاشت و با زحمات طاقت فرساي اميركبير گامهاي سودمندي برداشته و براي وصول، نگهداري و مصرف خزانه مقررات جديدي وضع گرديد.

قبل از مشروطيت شاهان تمام در آمدها و عوايد كشور را در اختيار داشته و تمام مخارج نيز به فرمان و تصويب شخص او صورت مي گرفت. با انقلاب مشروطه در سال 1285 اولين كابينه قانوني تشكيل و ناصرالملك بعنوان نخستين وزير ماليه از مجلس شوراي ملي راي اعتماد گرفت. از سال 1300 به

بعد دگرگونيهاي زيادي در وزارت ماليه رخ داد. بالأخره در سال 1353 قانون تشكيل وزارت امور اقتصادي و دارائي با 6 ماده به تصويب مجلس شوراي ملي سابق رسيد.

 ماليات

برنامه هاي مالياتي بعنوان يكي از ابزارهاي توسعه شمرده مي شود. در بسياري کشورها شهروند معادل ماليات‌دهنده است. تقريبا همه جاي دنيا براي هر فرد پذيرفته شده است که اگر در زندگي روزمره‌اش خدمتي دريافت مي‌کند، بايد هزينه‌اش را به طور مستقيم يا غيرمستقيم بپردازد. اکثر ماليات‌دهندگان تقريباً پذيرفته‌اند که چرا ماليات مي‌دهند. آنها در ازاي خدماتي که دريافت مي کنند با رغبت ماليت خود را پرداخت مي کنند و به همين دليل با کم‌کاري و اصراف در بودجه کشور به شدت برخورد مي‌کنند.

ماليات در جامعه اسلامي

با توجه به اينكه حكومت اسلامي از اهم احكام اسلام و حاكم بر بقيه احكام فرعي است، لذا خداوند متعال براي حكومت، منبع مالي قرار داده است كه اين منابع مالي همان مالياتهاي شرعي و اسلامي است. خمس و زكات دو مورد از عمده ترين مالياتهاي اوليه اسلام است كه حكومت اسلامي با اخذ آن از مردم، به مصرف اداره جامعه و پيشرفت و توسعه كشور اسلامي مي رساند. همچنين هزينه ها و مخارج تشكيلات حكومت اسلامي از محل همين مالياتها تأمين مي شود. اميرمؤمنان علي عليه السلام درباره اثرات ماليات در اداره جامعه اسلامي مي فرمايند: « ولم يستقم امره الا قليلا » حكومت، با نابودي ماليات جز اندكي دوام نمي آورد. با اينحال مي فرمايند: « ولا تضربن احدا سوطا لمكان درهم » براي گرفتن درهمي (ماليات) كسي را باشلاق نزنيد.  

در نظام اقتصادي اسلام هدف از دريافت ماليات؛ اداره جامعه اسلامي، تأمين نيازهاي نيازمندان، حفظ سرمايه ها، اصلاح و تقويت نيروهاي مسلح مي باشد.

تعريف در آمد مشمول ماليات

عبارت است ازكل درآمدهاي مكتبه سالانة حاصل از فعاليت هاي شغلي پس ازكسر هزينه هاي قابل قبول و استهلاكات طبق مقررات قانون .

ماليات مشاغل به سه دسته تقسيم مي شود :

1 . مشاغلي كه صاحبان آن مكلف به ثبت فعاليت هاي شغلي خود در دفاتر روزنامه وكل هستند از جمله مشاغل اين گروه : بازرگانان ، صاحبان كارخانه ، تعاون ، عمده فروشان .

2 . مشاغلي كه صاحبان آن به ثبت فعاليت هاي شغلي خود در دفاتر درآمد و هزينه كه در سازمان حاضر موجود مي باشد هستند از جمله شاغل اين گروه آهن فروشان ، وكلا ، مهندسان و پزشكان .

3 . ساير مشاغل كه جزوگروه 1 و 2 نمي باشند . مانند خرده فروشان .

دستورالعمل چگونگي تكميل اظهارنامه و فرم هاي پيوست

مشخصات مودي :
در اين قسمت مشخصات كامل خود و محل كسب خود را حسب موارد خواسته شده تكميل نمائيد .

مشخصات شريك و شركاء
چنانچه فعاليت شغلي توسط چند شريك انجام مي شود لازم است تعداد شركاء و مشخصات آنان به شرح موارد ذكرشده بطوركامل در اين قسمت درج گردد در صورت تعدد شركاء صورت ريز شركاء به همراه مشخصات آنان به ضميمه اظهارنامه به اداره امور مالياتي ارائه گردد .

محاسبه درآمد مشمول ماليات و ماليات متعلقه
– سود منقول از حساب سود و زيان : سود يا زيان ويژه خود را طبق حساب سود و زيان مندرج در صفحه 4 در اين قسمت درج نمائيد .
– در قسمت اضافه مي شود ( به شرح صورت ريز پيوست ) مواردي از قبيل هزينه هاي غيرقابل قبول و يا تعديلات سنواتي ( سود ) و موارد مشابه ديگري كه ماليات آن قبلا پرداخت نشده است را درج نمائيد .

– در رديف 1 مواردكسر مي شود ، درآمدهاي معاف از پرداخت ماليات به شرح جدول شماره 1 درج شود .

– در رديف 2 مواردكسر مي شود ، مي توانيد در صورت تمايل پرداخت هاي انجام شده بابت موضوعات ماده 172 قانون ماليات هاي مستقيم را درج نمائيد ( متن كامل ماده مذكور در پايان اظهارنامه آمده است ) .

– در رديف 3 مواردكسر مي شود ، درآمدهائي كه ماليات آن بطور مقطوع قبلا پرداخت گرديده است را به شرح جدول شماره 2 درج نمائيد .

– در رديف 4 كسر مي شود . معافيت ها و بخشودگي هاي مالياتي را به شرح جدول شماره 3 درج نمائيد .

– در رديف 5 كسر مي شود ، ساير مواردكه مي بايست از درآمد مشمول ماليات كسر گردد تا در محاسبه درآمد مشمول ماليات منظورنگردد درج شود مانند زيان سنوات قبلي كه مورد تأييد واحد مالياتي قرارگرفته است .

– در قسمت مانده درآمد مشمول ماليات نتيجه حاصله از مبالغ اضافه وكسر شده از سود منقول از حساب سود و زيان درج شود .

– در قسمت ماليات متعلقه ، ميزان ماليات را با رعايت ماده 101 قانون ماليات هاي مستقيم و تبصره آن براساس نرخ هاي ماده 131 قانون مذكور محاسبه و درج نمائيد .

– در قسمت ماليات پرداختي ، ميزان و مبالغ ماليات پرداختي را به شرح جدول شماره 4 درج نمائيد .

– در قسمت مانده ماليات تفاوت بين ماليات متعلقه و ماليات پرداختي را درج نمائيد.

– پس از تكميل اظهارنامه مالياتي و جداول پيوست آن به منظور تأييد صحت مندرجات آن نام و نام خانوادگي خود را قيد و محل مربوطه را امضاء نمائيد .

جدول شماره (1 ) درآمدهاي معاف از ماليات
طبق قانون و مقررات مالياتي بعضي از درآمدهاي اشخاص از ماليات معاف مي باشد لذا چنانچه فعاليت هاي كسبي شما از موارد مذكور در اين جدول مي باشد ، قسمت مربوطه را با رعايت مواد قانوني ذكرشده تكميل نمائيد .

جدول شماره ( 2 ) درآمدهائي كه ماليات آن بطور مقطوع قبلا پرداخت گرديده است .
مطابق قانون و مقررات مالياتي بعضي از منابع درآمدي ( به شرح جدول مذكور) مشمول ماليات مقطوع بوده و به اين درآمدها علاوه بر ماليات مذكور ماليات ديگري تعلق نمي گيرد . بنابراين چنانچه داراي هريك از درآمد موضوعات به شرح جدول فوق مي باشيد مراتب را با ذكر سود حاصل و مبلغ ماليات پرداختي و شماره قبض پرداخت ماليات مربوط قيد نمائيد .

جدول شماره ( 3 ) معافيت ها و بخشودگي هاي مالياتي
– به موجب ماده 101 ق . م . م كه شرح كامل آن در قسمت انتهاي اظهارنامه درج شده است براي مودياني كه اظهارنامه مالياتي خود را در موعد مقرر به اداره امور مالياتي تسليم نموده باشند تا ميزان معافيت موضوع ماده 84 ق . م . م . معافيت در نظرگرفته شده است
پس از مطالعه متن كامل ماده 101 و تبصره آن نسبت به تكميل قسمت مربوطه اقدام نمائيد از آنجائي كه ضريب سالانه حقوق هرسال با توجه به تورم افزايش مي يابد ميزان معافيت سالانه نيز رقم ثابتي نبوده و هرساله با توجه به ضريب تعيين شده افزايش مي يابد .

– در قسمت هزينه هاي درماني موضوع ماده 137 كه شرح كامل ماده مزبور در انتهاي اظهارنامه درج شده است ، پس از مطالعه ماده مذكور چنانچه مواردي دراين خصوص هزينه نموده ايدكه مطابق با ماده مذكور عمل شده است آن را در اين قسمت درج نمائيد.

– در قسمت ساير معافيت ها ، موارد ديگري از معافيت ها را كه به موجب ساير قوانين و مقررات از جمله قانون برنامه پنج ساله ، قانون بودجه و . . . وضع مي شود مانند اقساط ماهيانه ، وام هاي دريافتي از بانك ها در سالهاي 1379 الي 1383 بابت مسكن را با رعايت قوانين و مقررات مربوطه در اين قسمت درج نمائيد .

جدول شماره ( 4 ) ماليات پرداختي
مبالغ پرداختي بابت ماليات عملكرد مربوط را با ذكر سري و شماره قبض ، تاريخ شعبه بانك ملي دريافت كننده و مبلغ آن در اين قسمت بنويسيد .

تراز نامه
– با توجه به سرفصل هاي حساب هاي دفتركل نسبت به تكميل ترازنامه اقدام نمايند . چنانچه سرفصل هاي ترازنامه مزبور ، با سرفصل هاي حساب هاي دفتركل شما مطابقت ندارد ، موارد را در سرفصل هاي مشابه درج نموده و صورت ريز آن و موارد تركيبي را
ضميمه نمائيد .

حساب سود و زيان
– با توجه به نوع فعاليت خود نسبت به تكميل حساب سود و زيان اقدام نمائيد .

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته
– با درنظرگرفتن نوع فعاليت خود حسب مورد نسبت به تكميل جدول مذكور اقدام نمائيد
توضيحات لازم :

1 ) اشخاص حقيقي موضوع بند ( الف ) ماده 95 :

صاحبان مشاغلي هستند كه به موجب قانون ماليات هاي مستقيم مكلف به ثبت فعاليت هاي شغلي خود در دفاتر روزنامه وكل موضوع قانون تجارت هستند و بايد دفاتر روزنامه وكل و اسناد و مدارك مربوط را با رعايت اصول و موازين و استانداردهاي پذيرفته شده حسابداري نگاه داري كنند .

2 ) تعريف صاحبان مشاغل

صاحبان مشاغل از نظر قانون ماليات هاي مستقيم اشخاصي هستندكه به فعاليت هاي شغلي اعم از توليدي ، توزيعي و خدماتي اشتغال داشته و در قبال انجام آن كسب درآمد مي نمايند . مانند ، كسبه و پيشه وران و همچنين اشخاص مذكور در ماده 96 قانون ماليات هاي مستقيم .

3 ) تعريف درآمد مشمول ماليات

درآمد مشمول ماليات صاحبان مشاغل كه داراي دفاتر قانوني مورد قبول هستند عبارتست از : كل درآمدهاي مكتسبه سالانه حاصل از فعاليت هاي شغلي پس ازكسر هزينه هاي قابل قبول و استهلاكات طبق مقررات قانوني مربوط و در مورد اشخاصي كه دفاتر قانوني نگهداري نمي كنند و يا دفاتر آنان قابل قبول نمي باشد . با اعمال ضريب هاي خاص روي يك يا چند قرينه مناسب مثلا دريافتي هاي سالانه مؤدي بابت هريك از فعاليت هاي انجام شده يا خريد يا فروش تعيين مي گردد .

4 ) محل و مهلت تسليم اظهارنامه مالياتي صاحبان مشاغل

الف- اشخاص حقيقي صاحبان مشاغل مكلفند اظهارنامه مربوط به فعاليت هاي سالانه خود را تا آخر تيرماه سال بعد به اداره امور مالياتي محل شغل خود تسليم نمايند ( ماده 100 ) .

ب- محل تسليم اظهارنامه مؤدياتي كه محل شغل ثابت ندارند اداره امور مالياتي محل سكونت آنان مي باشد .

د- محل تسليم اظهارنامه مالياتي صاحبان كارگاهها و واحدهاي توليدي كه داراي دفتر، فروشگاه و شعبه در محل هاي ديگر هستند براي تمام فعاليت هاي انجام شده اداره امور مالياتي محل وقوع كارگاه يا واحد توليدي مي باشد .

ماده 101 :‌ درآمد سالانه مشمول ماليات مؤديان موضوع اين فصل كه اظهارنامه مالياتي

خود را طبق مقررات اين فصل در موعد مقرر تسليم كرده اند تا ميزان معافيت موضوع ماده 84 اين قانون از پرداخت ماليات معاف و مازاد آن به نرخ هاي مذكور در ماده 131 اين قانون مشمول ماليات خواهد بود . شرط تسليم اظهارنامه براي استفاده از معافيت فوق نسبت به عملكرد سال 1382 به بعد جاري است .

تبصره :

در مشاركت هاي مدني اعم از اختياري يا قهري شركاء حداكثر از دو معافيت استفاده خواهند كرد و مبلغ معافيت به طورمساوي بين آنان تقسيم و باقيمانده سهم هر شريك جداگانه مشمول ماليات خواهد بود شركايي كه با هم رابطه زوجيت دارند از لحاظ استفاده از معافيت در حكم يك شريك تلقي و معافيت مقرر به زوج اعطا مي گردد در صورت فوت احد از شركاء وراث به عنوان قائم مقام قانوني از معافيت مالياتي سهم متوفي در مشاركت به شرح فوق استفاده نموده و اين معافيت به طورمساوي بين آنان تقسيم و از درآمد سهم هركدام كسر خواهد شد .

ماده 137 :

هزينه هاي درماني پرداختي هر مؤدي بابت معالجه خود يا همسر و اولاد و پدر و مادر و برادر و خواهر تحت تكفل دريك سال مالياتي به شرط اينكه اگر دريافت كنند مؤسسه درماني يا پزشك مقيم ايران باشد دريافت وجه را گواهي نمايد و چنانچه به تأييد وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي به علت فقدان امكانات لازم معالجه در خارج از ايران

صورت گرفته است پرداخت هزينه مزبور به گواهي مقامات رسمي دولت جمهوري اسلامي ايران دركشور محل معالجه يا وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي رسيده باشد ، همچنين حق بيمه پرداختي هر شخص حقيقي به مؤسسات بيمه ايراني بابت بيمه عمر و بيمه هاي درماني از درآمد مشمول ماليات مؤدي كسر مي گردد .

در مورد معلولان و بيماران خاص و صعب العلاج علاوه بر هزينه هاي مذكور هزينه مراقبت و توانبخشي آنان نيز قابل كسر از درآمد مشمول ماليات معلول يا بيمار يا شخصي كه تكفل او را عهده دار است مي باشد .

ماده 158 :

سازمان امور مالياتي كشور مي تواند در مورد بعضي از منابع مالياتي كلا يا جزئا و در نقاطي كه مقتضي بداند طبق آگهي منتشره در نيمه اول هرسال اعلام نمايد كه در سال بعد اظهارنامه هاي مؤديان مزبور را كه به موقع تسليم نموده باشند بدون رسيدگي قبول نموده و فقط تعدادي از آنها را به طور نمونه گيري و طبق مقررات اين قانون مورد رسيدگي قرار خواهد داد .

ماده 172 :

صددرصد وجوهي كه به حساب هاي تعيين شده از طرف دولت به منظور بازسازي يا كمك و نظاير آن به صورت بلاعوض پرداخت مي شود و همچنين وجوه پرداختي يا تخصيصي و با كمك هاي غيرنقدي بلاعوض اشخاص اعم از حقيقي يا حقوقي جهت

تعمير ، تجهيز ، احداث و يا تكميل مدارس ، دانشگاهها ، مراكز آموزش عالي و مراكز بهداشتي و درماني و يا اردوگاه هاي تربيتي و آسايشگاهها و مراكز بهزيستي و كتابخانه و مراكز فرهنگي و هنري ( دولتي ) طبق ضوابطي كه توسط وزارتخانه هاي آموزش و پرورش ، فرهنگ و آموزش عالي ،‌ بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي و امور اقتصادي و دارايي تعيين مي شود از درآمد مشمول ماليات عملكرد سال پرداخت منبعي كه مؤدي انتخاب خواهدكرد قابل كسر مي باشد .

ماده 192 :‌

دركليه مواردي كه مؤدي يا نماينده اوكه به موجب مقررات اين قانون از بابت پرداخت ماليات مكلف به تسليم اظهارنامه مي باشد چنانچه از تسليم آن در مواعد مقرر در اين قانون خودداري نمايند مشمول جريمه اي معادل ده درصد ( 10 % ) ماليات متعلق خواهد بود .

تبصره :

عدم تسليم اظهارنامه توسط اشخاص حقوقي و مشمولان بندهاي الف و ب ماده 95 اين قانون موجب تعلق جريمه اي معادل چهل درصد ( 40 % ) ماليات متعلق مي گردد و مشمول بخشودگي نمي شود و در مورد مؤدياني كه اظهارنامه خود را تسليم مي نمايند حكم اين تبصره نسبت به ماليات متعلق به درآمدهاي كتمان شده يا هزينه هاي غيرواقعي كه غيرقابل قبول نيز باشد جاري خواهد بود .

تبصره ماده 193 :

عدم تسليم اظهارنامه و ترازنامه و حساب سود و زيان در دوره معافيت موجب عدم استفاده از معافيت مقرر در سال مربوط خواهد شد .

ماده 131 :

نرخ ماليات بر درآمد اشخاص حقيقي به استثناي مواردي كه طبق مقررات اين قانون داراي نرخ جداگانه اي مي باشد به شرح زير است :
رديف شرح نرخ

1 تا ميزان 000 / 000 / 30 ريال درآمد مشمول ماليات سالانه 15 %

2 تا ميزان 000 / 000 / 100 ريال درآمد مشمول ماليات سالانه نسبت به مازاد 000/000/30 ريال 20 %

3 تا ميزان 000 / 000/ 250 ريال درآمد مشمول ماليات سالانه نسبت به مازاد 000 /000/100ريال 25 %

4 تاميزان 000 /000 / 000 / 1ريال درآمدمشمول ماليات سالانه نسبت به مازاد000/000/250ريال 30 %

5 نسبت به مازاد 000 / 000 / 000 / 1 ريال درآمد مشمول ماليات سالانه 35 %

توجه :

مؤعد تسليم اظهارنامه همة گروههاي شغلي تيرماه سال بعد مي باشد جريمه عدم ارائه اظهارنامه عبارت است از :

گروه الف ← 40 % ماليات

گروه ب ← 40 % ماليات

گروه ج ← 10 % ماليات



قیمت: 10000 تومان

شهریور 25

gl/l (1427)

قوانین و اصولات کلی برای ساخت یک بیمارستان

قوانین و اصولات کلی برای ساخت یک بیمارستان كه در اين چهار چوب پيروي شود.

معماری بیمارستان

در حالی که بیمارستان‌ها در گذشته آگاهانه جهت مصارف پزشکی، جراحی طراحی می شدند امروزه می‌توان شاهد تغییر جهت به سوی انسانگرایی در امکانات بیمارستانی بود. بیمارستانهای امروزی بیشتر به هتل شبیه هستند. وجود فضای اقامتی دارای اهمیت بیشتری نسبت به طرح‌های سرد بهداشتی در بیمارستانهای گذشته است. مدت زمان بستری و اقامت بیمار به طور پیوسته کوتاهتر می‌شود و علاقه به اتاق‌های یک تختی یا دو تختی (در خصوص بیمارهای خصوصی) بیشتر شده است.

قسمت بندی و تعین محدوده

یک بیمارستان عمومی به بخشهای مراقبت، معاینه و درمان، انبار و محل نگهداری موقت زباله، اداری و فن آوری تقسیم می‌شود. قسمت‌های اقامتی و احتمالا بخش‌های آموزشی و پژوهشی و همچنین بخشهای حمایتی برای عملیاتهای خدماتی نیز در یک بیمارستان عمومی وجود دارند.

انواع بیمارستانها

بیمارستانها را می‌شود به گروههای زیر تقسیم کرد: کوچکترین (تا 50تخت)، کوچک (تا150 تخت)استاندارد(تا600 تخت) و بزرگ. حمایت کنندگان مالی بیمارستانها ممکن است دولت، بنیادهای نیکوکاری یا خصوصی یا ترکیبی از اینها باشند. بیمارستانها را می‌توان از جهت نوع فعالیت به بیمارستانهای عمومی، تخصصی و دانشگاهی تقسیم کرد.

بیمارستانهای دانشگاهی

بیمارستانهای دانشگاهی با بیشترین ظرفیت خدماتی را می‌توان برابر با دانشکده‌های پزشکی و بیمارستانهای عمومی بزرگ دانست. آنها امکانات تشخیص و درمانی گسترده‌ای دارند و به طور اصولی پژوهش و آموزش را به پیش می برند.سالنهای سخنرانی و اتاقهای تشریح بایستی طوری گنجانده شوند که فعالیت بیمارستان توسط ناظرین مختل نشوند. بخشها باید بزرگ باشند تا هم ملاقات کنندگان و هم ناظران را در خود جای دهند. امکانات و نیازهای ویژه بیمارستانهای پزشکی ایجاب می‌کند اتاقها به صورت ویژه‌ای طراحی شوند.

مفهوم طرح ریزی

موقعیت: محل پروژه باید دارای فضای کافی برای بخشهای اقامتی مستقل و دپارتمانهای مختلف بیمارستان باشد. بایستی در منطقه آرام باشد و در آینده نیز احتمال ساخت و ساز در اطراف آن وجود نداشته باشد مگر اینکه توسط محلهای مجاور تفکیک و مستثنی شده باشد. تجهیزات نبایستی بر اثر مه گرفتگی، باد شدید، گردوغبار، دود، بو وحشرات آسیب ببیند. زمین نباید آلوده باشد و برای گسترش فضا، زمینهای آزاد اطراف نیز در نظر گرفته شوند.

جهت:

بهترین جهت برای اتاق درمان و جراحی بین شمال غربی و شمال شرقی است. نمای بخش پرستاری در جهت جنوب به جنوب شرقی مناسب است آفتاب صبحگاهی دلپذیر، گرمای کم، مزاحمت کم نور آفتاب (احتیاج به تاریک کردن اتاق نیست)، هوای ملایم در عصر ها، اتاقهایی که رو به شرق و غرب هستند به نسبت دارای آفتاب گیری بیشتر هستند اگر چه از آفتاب زمستانی بهره کمتری می برند. جهت بخشهای بیمارستان که دارای اقامت متوسط کوتاهی هستند مهم نیست برخی مقررات انظباطی تخصصی حکم می‌کنند که بیماران در معرض نور مستقیم خورشید قرار نگیرند که اتاقهای رو به شمال برای آنها مناسب است.

تصویر:

یک بیمارستان قرار است گسترش یابد، طراحی آن شامل چهار فاز سازندگی می‌شوند یک محیط بسته بزرگ که شامل یک پارک ساخته خواهد شد که پنجره‌ها بتوانند رو به آن باز شوند بدون آنکه صدا مزاحمت ایجاد کند.

اشکال ساختمانی درمانگاه بیماران سرپایی:

محل درمان بیماران سر پایی دارای اهمیت ویژه‌ای است. جداسازی مسیر بیماران سرپایی و بیماران بستری شونده باید در اوائل برنامه ریزی مد نظر قرار گیرد.با این حال راه دسترسی به دپارتمانهای پرتو ایکس و جراحی بایستی نزدیک باشد. امور مربوط به بیماران سرپایی هر روز مهمتر می‌شوند. بنابراین به اتاق‌های انتظار بزرگتر و اتاقهای درمان بیشتری نیاز است.

راهروها:

راهروها باید برای بیشترین جریان گردشی طراحی شوند. در کل، راهروهای دسترسی بایستی حداقل دارای 50/1 متر پهنا داشته باشند. راهروهایی که بیماران را با تخت متحرک جابجا می‌کنند باید حداقل دارای پهنای موثر 25/2 متر باشند. سقف معلق در راهروها می‌توانند تا 40/2 متر ارتفاع داشته باشند. پنجره‌های نورگیر و هواگیر نبایستی بیش از 25 متر از یکدیگر فاصله داشته باشند. پهنای مفدار راهروها نباید توسط برآمدگیهای دیوار، ستونها و عناصر دیگر ساختمان مختل و محدود شود. در را هروهای بخش باید با توجه به مقررات داخلی در برای خروج دود سیگار تعبیه شود.

درها:

در طراحی درها بهداشت باید در نظر گرفته شود. لایه سطحی در بایستی دارای مقاومت بلند مدت در برابر نظافت مداوم توسط تمیزکننده‌ها و میکروب کشها باشد و بایستی طوری طراحی شود که مانع انتقال صدا، بوهای نا مطبوع و جریان هوا باشند. درها نیز بایستی دارای همان استاندارد عایق بندی در برابر صدا باشد که دیوارهای اطراف از آن برخوردارند. چوب دوروکشه در باید حداقل توانایی کاهش صدا تا25 دسی بل را داشته باشد. ارتفاع دقیق دربها به نوع و عمل آنها بستگی دارد.

درهای معمولی m 20/2 -10/2

دروازه‌های عبور وسایل نقلیه m 50/2

ورودی انتقالات m 80/2- 70/2

حداقل ارتفاع در جاده‌های ورودی m 50/3

پله ها:

به خاطر دلایل سلامتی، پله‌ها بایستی طوری طراحی شوند که در مواقع لزوم ظرفیت تمام گردش عمومی را داشته باشند البته مقررات ساختمان سازی ملی نیز بایددر نظر گرفته شوند. پلکانها باید در هر دو طرف نرده داشته باشند و بدون بر آمدگی پیشبن باشند(بدون لبه برآمده) پله‌های پیچ دار (حلزونی) نمی‌توانند در مقررات مربوط به پله‌ها گنجانده شوند.پهنای موثر عرض پله‌ها و پاگردها باید حداقل دارای 50/1 متر باشند واز50/2 متر تجاوز نکنند. درها نباید پهنای مفید پاگردها را اشغال ومحدود کنند و با توجه به مقررات بیمارستان، درهای رو به راه‌پله باید به طرف خروجی باز شوند. می‌توان پله‌هایی با ارتفاع m m170 داشت و حداقل عمق پاگذار آن mm280 باشد. بهتر است نسبت ارتفاع/ عمق پاگذار 300تا150 میلی متر باشد.

آسانسور ها:

آسانسورها انسانها، دارو ها، ملحفه‌ها و تختهای بیمارستانی را بین طبقات جابجا می‌کنند و به خاطر مسائل بهداشتی و زیبایی بهتر است آسانسورهای جداگانه‌ای را برای هر کدام این اهداف در نظر گرفت. در ساختمانهایی که مراقبت، معاینه و درمان در طبقات بالایی انجام می گیرند حداقل دو آسانسور برای انتقال تخت لازم است. اتاقک آسانسور باید به اندازه‌ای باشد که جا برای یک تخت ودو همراه وجود داشته باشد. سطوح داخلی کابین باید صاف، قابل شستشو و به راحتی قابل ضد عفونی باشد. کف آن نباید سر باشد چاه آسانسور باید ضد آتش باشد. برای هر صد تخت یک آسانسور چند منظوره باید تعبیه شود و تعداد این آسانسورها در بیمارستانهای کوچکتر حداقل دو دستگاه باید باشد، بعلاوه حداقل بایستی دو آسانسور کوچکتر برای تجهیزات قابل حمل، کارکنان وملاقات کنندگان وجود داشته باشد:

ابعاد دقیق آسانسور: m 20/1 × 90

ابعاد دقیق چاه آسانسور: m 50/1 × 25/1

مسیریابی :

برای جلوگیری از انتقال میکروب بر اثر تماس، فعالیتهای مختلف جداگانه‌ای می بایست صورت گیرد. سیستم تک راهرویی که در آن بیماران جراحی شده و بیماران آماده جراحی، کارکنان آماده جراحی و کارکنان پس از انجام عمل و حمل وسایل تمیز و کثیف از یک راهرو استفاده می‌کنند دیگر استاندارد نیست. بهتر است سامانه دو راهروی داشته باشیم که در آن بیماران و کارکنان یا بیماران و وسایل غیر تمیز از یکدیگر جدا باشند. هنوز بهترین نوع این موارد مشخص نشده است و بنابراین به صورت جداگانه در نظر گرفته می‌شوند. یک راهبرد موثر، جدا کردن جریان بیماران از محل کار مورد استفاده کارکنان گروه جراحی است.

اتاقهای جراحی اصلی :

تعدادی اتاق ملزومات و کار در مجاورت مستقیم اتاق جراحی هستند. اتاق جراحی باید به گونه‌ای طراحی شود تا هر چه بیشتر به شکل مربع شباهت داشته باشد تا کار در هر جهت از تخت جراحی به راحتی انجام گیرد. اندازه مناسب می‌تواند 50/6 × 50/6 متر با ارتفاع 3 متر و اضافه ارتفاع 70/0 m برای تهویه و خدمات دیگر باشد. اتاقهای جراحی بهتر است یکسان باشد تا حداکثر انعطاف پذیری را داشته باشند و عملها روی میز قابل حملی صورت گیرد که بر روی پایه‌ای ثابت در وسط اتاق سوار شده باشد. نور طبیعی از نظر روانشناختی دارای امتیاز خاصی است که جلوگیری از آن تقریبا غیر ممکن می نماید. واگر هم امکان آن وجود داشته باشد باید سیستمی وجود داشته باشدکه به طور کامل جلوی نفوذ این نور را بگیرد(برای مثال عملهای جراحی چشم در فضای خیلی تاریک انجام می‌گیرد) امروزه اتصالات خدماتی و وسایل فنی معمولا از طریق تجهیزات بیهوشی معلق تأمین می‌شود. در غیر این صورت ،اتصالات خطوط خلاء، اکسید نیتروس و برق اضطراری بایستی حداقل 20/1 متر بالاتر از سطح کف اتاق قرار گیرند. جدا کردن بخشهایی که در حد بالای میکروب زدایی شده اند(استریل) و وسایل استریل نیز به آنجا ارسال می‌شود بسیار مهم است. تقسیم اتاق عمل به دو قسمت عفونی و غیر عفونی یک بحث پزشکی است اما عمل هوشیارانه و منطقی است. کف اتاق و سطح دیوارها باید بسیار صاف و قابل شستشو باشند از نصف برآمدگیهای تزئینی و سازه‌ای باید جلوگیری کرد.

اتاق بیهوشی :

اندازه اتاق بیهوشی باید تقریبا 80/3×80/3 متر باشد و درهای آن نیز کشویی و برقی باشد و به اتاق عمل باز شوند(پهنای 40/1 متر)این درها باید دارای دریچه و شیشه‌ای باشند تا بتوان با اتاق جراحی ارتباط تصویری داشت. اتاق بایستی مجهز به یخچال ،سینک آب ،لوله دستشویی و آبکشی، کابینت جهت نگهداری لوله هلی جراحی ،اتصالات تجهیزات بیهوشی. برق اضطراری باشد.

اتاق ترخیص بیهوشی:

این اتاق به اتاق بیهوشی شباهت دارد در ورودی به راهروی کاری باید لولایی و بدون چفت با عرض 25/1 متر باشد.

اتاق شستشو:

تقسیم اتاق شستشو به بهداشتی ومعمولی ایده ال است اما از نقطه نظر بهداشت یک اتاق تکی کافی است. حداقل پهنای اتاق باید80/1 متر باشد. برای هر اتاق جراحی بایستی سه دست و صورت شویی (سینک) که آب را به اطراف نمی پاشد وجود داشته باشدکه از طریق پدالهای پایی کنترل شوند .بایستی دارای دریچه دید باشند و اگر هم برقی هستند بایستی با پدالهای پایی باز شوند. اگر صرفه جویی در الویت دارد می‌توان از درهای لولایی چرخش استفاده کرد.

اتاق اشیاء استریل:

اندازه این اتاق دارای انعطاف پذیری بیشتری است اما بایستی به اندازه کافی فضای قفسه و کابینت وجود داشته باشد و بتوان به طور مستقیم از اتاق عمل به آن دسترسی داشت. به ازای هر اتاق عمل اشیاء استریل به مساحت تقریبی ده متر مربع نیاز است.

اتاق تجهیزات:

اگر چه دسترسی مستقیم به اتاق عمل ارجح است این کار همیشه ممکن نیست اگر دسترسی مستقیم امکان پذیر نباشد اتاق تجهیزات بایستی تا حد امکان نزدیک اتاق عمل باشد تا مدت انتظار کمتر شود. اتاقی به اندازه 20متر مربع باید در نظر گرفته شود.

اتاق زیر مجموعه استریل:

این اتاق را می‌توان مستقیم یا غیر مستقیم به بخش استریل اتاق عمل مرتبط کرد. این اتاق شامل یک بخش بهداشتی برای اشیاء استریل شده و یک بخش معمولی برای اشتباه غیر استریل است. تجهیزات آن بایستی شامل سینک، سطح انبار، سطح کار و استریل کننده‌های بخار باشد. وصل کردن یک اتاق زیر مجموعه استریل (ساب استریل) به چندین اتاق عمل می‌تواند مشکلات بهداشتی بوجود آورد که این کار نباید صورت گیرد. توجه داشته باشید که ابزار جراحی در واحد استریلیزه مرکزی آماده می‌شوند که خارج از محوطه جراحی قرار دارد.

اتاق گچ گیری:

به خاطر مسائل بهداشتی، این اتاق نباید در محوطه جراحی باشد بلکه در محوطه بیماران سرپایی بایستی قرار گیرد در واقع اورژانس بیمار بایستی از لابی‌های مختلف عبور کند تا به اتاق عمل برسد. تجهیزات شرایط پس از عمل فناوری اتاق بهداشت و تهویه هوا: سیستم تهویه هوا جزئی حیاتی از فناوری اتاق بهداشت است نمونه معمولی آن از جابجایی کم،لزرش با سرعت ثابت حرکت هوا (m /s 45/0)استفاده می‌کند که تمام میکروبها و ذرات رها شده را به خارج می راند. یک سیستم دمنده جهت دار هوا نیز برای به حداقل رساندن لرزش هوا و یکنواختی آن هوا را به داخل اتاق عمل می دمد. بنابراین می‌توان به مقدار زیاد از ترکیب هوای آلوده و هوای تازه (هوای اتاق بهداشت) جلو گیری کرد. برای حفظ بهداشت و تمیزی تجهیزات جراحی به مسافتی به ابعاد تقریبی 00/3×00/3 متر نیاز است. همچنین سیستم تهویه هوا پیش از آماده کردن مقدار هوا مورد نیاز، از طریق تصویه، رقیق و فشرده کردن هوا سطح اجرام زنده هوایی را می کاهد. برای مثال برای اطمینان از آلودگی زدایی هوا بین اتاقهای عمل به15تا20 بار تعویض هوا در ساعت نیاز برای است. ایجاد منطقه‌ای در اتاق عمل که تا حد امکان فاقد جرم/ذره باشد از ورودی کنترل نشده هوا از طریق اتاقهای مجاور به داخل اتاق عمل بایستی جلوگیری کرد.این کار را می‌شود از طریق هوا بندی اتاق عمل (تمام درزها در طی ساخت بایستی پر شوند) و با تغییر فشار انجام داد (یعنی بالاترین فشار که در اتاق عمل است به تدریج در اتاق بیهوشی کمتر ودر اتاقهای دیگر به حداقل می رسد تا با بوجود آمدن تفاوت فشار هوا از اتاق عمل به اتاقهایی که به مراقبت کمتر احتیاج دارند حرکت کند) بنابراین پنجره‌های اتاق عمل بایستی دارای دریچه‌های مشبک تهویه هوا با قابلیت هوابندی کامل باشند .

فعالیتهای جنبی:

اتاقهای فعالیت‌های جنبی ضروری نیست که در نزدیکترین مجاورت اتاقهای عمل قرار گیرند. این اتاقها بوسیله راهرویی که مورد استفاه بیمار نباشد جدا شوند.

اتاق پرستارها:

ابعاد این اتاقها بستگی به بزرگی دپارتمان جراحی بیمارستان دارد. باید فرض شود که در هر تیم جراحی هشت عضو دارد(پزشکها،پرستارهای اتاق عمل، پرستارهای بیهوشی) اگر واحد جراحی دارای بیش از دو اتاق عمل باشند مناسب است که سیگاریها را از غیر سبگاریها جدا کرد. این اتاق راحتی باید دارای تعداد صندلی کافی، کابینت و یک سینک باشد.

محل کار پرستارها:

این اتاقها می بایستی دارای موقعیت مرکزی باشند و دارای شیشه‌های بلند تا راهروی کاری از آن طریق دیده شود. علاوه بر میز تحریر آنها باید دارای کمد و کابینت و دیوارهای بلند برای نصب برنامه‌ها باشند.

اتاق گزارشات:

این اتاقها که نیاز آنها مطلق نیست نباید بیش از 5 متر مربع باشنددر این اتاقها جراحان پس از عمل گزارش آن را تهیه می‌کنند.

داروخانه :

یک داروخانه به مساحت 20 متر مربع می‌تواند انواع مواد بیهوشی ،داروهای جراحی و مواد دیگر را در خود جای دهد بخصوص که دارای قفسه‌های گردشی باشد.

اتاق نظافت:

مساحت 5 متر مربع برای چنین اتاقی کافی است این اتاقها بایستی به اتاق عمل نزدیک باشند زیرا پس از عمل میکروب‌زدایی (ضد عفونی) و تمیز کردن ابزار صورت می‌گیرد.

جایگاه تختهای تمیز:

در نزدیکی محدوده لابی بیماران بایستی فضای کافی جهت قرار دادن تختهای تمیز شده و آماده وجود داشته باشد. مقدار مورد نیاز عبارتست از یک تخت تمیز اضافی برای هر میز جراحی.

آبریزگاه

به خاطر مسائل بهداشتی مستراح‌ها بایستی خارج از محدوده جراحی و فقط در سرسرای (لابی) بیماران قرار گیرد.

ملزومات اتاق بازگشت هوشیاری:

اتاق بازگشت هوشیاری باید بتواند چندین بیمار عمل شده از اتاقها ی جراحی مختلف را در خود جا دهد. تعداد تختهای محاسبه شده باید5/1 برابر تعداد اتاقهای عمل باشند. اتاق مجاورآن اتاق شستشو با چند سینک است. پرستاری می بایستی دارای یک جایگاه نظارتی باشد که از آن بتواند بر همه بیمارها تسلط داشته باشد. طراحی اتاق باید طوری باشد که نور طبیعی بتواند وارد آن شود تا بیمارها بتوانند خود را با ساعات شبانه روز تطبیق دهند.

رعایت نکات ایمنی در جراحی

اتاق جراحی باید از طریق درهای کشویی برقی به اتاقهای بیهوشی، ترخیص شستشو واشیاء استریل ارتباط داشته باشند. این درها بایستی در خارج از اتاق عمل نصب شوند تا فضای اتاق را اشغال نکنند. به خاطر مسائل بهداشتی، سیستم باز کردن درها باید با پدالهای پایی کنترل شود در اتاق فعالیتهای جنبی درهای محوری (بدون جفت) با پهنای یک متر تا 1.25 متر کافی است این نکته بایستی در نظر گرفته شود که اتاقهای اصلی بیهوشی دارای ترکیبی انفجار کننده از گازها هستند (بخارها، اکسیژن، اکسید نیتروژن) این گازها ممکن است به محدوده جراحی اتاقهای آماده کردن بیمار و گچ گیری رخنه کنند برای مقابله با جمع شدن گازهای بیهوشی در اتاق اتصالات الکتریکی و الکتروپزشکی بایستی حداقل در ارتفاع 1.20 متر از سطح کف اتاق قرار گیرند. به وسیله کف رسانای اتاقها را با هم برابر کنید. رطوبت هوا را بین 60% تا 65% حفظ کنید. اتاقهایی که جهت نگهداری مواد بیهوشی به کار می روند بایستی ضد آتش باشند و به اتاقهای عمل، زایمان و بیهوشی راه نداشته باشند.

روشنایی

روشنایی در اتاق عمل بایستی قابل تنظیم باشد تا با توجه به موقعیت برش جراحی، نور را بازاویه‌های مختلف بتاباند. متداول ترین سیستم روشنایی چراغهای جراحی سقفی متحرک هستند این سیستم متشکل از یک روشنایی اصلی است که دارای حرکت چرخشی و زاویه‌هایی است و یک لامپ جنبی که بر روی یک بازوی ثانوی روشنایی اصلی از سوار است. تعداد زیادی لامپ کوچک ساخته شده است تا از ایجاد سایه‌های خیلی تاریک جلوگیری شود. امروزه اتاقهای عمل تخم مرغی شکل با روشنایی داخل سقفی نیز گاهی ساخته شوند مقررات روشنایی بیمازستانها شدت اسم روشنایی برای اتاقهای عمل را LUX 1000 و اتاقهای جنبی عمل را LUX 500 معرفی می‌کنند.

استریل‌سازی مرکزی

این مکان جایی است که تمام ابزار بیمارستان را آماده می‌کند. بیشتر این وسایل توسط دپارتمان جراحی (40%) و مراقبتهای ویژه، جراحی و داخلی (هر کدام 15%) استفاده می‌شود. به همین دلیل اتاق استریل‌سازی و مرکزی بایستی در نزدیکی این حوزه‌های تخصصی قرار گیرد توصیه می‌شود که مکانهای استریل‌سازی در جاههایی که دارای رفت‌وآمد کم (انسان و مواد) است قرار گیرند. تعداد استریل‌سازها بستگی به بزرگی بیمارستان و دپارتمانهای جراحی دارد و ممکن هست مساحت تقریبی 120-40 متر مربع را اشغال کنند.

بخش مراقبتهای ویژه

وظیفه بخش مراقبتهای ویژه (ICU) جلوگیری از اختلالات خطرناک فعالیتهای حیاتی بدن است: برای مثال ،اختلالات تنفسی، دگرگشت (سوخت‌و‌ساز بدن) و قلب وعروق ،عفونتها،دردشدید و ازکارافتادگی اعضاء (کبد، کلیه) خدمات بخش مراقبتهای فشرده کنترل ودرمان وهمچنین مراقبت از بیمار است. در بیمارستانهای عادی که فاقد تخصص پزشکی خاصی هستند مرسوم است که مراقبتهای ویژه را به دوبخش جراحی وپزشکی داخلی تقسیم بندی کنند.

ترتیب:

دپارتمان مراقبتهای ویژه بایستی یک بخش جداگانه باشد که فقط (بخاطر مسائل بهداشتی)از طریق لابی‌ها قابل دسترس باشد. توجه داشته باشید که براساس قوانین بیمارستان ،هر بخش مراقبتهای ویژه ،بایستی دارای بخش آتش‌نشانی جداگانه باشد. به غیر از سرسرای کارکنان و بیماران ،ملاقات کنندگان فقط بایستی از طریق سرسرای ملاقات کنندگان (اتاق انتظار) به این واحد دسترسی داشته باشد. درمرکز یک واحد مراقبتهای ویژه بایستی یک جایگاه کاری باز پرستاری قرار داشته باشد که به همه اتاق‌ها مشرف باشد .اتاق بازگشت هوشی بخش جراحی معمولا در قسمت مراقبتهای ویژه قرار دارد تا بیماران تحت مراقبت همان کارکنان قرار گیرند (توجیه اقتصادی) تعداد بیماران هر بخش مراقبتهای ویژه می بایستی بین شش تا ده باشد تا از انباشته شدن حجم کارکنان پزشکی و پرستاری جلوگیری شود وبهترین خدمت به بیماران ارائه شود. برای هرواحد (که دارای شش تا ده تخت است) میبایستی جایگا ه وظیفه پرستاران، جایگاه استریل (داروها و آماده سازی خون) یک اتاق مواد ویک اتاق تجهیزات در نظر گرفته شود. فضای لازمه تختها را می‌توان در ترتیب باز، بسته یا ترکیبی از ان دو قرار دارد. در ترتیب باز فضای کف اتاق بایستی بسیار زیاد باشد. تمام تختها بایستبی در معرض دید و نظارت جایگاه پرستارها باشند و دیوارهای (پارتیشن هایی) سبک ومتحرک، بیماران را از یکدیگر جدا می‌کند. این دیوارها بایستی دارای سبکی و ارتفاع آنها نصف سقف اتاق باشد. در ترتیب بسته اتاق‌ها ی جداگانه‌ای برای بیماران در نظر گرفته می‌شود که باز هم می بایستی تحت نظارت جایگاه مرکزی پرستارها باشند. از نقطه نظر بهداشتی و و روانشناختی ترجیح داده می‌شود زیرا بیماران در این مرحله بسیار آسیب پذیر هستند. یک را ه حل میانی که بسیار متداول است قرار دادن دو یا سه تخت در اتاقهای جداگانه است. ایده ال ترین طرح نقشه ستره‌ای است که در آن اتاق بیمار از جایگاه پرستاران در مرکز منشعب می‌شود.اما به خاطر محدودیت فضا روشهای سنتی متداولتر است. وظایف جانبی: برای وظایف جانبی بخشهای زیر بایستی در نظر گرفته شود. اتاق عمل برای جراحی‌های جزئی(m 30-25) فضای آزمایشگاهی ،آشپزخانه ،ساب است(20m) اتاق مواد بهداشتی، اتاق معمولی، اتاق بهداشت، اتاق مهمانها،اتاق پزشک وظیفه، اتاق مدارک و در صورت امکان یک اتاق مشاوره و امکانات بهداشتی (با هماهنگی بخش بهداشت) بخش جراحی از نظر امکانات پزشکی می بایستی خود کفا و مستقل باشد.در کنار تمام تخت‌ها بایستی لوله، اکسیژن ،هوای فشرده وپمپ خلاء وجود داشته باشدو علاوه بر پریزهای برق متداول، پریزهای کم ولتاژ (برای سیستم فراخوانی پرستاران)و پریزهای پر فشار (مثلا برای تجهیزات پرتو ایکس) نیز بایستی تعبیه شود. بخش جراحی ویژه باید نزدیک و تا آنجا که می‌شود همسطح با دپارتمانهای جراحی و بخش پزشکی داخلی ویژه باشد. این بخش همچنین بایستی به پذیرش ومرکز خدمات عملیات اورژانس نیز نزدیک باشد. می بایستی با بخشهای بیماران سرپایی و جراحی مرتبط باشد همچنین توصیه می‌شود راههای دسترسی به آزمایشگاه کلینکی و بانک خون کوتاه باشد.

بخش‌های مراقبت

بخش‌های مراقبت بیماران بایستی در فضای بسته باشد و ترافیک انسانی‌ آن با طرح ریزی درست راهها به حداقل برسد. بخشها بایستی دارای پنجره‌هایی جهت ورود نور طبیعی باشد اما بخش‌های درمان ،اتاق پرستارها، داروخانه و غیره را می‌توان با چراغ روشن کرد.

دپارتمانهای مراقبت

دپارتمان‌های مراقبت هر کدام به تخصصی ویژه تقسیم می‌شوند و اینها نیز دارای زیر مجموعه‌های خود می باشند. برای ایجاد مراقبت و نظارت کافی تعداد تختها هر بخش نبایستی بیش از 16 تا 24 عدد باشد به خاطر استفاده صحیح از کارکنان معمولا دو جایگاه کاری در کنار هم قرار داده و به بخش بزرگی از ناحیه خدماتی پرستاران متصل می‌کنند (برای مراقبت حدود 30 تا34 بیمار). ترتیب اتاقها به وضعیت، نوع و درجه حاد بودن بیماری بستگی دارد. نواحی پرستاری زیر نیز بایستی متمایز باشند: پرستاری عادی، مراقبت ویژه و فشرده تعداد تختها برای هر گروه مراقبتی در بخش مراقبت ویژه و فشرده کمتر است (بین 6 تا 12 تخت بسته به بزرگی بیمارستان)اتاق‌ها بایستی به گونه‌ای قرار گیرد که در کناره‌های تخت (دو طرف و قسمتهای تحتانی) فضای کافی برای حرکت و دسترسی وجود داشته باشد. تعداد کابینت‌ها و کمدها برای وسایل شخصی بیمار بایستی کافی باشد. (همچنین فضای کافی برای وسایل و تجهیزات مراقبتی مانند سینی متحرک و کمد وجود داشته باشد



قیمت: 10000 تومان

شهریور 25

gl/l (1426)

قوانين فوتسال

– قانون زمين فوتسال

زمين بازي

اندازه زمين بازي :

طول = حداقل 25 متر و حداكثر 42 متر .

عرض = حداقل 15 متر و حداكثر 25 متر .

در مسابقات بين المللي برابر است با :

طول = حداقل 38 متر و حداكثر 42 متر .

عرض = حداقل 18 متر و حداكثر 25 متر .

پهناي كليه خطوط 8 سانتيمتر است .

اندازه دايره وسط زمين 3 متر مي باشد .

فاصله نقطه پنالتي تا خط دروازه 6 متر مي باشد .

فاصله نقطه پنالتي دوم تا خط دروازه 10 متر مي باشد .

اندازه ربع دايره هاي گوشه زمين (كرنر) 25 سانتيمتر مي باشد .

اندازه دروازه ها :

فاصله بين دو تير دروازه 3 متر و ارتفاع تير افقي تا سطح زمين 2 متر است .

تذكر : ورود و خروج بازيكنان در موقع تعويض بايستي از محدوده مشخص شده انجام گيرد .

2- قانون توپ فوتسال(the ball)

جنس توپ : از چرم يا مواد مشابه مي باشد .

توپ : محيط آن حداقل 62 و حداكثر 64 سانتيمتر مي باشد .

وزن توپ : درشروع بازي نبايستي كمتر از 390 گرم و يا بيشتر از 430 گرم باشد (توپ نمره 4) . شناسايي استاندارد : هنگامي كه توپ از ارتفاع 2 متري به طرف زمين رها مي شود نبايد بيشتر از 65 سانتيمتر و كمتر از 55 سانتيمتر از زمين مسابقه جهش نمايد .

فشار توپ : 4/0 – 6/0 اتمسفر برابر با 400 تا 600 گرم بر سانتيمتر مكعب از سطح دريا باشد .

3 – قانون تعداد بازيکنان فوتسال ( players)

تعداد بازيكنان : در يك مسابقه با شركت دو تيم نبايد بيش از 5 يا كمتر از 5 بازيكن براي هر تيم باشد كه يكي از آنها دروازه بان با لباس مشخص است .

گر به دليل اخراج ، تعداد بازيكنان يك تيم به كمتر از 3 بازيكن برسد بازي بايد تعطيل شود .

1 – حداكثر بازيكن ذخيره حداكثر 7 نفر مي باشد .

2 – تعداد تعويض سيار نامحدود است حتي دروازه بان ( رنگ لباس دروازه بان متمايز از بازيكنان ) بازيكني كه تعويض ميشود مي تواند دوباره به زمين بازي برگردد .

دروازه بان ميتواند جاي خود را با ساير بازيكنان عوض نمايد ( تعويض دروازه بان بدون توقف بازي و مثل ساير بازيكنان صورت مي گيرد ) تعويضها بايد از محل مشخص شده براي هر تيم صورت پذيرد .

3 – عمل تعويض زماني خاتمه مي يابد كه بازيكن جانشين وارد زمين شود .

4 – چنانچه در جريان بازي تعويض سيار بازيكن جانشين قبل از اينكه بازيكن تعويضي كاملاً زمين را ترك كند وارد زمين شود . داور بازي را قطع ( با رعايت آوانتاژ به تيم حريف ) بازيكن تعويضي را بيرون بفرستد به بازيكن جانشين اخطار و بازي با يك ضربه آزاد غير مستقيم به نفع تيم مقابل از محل توقف توپ زده مي شود .

تذكر : اگر هنگاميكه داور بازي را متوقف كرد توپ درون محوطه جريمه بوده ضربه آزاد غير مستقيم از روي خط محوطه جريمه و نزديكترين محل به محل توقف توپ انجام مي شود .

اگر بازيكن جانشين يا بازيكن تعويضي از محلي به غير از منطقه تعويض وارد زمين بازي شده يا از زمين بازي خارج گرديده :

داور بازي را متوقف كرده به بازيكن خاطي اخطار بدهد بازي را مجددا شروع كرده با يك ضربه آزاد غير مستقيم عليه تيم خاطي از محل توپ زمانيكه بازي را متوقف كرده است .

4 – قانون وسايل بازيکنان فوتسال

( the players equipment )

وسايل بازيكن : بازيكنان نبايد چيزي بپوشند كه براي خود يا سايرين خطرناك باشد وسايل بازيكنان شامل پيراهن ورزشي – شورت – جوراب – قلم بند و كفش مخصوص فوتسال است .

استفاده از كفش براي بازيكن اجباري است – نقص اين قانون بازيكن خاطي از زمين خارج فرستاده با تكميل وسايل با اجازه داوران حتماً در هنگام توقف بازي وارد زمين شود .

شماره پيراهن بازيكنان بايد از 1 تا 15 باشد . شماره پيراهن بازيكنان بايد كاملا واضح و خوانا باشد .

جوراب بايد روي قلم بند را كاملا بپوشاند . دروازه بان ميتواند از شلوار ورزشي استفاده نمايد .

5 – قانون داور فوتسال ( the referee )

هر بازي توسط يك داور ، يك داور دوم ، يك وقت نگهدار و يك داور سوم قضاوت ميشود . براي اداره بازي يك داور اصلي يا سرداور تعيين مي گردد . قدرت او كه قانون به او تفويض نموده است از موقع ورود به محل بازي در آن واقع شده تا خروج آنجا پايان مي يابد هر مورد مرتبط با بازي نتيجه نهايي تصميم با اوست در صورت عدم حضور وقت نگهدار اين مسؤوليت به عهده اوست .

اگر بين تصميم داور و داور دوم در مورد يك خطا اختلاف نظر وجود داشته باشد تصميم و عقيده داور بايد اجرا شود .

6 – قانون کمک داوران فوتسال

كمك داور ( داور دوم ) : بايستي براي هر مسابقه تعيين شود طرف مقابل داور اصلي انجام وظيفه

مي كند همان قدرت اجرايي را دارد به جز ( همه وقايعي را كه قبل در حين يا بعد از بازي مي افتد ثبت و گزارش كند ) در صورت نبودن وقت نگهدار وظيفه دارد دو دقيقه اخراجي بازيكنان و تايم يك دقيقه را محاسبه نمايد و تعويض سيار صحيح انجام گرفته است . در صورت دخالت بي مورد از جانب كمك داور ، داور اصلي بايستي او را از وظيفه آن معاف شخصي ديگري جانشين وي موضوع را گزارش كند .

تذكر : در صورت وجود اختلاف نظر بين داور اصلي و كمك داور سرداور (داور اصلي) حاكم خواهد بود .

7 – قانون وقت نگهدار فوتسال

( the time keeper,s duties )

وقت نگهدار : در خارج از بازي در امتداد خط مياني در منطقه تعويض بازيكنان قرار گيرد . وظايف او نگهداري وقت بازي 2 دقيقه اخراجي يادداشت تايم اوت ها و دادن علامت تايم اوت به داوران اعلام زمان بازي با صوت به داوران و يادداشت 5 خطاي اول هر تيم در هر نيمه كه توسط داوران اعلام شده ثبت شماره گلزنان و بازيكنان اخراجي و اخطاري و تايم اوت ها آن ها مي باشد .

يك دقيقه تايم اوت را چك كند .

دو دقيقه زمان مورد نياز براي برگشتن يك بازيكن بجاي بازيكن اخراجي را محاسبه نمايد .

پايان نيمه اول ، پايان مسابقه ، پايان 2 زمان وقت اضافه و پايان تايم اوت را با صوت خود وعلائم ارائه شده به داوران نشان دهد .

تايم اوت هاي انجام شده توسط تيمها را در تابلو نشان دهد .

تعداد 5 خطاي اوليه توسط هر تيم در هر نيمه از زمان بازي را در تابلو نشان داده و علامت دهد .

وظايف داور سوم ( the third referees duties ) :

داور سوم به وقت نگهدار كمك ميكند تا تعداد خطاهاي انجام شده ( 5 خطاي اوليه ) در هر نيمه را ثبت مينمايد .

هر توقف در بازي و دلايل توقفها را ثبت ميكند .

شماره بازيكنان زننده گل را ثبت مي كند .

شماره و نام بازيكنان اخطاري واخراجي را ثبت ميكند .

هر گونه اطلاعات مورد نياز در فرم مسابقه را ثبت ميكند .

در صورت بروز هرگونه آسيب ديدگي احتمالي براي داور و داور دوم ، داور سوم جايگزين آنها

مي شود .

8 – قانون مدت بازی فوتسال

( the duration of the match )

مدت بازي : مدت بازي دو وقت 20 دقيقه اي و زمان بين دو نيمه استراحت 15 دقيقه اي مي باشد .

هر تيم مي تواند در هر نيمه يك تايم درخواست كند ( در بازي هاي حذفي در وقت اضافي تايم اوت وجود ندارد ) .

براي ضربه پنالتي و ضربات آزاد بدون ديوار دفاعي ( پنالتي دوم 5 خطا ) به اندازه زدن ضربات مذكور در پايان وقت به زمان بازي اضافه ميشود .

در بازيهايي كه بايستي نتيجه مشخص شود در صورتيكه بعد از پايان وقت قانوني نتيجه بازي مساوي باشد از دو وقت اضافه 5 دقيقه اي استفاده مي شود .

در طي دو وقت اضافه 5 دقيقه اي هيچگونه تايم اوتي به تيمها داده نميشود .

9 – قانون شروع بازی فوتسال

شروع بازي : برنده قرعه اختيار انتخاب زمين و بازنده قرعه ضربه شروع بازي را مي زند . ضربه شروع به داخل زمين حريف با علامت داور اصلي خواهد بود كه فاصله بازيكن مقابل با توپ 3 متر خواهد بود . از ضربه شروع مستقيماً گل به دست نمي آيد .

دراپ بال روش ديگري براي شروع بازي است .

زمانيكه به هر دليلي كه در قانون پيش بيني نشده شما بازي را متوقف نموده ايد بايستي بازي را با دراپ بال مجدداً شروع نمائيد .

هنگاميكه توپ درون محوطه جريمه ميباشد و داور بازي را متوقف مينمايد دراپ بال بايستي از روي خط محوطه جريمه انجام شود نه داخل محوطه جريمه .

10 – قانون توپ داخل و خارج فوتسال

توپ در بازي و خارج از بازي : وقتي توپ خارج از بازي به طور كامل از خط طولي يا عرضي چه از هوا و زمين گذشته باشد . برخورد توپ به سقف سالن اوت اعلام شده و ادامه آن روي خط طولي نزديكتر مي باشد كه توسط حريف زده مي شود .

11 – قانون گل فوتسال

روش به دست آمدن گل : تمام توپ از خط دروازه بين تيرهاي عمودي و افقي عبور كرده به شرطي كه بازيكن مهاجم توپ را با دست يا بازو و پرتاب حمل يا هل نداده باشد .

12 – قانون خطاهای فوتسال

خطاها و رفتارهاي ناشايست : هرگاه بازيكني سهواً يا از روي بي احتياطي يا نيروي نامتعادل يا بيش از اندازه 11 خطاي زير را مرتكب شود يك ضربه آزاد مستقيم – يك ضربه پنالتي- به نفع تيم مقابل ( اگر داخل محوطه جريمه باشد ) گرفته مي شود :

1 – لگد زدن . 2- پشت پا زدن .3 – پريدن روي حريف . 4 – تنه شديد و خطرناك . 5 – تنه از پشت به حريف . 6 – تف انداختن . 7 – زدن حريف . 8 – گرفتن حريف . 9 – هل دادن حريف . 10 – با شانه به حريف حمله كردن . 11 – تكل كردن .

هر گونه خطايي كه به نفع تيم مهاجم و درون محوطه جريمه تيم مدافع ( خاطي ) صورت پذيرد ضربه آزاد از روي خط محوطه جريمه كه نزديكترين منطقه به محل وقوع خطا درون محوطه جريمه است زده ميشود اما هر گاه خطا درون محوطه جريمه تيم مدافع و به نفع تيم مدافع صورت پذيرد بازيكنان تيم مدافع ميتوانند از درون محوطه جريمه خودي خطا را بزنند و موقعي توپ در بازي است كه بعد از ضربه خوردن يا رها شدن توسط دروازه بان از محوطه جريمه خارج شود .

هفت خطاي منجر به اخطار : 1 – مرتكب رفتار غير ورزشي . 2- با گفتار و كردار به تصميم داور اعتراض نمايد . 3- مكرراً قوانين بازي را نقص نمايد . 4- شروع مجدد بازي را به تأخير اندازد . 5- هنگام شروع مجدد بازي ، ضربه آزاد و ضربه كرنر فاصله لازم رعايت نكند . 6- بدون اجازه داور وارد زمين شود . 7- بدون اجازه داور زمين را ترك كند .

هفت خطاي منجر به اخراج : 1- مرتكب خطاي شديد بازي شود . 2- مرتكب برخورد با زننده شود . 3- روي حريف يا هر فرد ديگر تف بيندازد . 4- عمداً با دست زدن به توپ ، حريف را از يك گل يا موقعيت گل محروم نمايد . 5- موقعيت آشكار گل حريف به سمت دروازه در داخل پيشروي با خطاي آزاد مستقيم سلب نمايد . 6- كلمات توهين آميز بر زبان بياورد . 7- در يك مسابقه اخطار دوم بگيرد .

بازيكن اخراج شده حق ورود مجدد به بازي و يا حتي نشستن روي نيمكت بازيكنان ذخيره را ندارد .

تذكر مهم : بازيكني كه اخراج مي گردد توسط داور بازي حتماً بايد به رختكن هدايت شود و بعد از 2 دقيقه تيم مي تواند بازيكن ديگر جايگزين نمايد . مگر اينكه قبل از اتمام 2 دقيقه گلي به ثمر برسد .

در صورت اخراج بازيكن :

اگر 5 بازيكن در مقابل 4 بازيكن بازي ميكنند و تيمي كه داراي بيشترين تعداد بازيكن است گلي به ثمر برساند تيم 4 نفره ميتواند يك نفر به تيم خود اضافه نمايد .

اگر هر دو تيم با 4 بازيكن بازي ميكنند و گلي به ثمر ميرسد بازيكني به تيمها اضافه نخواهد شد .

اگر 5 بازيكن بر عليه 4 بازيكن يا 4 بازيكن بر عليه 3 بازيكن بازي ميكنند و تيمي كه تعداد بيشتري بازيكن دارد گل به ثمر ميرساند تيمي كه كمترين تعداد بازيكن را دارد ميتواند يك نفر به بازيكنان خود اضافه نمايد .

اگر هر دو تيم با 3 بازيكن بازي مي كنند و گلي به ثمر ميرسد هر دو تيم نميتوانند بازيكني را اضافه نمايند .

اگر تيمي كه گل زده يك نفر از تيم مقابل بازيكن كمتر دارد بازي با همان تعداد ادامه مي يابد و تيم زننده گل نميتواند بازيكني را اضافه نمايد .

13 – قانون ضربه آزاد فوتسال

ضربه آزاد : تحت عنوان دو دسته ضربه آزاد مستقيم و ضربه آزاد غير مستقيم مي باشد . در ضربه آزاد مستقيم مي توان مستقيماً به حريف گل زد . اگر دروازه بان در هنگام پرتاب توپ بيش از 4 ثانيه وقت تلف نمايد با يك ضربه آزادغير مستقيم جريمه ميشود . ( از روي خط محوطه جريمه )

دروازه بان نمي تواند بعد از رها كردن توپ و خارج شدن آن از محوطه جريمه براي با ر دوم با توپ بازي نمايد در اين صورت از جايي كه براي بار دوم با توپ بازي كرده با يك ضربه آزاد غير مستقيم جريمه مي شود .

توپ پرتاب شده توسط دروازه بان (goal clearance ) كه درنيمه تيم خودي به بازيكنان همدسته اش مي رسد بايد وارد نيمه زمين تيم حريف شود يا با بازيكنان حريف برخورد نمايد كه بازيكنان همدسته بتوانند آنرا با سر ، سينه يا پا به دروازه بان خودي پاس بدهد در غير اين صورت با يك ضربه آزاد غير مستقيم از جايي كه دروازه بان توپ را از بازيكنان همدسته اش دريافت نموده جريمه ميشوند .

14 – قانون خطاهای جمع شده فوتسال

خطاهاي جمع شده : در صورتي كه خطاهاي يك تيم در هر نيمه به 5 رسيده ( از خطاهاي 11 گانه آزاد مستقيم ) ، ( كليه خطاها قانون 12 ) از آن به بعد اگر يكي از خطاي قانون 12 را مرتكب شود خطاي ششم يك ضربه آزاد مستقيم ( از نقطه پنالتي دوم ) يا محل وقوع خطا ( اگر محل خطا بين نقطه پنالتي دوم و دروازده حريف باشد ) بدون تشكيل ديوار دفاعي به صورت مستقيم زده مي شود . مهاجمين و مدافعين بايد فاصله 5 متر را رعايت كنند . ( خط فرضي نقطه پنالتي فاصله رعايت گردد ) .

وقتي ضربه آزاد بدون ديوار دفاعي ( پنالتي دوم ) زده شد . هيچ بازيكني نميتواند توپ را لمس نمايد مگر اينكه بوسيله دروازه بان لمس شوديا بعد از برخورد با تيرهاي عمودي وافقي دروازه به زمين بازي برگردد يا توپ زمين بازي را ترك نمايد .

در ضربات پنالتي و ضربه آزاد بدون ديوار دفاعي ( پنالتي دوم ) بازيكن زننده ضربه بايستي مشخص شود .

در ضربه آزاد بدون ديوار دفاعي ( پنالتي دوم ) دروازه بان حداقل بايد 5 متر تا نقطه پنالتي فاصله داشته باشد .

تذكر : اگر خطاي ششم عقبتر از نقطه پنالتي دوم بود ، مستقيم به نقطه پنالتي دوم منتقل شده ضربه زده مي شود ( حق پاس دادن را ندارد ) .

15 – قانون پنالتی فوتسال

ضربه پنالتي : از نقطه پنالتي زده مي شود . زننده ضربه بايد مشخص باشد . ضربه حتماً بايد به طرف جلو ( دروازه حريف ) زده شود .

اما در ضربه پنالتي دروازه بان بايستي روي خط دروازه باشد .

16- قانون اوت فوتسال

ضربه اوت : ضربه به داخل ( kickin )

روشي براي شروع مجدد بازي است .

هرگاه تمام توپ از خط طولي چه از روي زمين چه از هوا بگذرد توپ بايداز محلي كه خارج شد توسط تيم مقابل با پا به داخل زمين زده شود . زننده ضربه توپ ساكن روي خط طولي يا خارج از زمين خط طولي باشد .

وضعيت توپ در ضربه اوت ( kickin ) : توپ بايد روي خط طولي زمين ، خط تماس

( touch line ) ثابت باشد . مي توان توپ را به هر جهتي زد .

بازيكنان تيم مقابل حداقل 5 متر از محله ضربه بايد فاصله داشته باشد .

به محض ضربه زدن به توپ ، توپ در بازي است . از ضربه اوت نمي توان مستقيم گل زد .

اگر زننده ضربه اوت بيش از 4 ثانيه وقت تلف نمايد ضربه اوت به تيم حريف داده ميشود .

17 – قانون پرتاب اوت دروازه پرتاب فوتسال

پرتاب توپ توسط دروازه بان ( goal clearance ) :

روشي ديگر براي شروع مجدد بازي است .

پرتاب اوت دروازه پرتاب : پرتاب اوت دروازه مادامي در بازي است كه توپ توسط دروازه بان با دست بيرون از محوطه جريمه قرار گيرد . پرتاب اوت دروازه خطاي 4 ثانيه ندارد . برگشت اوت دروازه دوباره به دروازه بان توسط مدافع ( با دست لمس كردن يا كنترل ) يك ضربه آزاد غير مستقيم از محل 6 متري انجام مي گيرد .

در هنگام پرتاب توپ توسط دروازه بان تمامي بازيكنان حريف بايستي خارج از محوطه جريمه باشند . به محض خروج توپ از محوطه جريمه توپ در بازي است . با پرتاب اوت دروازه نمي توان مستقيم گل زد .

18- قانون کرنر فوتسال

ضربه كرنر : از ضربه كرنر مي توان مستقيم گل زد .خطاي 4 ثانيه دارد ، اگر ضربه كرنر به طور صحيح زده نشود ضربه تكرار خواهد شد . در موقع زدن خطاها توپ بايد ساكن باشد .

كليه خطاهاي اتفاق افتاده در نيمه دوم بازي در2 وقت اضافه بازي محاسبه خواهند شد .

بعد از پايان دو وقت قانوني بازي براي مشخص شدن نتيجه بازي از دو وقت اضافه 5 دقيقه ای استفاده مي شود . در صورتيكه بعد از پايان دو وقت اضافه 5 دقيقه اي نيز نتيجه بازي مساوي باشد براي مشخص شدن برنده بازي اعمال زير انجام مي شود :

داور دروازه اي را كه بايد ضربات پنالتي به طرف آن زده شود را مشخص مي نمايد .

داور بين دو كاپيتان تيم سکه مي اندازد .برنده سكه مشخص مي نمايد كه تيم او اولين ضربه را خواهد زد يا تيم حريف .

هر تيم 5 ضربه پنالتي ميزند در صورتيكه بعد از 5 ضربه نتيجه مساوي باشد يكنفر يكنفر زدن ضربات ادامه مي يا بد . تا يك تيم بتواند به برتري برسد .

در هنگام ضربات پنالتي بازيكنان داخل زمين مي توانند جاي خود را با دروازه بان عوض نمايند .

در هنگام ضربات پنالتي فقط مقامات رسمي ( داوران ) و بازيكنان ثابت تيمها ( 5 نفر ) ميتواند درون زمين بازي باشند .

همشه برنده قرعه سكه صاحب زمين بازي يا زننده پنالتي يا انتخاب رنگ پيراهن مي باشد .

تيمي مي تواند تايم استراحت بگيرد كه صاحب توپ باشد مثل ضربه كرنر ، پرتاب اوت ، . . . .

دروازه بان مي تواند در زمين حريف بيش از 4 ثانيه بازي كند . دروازه بان نمي تواند در جريان بازي مستقيم توپ را با دست وارد دروازه حريف كند ( از روي هوا ) ، جز اينكه توپ قبل از ورود به دروازه حريف به زمين بازي برخورد كند که گل قبول است . پاس عقب مادامي محسوب مي شود كه توپ از ضربه مچ پا به پايين زده شود ( فقط از ناحيه كفش ) .



قیمت: 10000 تومان

شهریور 25

gl/l (1425)

قوانین و اصولات کلی برای ساخت یک بیمارستان

قوانین و اصولات کلی برای ساخت یک بیمارستان كه در اين چهار چوب پيروي شود.

معماری بیمارستان

در حالی که بیمارستان‌ها در گذشته آگاهانه جهت مصارف پزشکی، جراحی طراحی می شدند امروزه می‌توان شاهد تغییر جهت به سوی انسانگرایی در امکانات بیمارستانی بود. بیمارستانهای امروزی بیشتر به هتل شبیه هستند. وجود فضای اقامتی دارای اهمیت بیشتری نسبت به طرح‌های سرد بهداشتی در بیمارستانهای گذشته است. مدت زمان بستری و اقامت بیمار به طور پیوسته کوتاهتر می‌شود و علاقه به اتاق‌های یک تختی یا دو تختی (در خصوص بیمارهای خصوصی) بیشتر شده است.

قسمت بندی و تعین محدوده

یک بیمارستان عمومی به بخشهای مراقبت، معاینه و درمان، انبار و محل نگهداری موقت زباله، اداری و فن آوری تقسیم می‌شود. قسمت‌های اقامتی و احتمالا بخش‌های آموزشی و پژوهشی و همچنین بخشهای حمایتی برای عملیاتهای خدماتی نیز در یک بیمارستان عمومی وجود دارند.

انواع بیمارستانها

بیمارستانها را می‌شود به گروههای زیر تقسیم کرد: کوچکترین (تا 50تخت)، کوچک (تا150 تخت)استاندارد(تا600 تخت) و بزرگ. حمایت کنندگان مالی بیمارستانها ممکن است دولت، بنیادهای نیکوکاری یا خصوصی یا ترکیبی از اینها باشند. بیمارستانها را می‌توان از جهت نوع فعالیت به بیمارستانهای عمومی، تخصصی و دانشگاهی تقسیم کرد.

بیمارستانهای دانشگاهی

بیمارستانهای دانشگاهی با بیشترین ظرفیت خدماتی را می‌توان برابر با دانشکده‌های پزشکی و بیمارستانهای عمومی بزرگ دانست. آنها امکانات تشخیص و درمانی گسترده‌ای دارند و به طور اصولی پژوهش و آموزش را به پیش می برند.سالنهای سخنرانی و اتاقهای تشریح بایستی طوری گنجانده شوند که فعالیت بیمارستان توسط ناظرین مختل نشوند. بخشها باید بزرگ باشند تا هم ملاقات کنندگان و هم ناظران را در خود جای دهند. امکانات و نیازهای ویژه بیمارستانهای پزشکی ایجاب می‌کند اتاقها به صورت ویژه‌ای طراحی شوند.

مفهوم طرح ریزی

موقعیت: محل پروژه باید دارای فضای کافی برای بخشهای اقامتی مستقل و دپارتمانهای مختلف بیمارستان باشد. بایستی در منطقه آرام باشد و در آینده نیز احتمال ساخت و ساز در اطراف آن وجود نداشته باشد مگر اینکه توسط محلهای مجاور تفکیک و مستثنی شده باشد. تجهیزات نبایستی بر اثر مه گرفتگی، باد شدید، گردوغبار، دود، بو وحشرات آسیب ببیند. زمین نباید آلوده باشد و برای گسترش فضا، زمینهای آزاد اطراف نیز در نظر گرفته شوند.

جهت:

بهترین جهت برای اتاق درمان و جراحی بین شمال غربی و شمال شرقی است. نمای بخش پرستاری در جهت جنوب به جنوب شرقی مناسب است آفتاب صبحگاهی دلپذیر، گرمای کم، مزاحمت کم نور آفتاب (احتیاج به تاریک کردن اتاق نیست)، هوای ملایم در عصر ها، اتاقهایی که رو به شرق و غرب هستند به نسبت دارای آفتاب گیری بیشتر هستند اگر چه از آفتاب زمستانی بهره کمتری می برند. جهت بخشهای بیمارستان که دارای اقامت متوسط کوتاهی هستند مهم نیست برخی مقررات انظباطی تخصصی حکم می‌کنند که بیماران در معرض نور مستقیم خورشید قرار نگیرند که اتاقهای رو به شمال برای آنها مناسب است.

تصویر:

یک بیمارستان قرار است گسترش یابد، طراحی آن شامل چهار فاز سازندگی می‌شوند یک محیط بسته بزرگ که شامل یک پارک ساخته خواهد شد که پنجره‌ها بتوانند رو به آن باز شوند بدون آنکه صدا مزاحمت ایجاد کند.

اشکال ساختمانی درمانگاه بیماران سرپایی:

محل درمان بیماران سر پایی دارای اهمیت ویژه‌ای است. جداسازی مسیر بیماران سرپایی و بیماران بستری شونده باید در اوائل برنامه ریزی مد نظر قرار گیرد.با این حال راه دسترسی به دپارتمانهای پرتو ایکس و جراحی بایستی نزدیک باشد. امور مربوط به بیماران سرپایی هر روز مهمتر می‌شوند. بنابراین به اتاق‌های انتظار بزرگتر و اتاقهای درمان بیشتری نیاز است.

راهروها:

راهروها باید برای بیشترین جریان گردشی طراحی شوند. در کل، راهروهای دسترسی بایستی حداقل دارای 50/1 متر پهنا داشته باشند. راهروهایی که بیماران را با تخت متحرک جابجا می‌کنند باید حداقل دارای پهنای موثر 25/2 متر باشند. سقف معلق در راهروها می‌توانند تا 40/2 متر ارتفاع داشته باشند. پنجره‌های نورگیر و هواگیر نبایستی بیش از 25 متر از یکدیگر فاصله داشته باشند. پهنای مفدار راهروها نباید توسط برآمدگیهای دیوار، ستونها و عناصر دیگر ساختمان مختل و محدود شود. در را هروهای بخش باید با توجه به مقررات داخلی در برای خروج دود سیگار تعبیه شود.

درها:

در طراحی درها بهداشت باید در نظر گرفته شود. لایه سطحی در بایستی دارای مقاومت بلند مدت در برابر نظافت مداوم توسط تمیزکننده‌ها و میکروب کشها باشد و بایستی طوری طراحی شود که مانع انتقال صدا، بوهای نا مطبوع و جریان هوا باشند. درها نیز بایستی دارای همان استاندارد عایق بندی در برابر صدا باشد که دیوارهای اطراف از آن برخوردارند. چوب دوروکشه در باید حداقل توانایی کاهش صدا تا25 دسی بل را داشته باشد. ارتفاع دقیق دربها به نوع و عمل آنها بستگی دارد.

درهای معمولی m 20/2 -10/2

دروازه‌های عبور وسایل نقلیه m 50/2

ورودی انتقالات m 80/2- 70/2

حداقل ارتفاع در جاده‌های ورودی m 50/3

پله ها:

به خاطر دلایل سلامتی، پله‌ها بایستی طوری طراحی شوند که در مواقع لزوم ظرفیت تمام گردش عمومی را داشته باشند البته مقررات ساختمان سازی ملی نیز بایددر نظر گرفته شوند. پلکانها باید در هر دو طرف نرده داشته باشند و بدون بر آمدگی پیشبن باشند(بدون لبه برآمده) پله‌های پیچ دار (حلزونی) نمی‌توانند در مقررات مربوط به پله‌ها گنجانده شوند.پهنای موثر عرض پله‌ها و پاگردها باید حداقل دارای 50/1 متر باشند واز50/2 متر تجاوز نکنند. درها نباید پهنای مفید پاگردها را اشغال ومحدود کنند و با توجه به مقررات بیمارستان، درهای رو به راه‌پله باید به طرف خروجی باز شوند. می‌توان پله‌هایی با ارتفاع m m170 داشت و حداقل عمق پاگذار آن mm280 باشد. بهتر است نسبت ارتفاع/ عمق پاگذار 300تا150 میلی متر باشد.

آسانسور ها:

آسانسورها انسانها، دارو ها، ملحفه‌ها و تختهای بیمارستانی را بین طبقات جابجا می‌کنند و به خاطر مسائل بهداشتی و زیبایی بهتر است آسانسورهای جداگانه‌ای را برای هر کدام این اهداف در نظر گرفت. در ساختمانهایی که مراقبت، معاینه و درمان در طبقات بالایی انجام می گیرند حداقل دو آسانسور برای انتقال تخت لازم است. اتاقک آسانسور باید به اندازه‌ای باشد که جا برای یک تخت ودو همراه وجود داشته باشد. سطوح داخلی کابین باید صاف، قابل شستشو و به راحتی قابل ضد عفونی باشد. کف آن نباید سر باشد چاه آسانسور باید ضد آتش باشد. برای هر صد تخت یک آسانسور چند منظوره باید تعبیه شود و تعداد این آسانسورها در بیمارستانهای کوچکتر حداقل دو دستگاه باید باشد، بعلاوه حداقل بایستی دو آسانسور کوچکتر برای تجهیزات قابل حمل، کارکنان وملاقات کنندگان وجود داشته باشد:

ابعاد دقیق آسانسور: m 20/1 × 90

ابعاد دقیق چاه آسانسور: m 50/1 × 25/1

مسیریابی :

برای جلوگیری از انتقال میکروب بر اثر تماس، فعالیتهای مختلف جداگانه‌ای می بایست صورت گیرد. سیستم تک راهرویی که در آن بیماران جراحی شده و بیماران آماده جراحی، کارکنان آماده جراحی و کارکنان پس از انجام عمل و حمل وسایل تمیز و کثیف از یک راهرو استفاده می‌کنند دیگر استاندارد نیست. بهتر است سامانه دو راهروی داشته باشیم که در آن بیماران و کارکنان یا بیماران و وسایل غیر تمیز از یکدیگر جدا باشند. هنوز بهترین نوع این موارد مشخص نشده است و بنابراین به صورت جداگانه در نظر گرفته می‌شوند. یک راهبرد موثر، جدا کردن جریان بیماران از محل کار مورد استفاده کارکنان گروه جراحی است.

اتاقهای جراحی اصلی :

تعدادی اتاق ملزومات و کار در مجاورت مستقیم اتاق جراحی هستند. اتاق جراحی باید به گونه‌ای طراحی شود تا هر چه بیشتر به شکل مربع شباهت داشته باشد تا کار در هر جهت از تخت جراحی به راحتی انجام گیرد. اندازه مناسب می‌تواند 50/6 × 50/6 متر با ارتفاع 3 متر و اضافه ارتفاع 70/0 m برای تهویه و خدمات دیگر باشد. اتاقهای جراحی بهتر است یکسان باشد تا حداکثر انعطاف پذیری را داشته باشند و عملها روی میز قابل حملی صورت گیرد که بر روی پایه‌ای ثابت در وسط اتاق سوار شده باشد. نور طبیعی از نظر روانشناختی دارای امتیاز خاصی است که جلوگیری از آن تقریبا غیر ممکن می نماید. واگر هم امکان آن وجود داشته باشد باید سیستمی وجود داشته باشدکه به طور کامل جلوی نفوذ این نور را بگیرد(برای مثال عملهای جراحی چشم در فضای خیلی تاریک انجام می‌گیرد) امروزه اتصالات خدماتی و وسایل فنی معمولا از طریق تجهیزات بیهوشی معلق تأمین می‌شود. در غیر این صورت ،اتصالات خطوط خلاء، اکسید نیتروس و برق اضطراری بایستی حداقل 20/1 متر بالاتر از سطح کف اتاق قرار گیرند. جدا کردن بخشهایی که در حد بالای میکروب زدایی شده اند(استریل) و وسایل استریل نیز به آنجا ارسال می‌شود بسیار مهم است. تقسیم اتاق عمل به دو قسمت عفونی و غیر عفونی یک بحث پزشکی است اما عمل هوشیارانه و منطقی است. کف اتاق و سطح دیوارها باید بسیار صاف و قابل شستشو باشند از نصف برآمدگیهای تزئینی و سازه‌ای باید جلوگیری کرد.

اتاق بیهوشی :

اندازه اتاق بیهوشی باید تقریبا 80/3×80/3 متر باشد و درهای آن نیز کشویی و برقی باشد و به اتاق عمل باز شوند(پهنای 40/1 متر)این درها باید دارای دریچه و شیشه‌ای باشند تا بتوان با اتاق جراحی ارتباط تصویری داشت. اتاق بایستی مجهز به یخچال ،سینک آب ،لوله دستشویی و آبکشی، کابینت جهت نگهداری لوله هلی جراحی ،اتصالات تجهیزات بیهوشی. برق اضطراری باشد.

اتاق ترخیص بیهوشی:

این اتاق به اتاق بیهوشی شباهت دارد در ورودی به راهروی کاری باید لولایی و بدون چفت با عرض 25/1 متر باشد.

اتاق شستشو:

تقسیم اتاق شستشو به بهداشتی ومعمولی ایده ال است اما از نقطه نظر بهداشت یک اتاق تکی کافی است. حداقل پهنای اتاق باید80/1 متر باشد. برای هر اتاق جراحی بایستی سه دست و صورت شویی (سینک) که آب را به اطراف نمی پاشد وجود داشته باشدکه از طریق پدالهای پایی کنترل شوند .بایستی دارای دریچه دید باشند و اگر هم برقی هستند بایستی با پدالهای پایی باز شوند. اگر صرفه جویی در الویت دارد می‌توان از درهای لولایی چرخش استفاده کرد.

اتاق اشیاء استریل:

اندازه این اتاق دارای انعطاف پذیری بیشتری است اما بایستی به اندازه کافی فضای قفسه و کابینت وجود داشته باشد و بتوان به طور مستقیم از اتاق عمل به آن دسترسی داشت. به ازای هر اتاق عمل اشیاء استریل به مساحت تقریبی ده متر مربع نیاز است.

اتاق تجهیزات:

اگر چه دسترسی مستقیم به اتاق عمل ارجح است این کار همیشه ممکن نیست اگر دسترسی مستقیم امکان پذیر نباشد اتاق تجهیزات بایستی تا حد امکان نزدیک اتاق عمل باشد تا مدت انتظار کمتر شود. اتاقی به اندازه 20متر مربع باید در نظر گرفته شود.

اتاق زیر مجموعه استریل:

این اتاق را می‌توان مستقیم یا غیر مستقیم به بخش استریل اتاق عمل مرتبط کرد. این اتاق شامل یک بخش بهداشتی برای اشیاء استریل شده و یک بخش معمولی برای اشتباه غیر استریل است. تجهیزات آن بایستی شامل سینک، سطح انبار، سطح کار و استریل کننده‌های بخار باشد. وصل کردن یک اتاق زیر مجموعه استریل (ساب استریل) به چندین اتاق عمل می‌تواند مشکلات بهداشتی بوجود آورد که این کار نباید صورت گیرد. توجه داشته باشید که ابزار جراحی در واحد استریلیزه مرکزی آماده می‌شوند که خارج از محوطه جراحی قرار دارد.

اتاق گچ گیری:

به خاطر مسائل بهداشتی، این اتاق نباید در محوطه جراحی باشد بلکه در محوطه بیماران سرپایی بایستی قرار گیرد در واقع اورژانس بیمار بایستی از لابی‌های مختلف عبور کند تا به اتاق عمل برسد. تجهیزات شرایط پس از عمل فناوری اتاق بهداشت و تهویه هوا: سیستم تهویه هوا جزئی حیاتی از فناوری اتاق بهداشت است نمونه معمولی آن از جابجایی کم،لزرش با سرعت ثابت حرکت هوا (m /s 45/0)استفاده می‌کند که تمام میکروبها و ذرات رها شده را به خارج می راند. یک سیستم دمنده جهت دار هوا نیز برای به حداقل رساندن لرزش هوا و یکنواختی آن هوا را به داخل اتاق عمل می دمد. بنابراین می‌توان به مقدار زیاد از ترکیب هوای آلوده و هوای تازه (هوای اتاق بهداشت) جلو گیری کرد. برای حفظ بهداشت و تمیزی تجهیزات جراحی به مسافتی به ابعاد تقریبی 00/3×00/3 متر نیاز است. همچنین سیستم تهویه هوا پیش از آماده کردن مقدار هوا مورد نیاز، از طریق تصویه، رقیق و فشرده کردن هوا سطح اجرام زنده هوایی را می کاهد. برای مثال برای اطمینان از آلودگی زدایی هوا بین اتاقهای عمل به15تا20 بار تعویض هوا در ساعت نیاز برای است. ایجاد منطقه‌ای در اتاق عمل که تا حد امکان فاقد جرم/ذره باشد از ورودی کنترل نشده هوا از طریق اتاقهای مجاور به داخل اتاق عمل بایستی جلوگیری کرد.این کار را می‌شود از طریق هوا بندی اتاق عمل (تمام درزها در طی ساخت بایستی پر شوند) و با تغییر فشار انجام داد (یعنی بالاترین فشار که در اتاق عمل است به تدریج در اتاق بیهوشی کمتر ودر اتاقهای دیگر به حداقل می رسد تا با بوجود آمدن تفاوت فشار هوا از اتاق عمل به اتاقهایی که به مراقبت کمتر احتیاج دارند حرکت کند) بنابراین پنجره‌های اتاق عمل بایستی دارای دریچه‌های مشبک تهویه هوا با قابلیت هوابندی کامل باشند .

فعالیتهای جنبی:

اتاقهای فعالیت‌های جنبی ضروری نیست که در نزدیکترین مجاورت اتاقهای عمل قرار گیرند. این اتاقها بوسیله راهرویی که مورد استفاه بیمار نباشد جدا شوند.

اتاق پرستارها:

ابعاد این اتاقها بستگی به بزرگی دپارتمان جراحی بیمارستان دارد. باید فرض شود که در هر تیم جراحی هشت عضو دارد(پزشکها،پرستارهای اتاق عمل، پرستارهای بیهوشی) اگر واحد جراحی دارای بیش از دو اتاق عمل باشند مناسب است که سیگاریها را از غیر سبگاریها جدا کرد. این اتاق راحتی باید دارای تعداد صندلی کافی، کابینت و یک سینک باشد.

محل کار پرستارها:

این اتاقها می بایستی دارای موقعیت مرکزی باشند و دارای شیشه‌های بلند تا راهروی کاری از آن طریق دیده شود. علاوه بر میز تحریر آنها باید دارای کمد و کابینت و دیوارهای بلند برای نصب برنامه‌ها باشند.

اتاق گزارشات:

این اتاقها که نیاز آنها مطلق نیست نباید بیش از 5 متر مربع باشنددر این اتاقها جراحان پس از عمل گزارش آن را تهیه می‌کنند.

داروخانه :

یک داروخانه به مساحت 20 متر مربع می‌تواند انواع مواد بیهوشی ،داروهای جراحی و مواد دیگر را در خود جای دهد بخصوص که دارای قفسه‌های گردشی باشد.

اتاق نظافت:

مساحت 5 متر مربع برای چنین اتاقی کافی است این اتاقها بایستی به اتاق عمل نزدیک باشند زیرا پس از عمل میکروب‌زدایی (ضد عفونی) و تمیز کردن ابزار صورت می‌گیرد.

جایگاه تختهای تمیز:

در نزدیکی محدوده لابی بیماران بایستی فضای کافی جهت قرار دادن تختهای تمیز شده و آماده وجود داشته باشد. مقدار مورد نیاز عبارتست از یک تخت تمیز اضافی برای هر میز جراحی.

آبریزگاه

به خاطر مسائل بهداشتی مستراح‌ها بایستی خارج از محدوده جراحی و فقط در سرسرای (لابی) بیماران قرار گیرد.

ملزومات اتاق بازگشت هوشیاری:

اتاق بازگشت هوشیاری باید بتواند چندین بیمار عمل شده از اتاقها ی جراحی مختلف را در خود جا دهد. تعداد تختهای محاسبه شده باید5/1 برابر تعداد اتاقهای عمل باشند. اتاق مجاورآن اتاق شستشو با چند سینک است. پرستاری می بایستی دارای یک جایگاه نظارتی باشد که از آن بتواند بر همه بیمارها تسلط داشته باشد. طراحی اتاق باید طوری باشد که نور طبیعی بتواند وارد آن شود تا بیمارها بتوانند خود را با ساعات شبانه روز تطبیق دهند.

رعایت نکات ایمنی در جراحی

اتاق جراحی باید از طریق درهای کشویی برقی به اتاقهای بیهوشی، ترخیص شستشو واشیاء استریل ارتباط داشته باشند. این درها بایستی در خارج از اتاق عمل نصب شوند تا فضای اتاق را اشغال نکنند. به خاطر مسائل بهداشتی، سیستم باز کردن درها باید با پدالهای پایی کنترل شود در اتاق فعالیتهای جنبی درهای محوری (بدون جفت) با پهنای یک متر تا 1.25 متر کافی است این نکته بایستی در نظر گرفته شود که اتاقهای اصلی بیهوشی دارای ترکیبی انفجار کننده از گازها هستند (بخارها، اکسیژن، اکسید نیتروژن) این گازها ممکن است به محدوده جراحی اتاقهای آماده کردن بیمار و گچ گیری رخنه کنند برای مقابله با جمع شدن گازهای بیهوشی در اتاق اتصالات الکتریکی و الکتروپزشکی بایستی حداقل در ارتفاع 1.20 متر از سطح کف اتاق قرار گیرند. به وسیله کف رسانای اتاقها را با هم برابر کنید. رطوبت هوا را بین 60% تا 65% حفظ کنید. اتاقهایی که جهت نگهداری مواد بیهوشی به کار می روند بایستی ضد آتش باشند و به اتاقهای عمل، زایمان و بیهوشی راه نداشته باشند.

روشنایی

روشنایی در اتاق عمل بایستی قابل تنظیم باشد تا با توجه به موقعیت برش جراحی، نور را بازاویه‌های مختلف بتاباند. متداول ترین سیستم روشنایی چراغهای جراحی سقفی متحرک هستند این سیستم متشکل از یک روشنایی اصلی است که دارای حرکت چرخشی و زاویه‌هایی است و یک لامپ جنبی که بر روی یک بازوی ثانوی روشنایی اصلی از سوار است. تعداد زیادی لامپ کوچک ساخته شده است تا از ایجاد سایه‌های خیلی تاریک جلوگیری شود. امروزه اتاقهای عمل تخم مرغی شکل با روشنایی داخل سقفی نیز گاهی ساخته شوند مقررات روشنایی بیمازستانها شدت اسم روشنایی برای اتاقهای عمل را LUX 1000 و اتاقهای جنبی عمل را LUX 500 معرفی می‌کنند.

استریل‌سازی مرکزی

این مکان جایی است که تمام ابزار بیمارستان را آماده می‌کند. بیشتر این وسایل توسط دپارتمان جراحی (40%) و مراقبتهای ویژه، جراحی و داخلی (هر کدام 15%) استفاده می‌شود. به همین دلیل اتاق استریل‌سازی و مرکزی بایستی در نزدیکی این حوزه‌های تخصصی قرار گیرد توصیه می‌شود که مکانهای استریل‌سازی در جاههایی که دارای رفت‌وآمد کم (انسان و مواد) است قرار گیرند. تعداد استریل‌سازها بستگی به بزرگی بیمارستان و دپارتمانهای جراحی دارد و ممکن هست مساحت تقریبی 120-40 متر مربع را اشغال کنند.

بخش مراقبتهای ویژه

وظیفه بخش مراقبتهای ویژه (ICU) جلوگیری از اختلالات خطرناک فعالیتهای حیاتی بدن است: برای مثال ،اختلالات تنفسی، دگرگشت (سوخت‌و‌ساز بدن) و قلب وعروق ،عفونتها،دردشدید و ازکارافتادگی اعضاء (کبد، کلیه) خدمات بخش مراقبتهای فشرده کنترل ودرمان وهمچنین مراقبت از بیمار است. در بیمارستانهای عادی که فاقد تخصص پزشکی خاصی هستند مرسوم است که مراقبتهای ویژه را به دوبخش جراحی وپزشکی داخلی تقسیم بندی کنند.

ترتیب:

دپارتمان مراقبتهای ویژه بایستی یک بخش جداگانه باشد که فقط (بخاطر مسائل بهداشتی)از طریق لابی‌ها قابل دسترس باشد. توجه داشته باشید که براساس قوانین بیمارستان ،هر بخش مراقبتهای ویژه ،بایستی دارای بخش آتش‌نشانی جداگانه باشد. به غیر از سرسرای کارکنان و بیماران ،ملاقات کنندگان فقط بایستی از طریق سرسرای ملاقات کنندگان (اتاق انتظار) به این واحد دسترسی داشته باشد. درمرکز یک واحد مراقبتهای ویژه بایستی یک جایگاه کاری باز پرستاری قرار داشته باشد که به همه اتاق‌ها مشرف باشد .اتاق بازگشت هوشی بخش جراحی معمولا در قسمت مراقبتهای ویژه قرار دارد تا بیماران تحت مراقبت همان کارکنان قرار گیرند (توجیه اقتصادی) تعداد بیماران هر بخش مراقبتهای ویژه می بایستی بین شش تا ده باشد تا از انباشته شدن حجم کارکنان پزشکی و پرستاری جلوگیری شود وبهترین خدمت به بیماران ارائه شود. برای هرواحد (که دارای شش تا ده تخت است) میبایستی جایگا ه وظیفه پرستاران، جایگاه استریل (داروها و آماده سازی خون) یک اتاق مواد ویک اتاق تجهیزات در نظر گرفته شود. فضای لازمه تختها را می‌توان در ترتیب باز، بسته یا ترکیبی از ان دو قرار دارد. در ترتیب باز فضای کف اتاق بایستی بسیار زیاد باشد. تمام تختها بایستبی در معرض دید و نظارت جایگاه پرستارها باشند و دیوارهای (پارتیشن هایی) سبک ومتحرک، بیماران را از یکدیگر جدا می‌کند. این دیوارها بایستی دارای سبکی و ارتفاع آنها نصف سقف اتاق باشد. در ترتیب بسته اتاق‌ها ی جداگانه‌ای برای بیماران در نظر گرفته می‌شود که باز هم می بایستی تحت نظارت جایگاه مرکزی پرستارها باشند. از نقطه نظر بهداشتی و و روانشناختی ترجیح داده می‌شود زیرا بیماران در این مرحله بسیار آسیب پذیر هستند. یک را ه حل میانی که بسیار متداول است قرار دادن دو یا سه تخت در اتاقهای جداگانه است. ایده ال ترین طرح نقشه ستره‌ای است که در آن اتاق بیمار از جایگاه پرستاران در مرکز منشعب می‌شود.اما به خاطر محدودیت فضا روشهای سنتی متداولتر است. وظایف جانبی: برای وظایف جانبی بخشهای زیر بایستی در نظر گرفته شود. اتاق عمل برای جراحی‌های جزئی(m 30-25) فضای آزمایشگاهی ،آشپزخانه ،ساب است(20m) اتاق مواد بهداشتی، اتاق معمولی، اتاق بهداشت، اتاق مهمانها،اتاق پزشک وظیفه، اتاق مدارک و در صورت امکان یک اتاق مشاوره و امکانات بهداشتی (با هماهنگی بخش بهداشت) بخش جراحی از نظر امکانات پزشکی می بایستی خود کفا و مستقل باشد.در کنار تمام تخت‌ها بایستی لوله، اکسیژن ،هوای فشرده وپمپ خلاء وجود داشته باشدو علاوه بر پریزهای برق متداول، پریزهای کم ولتاژ (برای سیستم فراخوانی پرستاران)و پریزهای پر فشار (مثلا برای تجهیزات پرتو ایکس) نیز بایستی تعبیه شود. بخش جراحی ویژه باید نزدیک و تا آنجا که می‌شود همسطح با دپارتمانهای جراحی و بخش پزشکی داخلی ویژه باشد. این بخش همچنین بایستی به پذیرش ومرکز خدمات عملیات اورژانس نیز نزدیک باشد. می بایستی با بخشهای بیماران سرپایی و جراحی مرتبط باشد همچنین توصیه می‌شود راههای دسترسی به آزمایشگاه کلینکی و بانک خون کوتاه باشد.

بخش‌های مراقبت

بخش‌های مراقبت بیماران بایستی در فضای بسته باشد و ترافیک انسانی‌ آن با طرح ریزی درست راهها به حداقل برسد. بخشها بایستی دارای پنجره‌هایی جهت ورود نور طبیعی باشد اما بخش‌های درمان ،اتاق پرستارها، داروخانه و غیره را می‌توان با چراغ روشن کرد.

دپارتمانهای مراقبت

دپارتمان‌های مراقبت هر کدام به تخصصی ویژه تقسیم می‌شوند و اینها نیز دارای زیر مجموعه‌های خود می باشند. برای ایجاد مراقبت و نظارت کافی تعداد تختها هر بخش نبایستی بیش از 16 تا 24 عدد باشد به خاطر استفاده صحیح از کارکنان معمولا دو جایگاه کاری در کنار هم قرار داده و به بخش بزرگی از ناحیه خدماتی پرستاران متصل می‌کنند (برای مراقبت حدود 30 تا34 بیمار). ترتیب اتاقها به وضعیت، نوع و درجه حاد بودن بیماری بستگی دارد. نواحی پرستاری زیر نیز بایستی متمایز باشند: پرستاری عادی، مراقبت ویژه و فشرده تعداد تختها برای هر گروه مراقبتی در بخش مراقبت ویژه و فشرده کمتر است (بین 6 تا 12 تخت بسته به بزرگی بیمارستان)اتاق‌ها بایستی به گونه‌ای قرار گیرد که در کناره‌های تخت (دو طرف و قسمتهای تحتانی) فضای کافی برای حرکت و دسترسی وجود داشته باشد. تعداد کابینت‌ها و کمدها برای وسایل شخصی بیمار بایستی کافی باشد. (همچنین فضای کافی برای وسایل و تجهیزات مراقبتی مانند سینی متحرک و کمد وجود داشته باشد



قیمت: 10000 تومان

شهریور 25

gl/l (1424)

غذا و صنایع غذا یی کاربرد نانوفناوری در علوم

: هدف سابقه و

نانو فناوری یکی از جدید ترین علومی است که در سه شاخه مرطوب ، خشک و محاسبه ای اینده زندگی بشر را دگرگون خواهد ساخت . یکی از مهمترین زمینه های تاثیر گذاری نانو فناوری در زندگی انسان ، علم غذا است که به دلیل احتیاج روزمره و دائمی انسان به غذا هر گونه تغییر و تحو لی در ان نقش به سزایی در تغییر کیفیت زندگی انسان خواهد داشت . لذا به منظور تبیین جایگاه نانو فناوری و نانو علم در علوم غذا و صنایع این مقاله نوشته شده است .

: روش مواد و

پژوهش به صورت مروری و با استفاده از کلمات کلیدی نانوفناوری ، نانو علم ، علوم غذایی و صنایع غذا یی انجام شد . خلاصه و اصل مقالات در سایت های جستجو گر همچون ، Yahoo ، Google ، Med ، Pub ، Elsevir و نیز در کتب ، مجلات ، مقالات کنگر ه ها جستجو و پس از میل با دیدی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته ها :

نانو فناوری و نانو علم از پتا نسیل قوی برای بهبود اقتصاد و استاندارد های زندگی بشر برخودار است و کاربرد ان در حوزه های مختلف از جمله ساخت مواد ، الکترونیک و رایانه ، پزشکی و بهداشت ، امنیت ملی و دفاعی ئ غیره روز به روز بیشتر می شود . مهمترین ابزار نانو فناوری ساخت نانو مواد است که در شاخه های مختلف علوم از جمله علوم ذا کاربرد دارند . از جمله کاربرد های نانو مواد در علوم غذا و صنایع غذایی ، می توان به بسته بندی ، تولید غذا های ملکو لی ، برچسب گذاری و پایش ، افزودنی های غذایی ، غذا های دارای انتشار مخصوص در بدن و انزیم ها اشاره نمود روکش کردن .

نتیجه گیری و توصیه ها :

بر اساس نظر غالب پژوهشگران نانو فناوری و نانو علم ، دستیابی به فناوری نانو یکی از پایه های تحیکم استقلال و امنیت ملی کشور ها است . جایگاه نانو فناوری در علوم غذا از دو جنبه سلامت غذا و تغذیه و نیز مبارزه با گرسنگی اشکار و پنهان قابل بررسی می باشد . با تو جه به ضرورت اشنایی دانشجویان و پژوهشگران رشته های و ابسته به علو م غذا ، تد ریس مبانی کاربردی نانو فناوری در دور ه های تحصیلات تکمیلی رشته های وابسته به علو م غذا همچون علوم صنایع غذا یی ، دامپزشکی و تغذیه توصیه می گردد .

مقدمه :

نانو فناوری توانا یی کار در سطح ملکو لی یا اتمی ، برای ایجاد ساختار های بزرگ و کاملا نو با سازماندهی ملکو لی است . تاکنون تعاریف متعدد ی بای نا نو فناوری ارایه شده است . در حالی که برنامه های پیشگامی ملی نانو تکنو لو ژی امریکا برای اینکه موضوعی را درسطح نانو فناوری سه شرط قایل است بشناسد :

1 _ هر گونه تحقیق یا توسعه فناوری که در سطح اتمی ، ملکو لی یا ماکرو ملکولی و در مقیاس طولی تقریبی یک تا 100 نانو متر انجام شود.

2 _ ایجاد ویا استفاده از ساختارها، ابزار ها ودستگاه ه ها یی که دارای ویژگی ها و عملکرد ها ی جدید به دلیل اندازه کوچک یا متوسط خود باشند .

توانا یی کنترل در سطح اتمی 3-

برای این که درک واقعی تری از نانو فناو ری پیدا کنیم ، ابتدا لازم است تعریفی از نانو متری داشته باشیم . نانو متر یک بیلینوم متر است . برای مقایسه می توان گفت که عرض ( پهنای (موی سر انسان تقریبا 80 هزار نانو متر می باشد . یک جسم در مقیاس نانو متری حتی از یاخته نیز کوچکتر است و فقط توسط ریزبین های اتمی خاص ، که تمروزه در کشو رهای پیشرفته تولید می شوند قابل مشاهده است.

به طور کلی مطالعات نانو فناوری را می توان به سه دسته تقسیم کرد . اگر چه روش های تحقیقاتی در انها با یکدیگر متفاوت است ، اما این سه شاخه کاملا با یکدیگر مرتبط است هستند و پیشرفت در یکی از شاخه ها ، مکن است بر شاخه های دیگر نیز موثر باشد . این شاخه ها عبارتند از :

نان فناوری مرطوب 1-

این شاخه به مطلعه ساختار های زند ه ای می پردازد ، که در محیط های ابی قرار دارند . در این شاخه از نانو فناوری ، ساختمان مواد ژنتیکی ، غشا ها و سایر ترکیبات یاخته ای در مقیاس نانوم تر مورد مطالعه قرار می گیرد . این شاخه در بر گیرنده علوم پزشکی ، دارو یی و به طور کلی علوم و روش های مرتبط با زیست فناوری است .

2- نانو فناوری مرطوب

این شاخه از نانو فناوری علوم پایه شیمی و فیزیک مشتق می شود و به مطالعه تشکیل ساختا رهای کربنی ، سیلیکونی ، مواد غیر الی و فلزی می پر دازد . در نانو فناوری خشک ، کاربردمواد نانو یی در الکترونیک ،مغناطیس و ابزا های نوری مورد مطالعه قرار می گیرد . برای مثال طراحی و ساخت ریزبین هایی که بتوان با استفاده از انها مواد را در ابعاد نانو متر دید در این شاخه قرار می گیرد .

3- نانو فناوری محاسبه ای

در بسیاری از مواقع ابزار های ازمایشگاهی موجود برای انجام برخی ازمایش ها و تحقیقات در مقیاس نانو مناسب نیستند و با این که انجام این گونه ازمایش ها بسیار گران تمام می شود . در این حالت از را یانه ها برای شبیه سازی فرایند ها و واکنش ها ی اتم ها و ملکو ل ها به دست می اید باعث افزایش سرعت پیشرفت نانو تکنو لو ژی خشک و نانو تکنو لو ژی مرطوب می شود .

فناوری در جهان امروز و اینده بشریت و اهمیت نان

نانو فناوری و نانو علم از پتانسیلی قوی ، برای بهبود اقتصاد و استاندارد های زندگی بشر بر خوارند . تغییراتی که نانو فناوری در زندگی بشرا یجاد خواهد کرد به پیشرفت های ایجاد شده توسط فناوری اطلاعات در دو دهه گذشته بی شباهت نمی باشد . تا5 یا 10 سال اینده محصولات تجاری بیشتری از نانو فناوری وارد بازار خواهند شد . هر چند از هم اکنون نیز ورود این محصولات به با زار های جهانی اغاز شده است . در حال حاضر محصولاتی با بکار گیری ویژگی مواد در مقیاس نانو برای مصرف کنندگان و صاحبان صنایع فراهم هستند .برای مثال جستجو گر های مین های زمینی ، پانسمان مخصوص سوختگی و زخم ، فیلتر های مخصو ص اب ، کاتا لیزو رها ، سپر خودرو ها پوشش های ضد خیرگی برای عینک های افتابی و شیشه خودرو ها ، کرم های ضد افتاب و لوازم ارایش ، توپ های تنیس با دوام ، راکت های تنیس سبک و مقاوم ، پارچه ها ولباس های ضد لک و جوهر خودکار همگی محصولاتی جدید از نانو فناوری هستند .

در مجموع شاید بتوان حوزه ها ، کاربرد ها و منافع بالقوه نانو تکنو لوژی را در حیطه های زیر طبقه بندی نمود ، اما باید در نظر داشت که زمان لازم برای تبدیل علم به تکنو لو ژی تقریبا 10 الی 15 سال است و نمی توان از هم اکنون تمامی جنبه های کار بردی این علم را بیش بینی نمود

حوزه ساخت وتو لید مواد 1-

نانو تکنولوژِی در اینده شیو ه های تولید مواد و وسایل را از ریشه دگر گون می سازد . توانا یی تولید واحد های ساختمانی در مقیاس نانو ، کنترل بسیار دقیق ابعاد ، ترکیب و سپس سوار سازی انها در ساختا رها ی بزرگتر و با ویژگی ها و کارکرد های بی نظیر ، در صنعت مواد تحولاتی انقلا بی پدید خواهد اورد.

2- حوزه الکترونیک و رایانه

بهبود مستمر مینیاتور سازی ، افزایش سرعت و کاهش مصرف انرژی در وساسل پردازش اطلا عات ( حسگر ها گیرنده سیگنال ، مدار های منطقی برای پردازش ، وسایل ذخیره سازی برای حافظه و صحفات نمایش گر دستگاه های فرستنده مخابراتی ) از پیشرفت های قابل پیش بینی این حوزه هستند.

حوزه پزشکی و دارو سازی و بهداشت 3-

در صورت به کار گیری نانو علم ، می توان فرایند های کنونی و طاقت فرسای زنجیره بندی ژنوم و رمز گشایی ژنه را به شدت متحول کرد و بر کار ایی ان افزود . علاوه بر این تسهیل مصرف بهینه دارو ها و فرمولاسیون انها ، روش های جدید رسانش دارو ها به بدن و افزایش قابلیت مطالعات پایه ای یاخته شناسی و اسیب شناسی ، بافته ا و اندام های مصنو عی با دوام تر و مقاوم تر در برابر پس زدن ، تقویت کنند های بینا یی و شنوایی و سیستم های حسگر تشخیص زودرس بیماری ها از موارد کاربرد نانو فناوری در حوزه پزشکی به شمار می ایند .

حوزه هوانوردی و اکتشافات فضایی 4-

طراحی و تولید مواد سبک ، بسیار مقاوم و پایدار در برابر گرما در طراحی وساخت هواپیما ها ، موشک ها ، ایستگا ه های فضا یی و سکو های اکتشافی سیارات ، نقش مهمی ایفا می کند .

حوزه محیط زیست و انرژی 5-

نانو فناوری تاثیر بالقوه و چشمگیری در بهبود بازدهی ، ذخیره و تولید انر ژی دارد . به عنوان مثال کاربرد نانو کامپوزیت در صنعت خودرو سازی ، به عنوان جایگزین اجزای فلزی ، کاربرد بنزین را سالا نه تا 5/1 میلیون لیتر و انتشار دی اکسید کربن حاصل از سوخت بنزین را سالانه تا 5 میلیارد کیلو گرم کاهش می دهند .

حوزه امنیت و دفاع ملی 6-

در این وزه می توان از افزایش اتوماسیون و روبا تیک به منظور تعدیل نیرو انسانی و کاهش خطرات پیش روی سربازان ، کاهش بار جنگند ه ها ، ایجاد حسگر ها ی شیمیا یی ، زیستی و هسته ای و جستجو گر های مین های زمین نام برد.

حوزه علوم صنایع غذایی 7-

در مورد کاربردهای نانو فناوری در این حوزه به طور کامل بحث خواهد شد .

سایر حوز ه ها 8-

حوز هایی همچون بیو تکنولوژی ، امزش علوم ، صنعت حمل ونقل و خودرو سازی ، صنعت چاپ ، و تجارت سایر حو زه های هستند که تشریح کاربرد نانو فناوری در انها ، از حوصله این مقاله خارج است . لازم به ذکر است که با توجه به اهمیت کاربر دهای نانو فناوری و نانوعلم در تمامی شاخه ها و حوز ه های زندگی بشر ، میزان سرمایه گذاری بودجه دولتی امریکا در بخش تحقیق و توسعه نانو فناوری از 464 میلیون دلار در سال 2001 بع 1240 میلیون دلار در سال 2005 افزایش یافته است . سایر کشور های جهان نیز به این موضوع توجه خاصی مبذول نموده اند . به عنوا ن مثال د قاره اسیا کشور های ژاپن ، چین و کره پا به پای کشور های اروپا یی از پیشتازان نانو فناوری به شمار می روند

عوامل موثر بر خواص مواد

برای این که بتوان به صورتی عمیق تر مباحث نانو تکنو لو ژی را دنبال نمود ، لازم است عوامل موثر بر خواص توده ای مواد به صورت اجمالی مرور شود . عوامل موثر بر ساختار مواد عبارتند از : 1 _ عناصر تشکیل دهنده مواد 2 ساختار مواد 3_ زیر ساختار

دهنده مواد عناصر تشکیل

در نگاه اول شاید این گمان حاصل شود که تفاوت های موجود در مواد مختلف ، حاصل تفاوت عناصر تشکیل دهنده انها است . هر چند عناصر و ترکیب شیمیایی مواد تا حدی خواص انها را مشخص می کند اما با کمی دقت در ترکیب شیمیایی مواد پیرامون ، مشخص می شود که بسیاری از انها با وجود انکه دارای عناصر تشکیل دهنده و ترکیب شیمیا یی یکسان می باشند از نظر رفتار و خواص بسیار متفاوتند و برخی دیگر از مواد نیز با داشتن عناصر تشکیل دهنده و مواد شیمیا یی متفا وت با یکدیگر ، دارای خواص و رفتار مشابهی هستند . مثال معروف ان گرافیت و الماس است که هردو از اتم های کربن تشکیل شده اند اما (( ریخت های )) متفاوتی از عنصر کربن هستند .

ساختار مواد 2-

ساختار مواد ، ارتباط بین این اتم ها ، یون ها و ملکو ل ها ی تشکیل دهنده مواد را مشخص می کند . برای شناخت سا ختار مواد ، ابتدا باید به نوع اتصا لات بین اتم ها و یون ها پی برد . در مثال الماس و گرافیت علیرغم انک عنصر سازنده هر دو یکی است اما الماس به عنوان سخت ترین ماده طبیعی معرفی می گردد در صورتی که گرافیت به دلیل نرمی بسیار به عنوان ماده (( روانساز )) به کار گرفته می شود . علت این امر در (( چگونگی اتصا لات و پیوند های شیمیا یی )) این دو شکل کربن است . در گرافیت ، اتم های کربن ، شش ضعلی پیوسته ای شبیه به یک لانه زنبورتشکیل می دهند که در یک سطح گسترده شده است و لایه های شش ضعلی ساخته شده با قرار گرفتن روی هم ، حجمی را تشکیل می دهند که به ان گرافیت می گوییم . بنابراین در ساختار گرافیت دو نوع اتصال وجود ارد . یک نوع اتصال ، اتصال داخلی بین اتم های کربن لانه های زنبو ری است ( پیوند کوالا نسی ) و نوع دوم اتصالی است که لایه های لانه زنبوری را به یکدیگر وصل می کند و ضعیفتر از پیوند کوالانسی می باشد . یعنی گرافیت در جهت صحفات لانه زنبوری به لیل داشتن پیوند قوی استحکام بالا یی دارد . اما در جهت عمد بر صحفات لانه زنبوری و به دلیل پیوند ضعیف ثانویه ، استحکام ان به مراتب کمتر است . بنابراین با اعمال نیرویی بیشتر می توان لایه های لانه زنبوری را بر روی یکدیگر لغزاند.

در مقابل الماس ، دارای یک ساختار شبکه ای است . یعنی در گرافیت پیوند ههای اولیه ( پیوند های اتمی ) تنها در یک سطح ( در یک وجه ) برقرار می شوند در حالی که در ساختار الماس ، این پیوند ها به صورت شبکه ای سه بعدی ، فضا را پر می کنند . در ساختار گرافیت هر اتم کربن با سه اتم کربن دیگر پیوند اتمی از جنس کوالا نسی ایجاد می کند در حالی که در ساختار الماس هر اتم کربن با چهار اتم کربن دیگر پیوند اتمی از جنس کوالانسی برقرار می نماید .

در مجموع می توان گفت که ساختار عبارت است از: نوع پیوند ها ، تعداد انها و چگونگی پیوند های تشکیل دهنده مواد تاثیر به سزایی در خواص مواد دارد . بنابراین با مطالعه در ساختار مواد ، می توان بسیاری از رفتار ها و خواص انها را پیش بینی و همچنین برای دستیابی به بخی از خواص مواد می توان ساختار متناسب را برای انها طراحی کرد .

زیر ساختار مواد 3-

ممکن است این تصور پیش اید که مواد توده ای شکل ، گسترش یافته ساختار اولیه هستند و بنابراین تمامی خواص و رفتار ساختار اولیه را دارا خواهند بو د. اما این تصور با مشاهدات ویژگی های رفتاری مواد متفاوت است . به عنوان مثال در ساختار گرافیت انتظار می رود که استحکام ان در راستا های مختلف ، متفاوت می باشد زیرا ساختار اولیه در جهت صحفات لانه زنبوری دارای استحکام بالا و در جهت عمود بر صحفات ، دارای استحکام کم است . بنابراین مداد تنها در یک جهت خاص باید قابلیت نوشتن داشته باشد اما مداد در هر زاویه و جهتی نسبت به کاغذ حرکت می کند می نویسد . دلیل این تناقض را با بررسی ریزبینی گرافیت در می یابیم . بابررسی ریز بینی گرافیت مشخص می شود که توده گرافیت یکپارچه نیست بلکه این توده متشکل از دانه های بسیاری است که هریک به صورت مستقل و جدا از یکدیگر در درون خود دارای ساختار گرافیت هستند . به عبارت دیگر توده گرافیت ، اجتماع بی نظمی از بخش هایی است که هریک دارای ساختار گرافیت هستند.

اشنایی با اصطلا حات نانو مواد

1 _ نانو بیو مواد 2 _ نانو لوله ها و نانو کامپوزیت 3 _ نانو فیلتر ها ، نانو سنسورها و مواد هوشمند 4 _ ماشین های نانو فناوری

مواد در مقیاس نانو یعنی موادی که ویژگی هایشان در سطح کمتراز میکرو قابل کنترل است . خواص مواد در چنین ابعاد و انداز های با مواد متعارف اساسا متفاوت است و به همین دلیل تحقیقات در حوزه نانو مواد روز به روز فعالتر می شود .

مواد نانو بیو

شامل موارد ذیل است نانوبیومواد

الف : نانو بیوذرات :

ذرات کلوئیدی و جامدی هستند که شامل اجزای ماکروملکولی باشیمی سطح پیچیده می باشند .بسته به روش تولید ، نانو ذرات به شکل نانوکپسول یا نانو کرهای هستند . نانو کره ها سیستم های ماتریسی می باشند در حالی که نانو کپسول ها سیستم های وزیکولارند .

ب: _ نانو کپسول ها

نانو ذراتی هستند دارای یک پوسته که فضای داخلی انها جهت قرار گرفتن و حمل واد مورد نظر تعبیه شده است . از فسفولیپید ها ، لیپید و پروتئین می توان برای ساخت نانو کپسول ها استفاده کرد .

پ: _ درخت سان ها

ماکروملکولهای با ساختار منظم و پر شاخه سه بعدی هستند که به خاطر چگالی بالای گروه های فعال ، کاربرد های زیادی دارند .

ت: _ کاکلیت ها

رسوبات دو ظرفیتی فسفولیپید ی پایدار از مواد طبیعی هستند . این مواد ساختار های چند لایه ای می باشند که از ورقه های دو لایه ای بزرگ و پیوسته چربی که به شکل مارپیچ در امده اند ، تشکیل شده اند . چنین موادی محتویاتشان را از طریق لایه سیال خارجی به غشای یاخته ها ی هدف منتقل می دهند . کاکلیت ها در برابر عوامل محیطی مقاوم هستند و ساختار لایه ای محکمشان انها را در برابر تجزیه توسط ملکو لهای شکننده کاکلیت ها محافظت می کند ، حتی اگر در شرایط سخت محیطی یا دی برابر انزیم قرار گیرند.

ه ویروس مانند ذرات

از بیان نوترکیب ساختمان اصلی پروتئین ها ی بسیاری از ویروس ها تولید می شوند .چنین ذراتی ریخت شناسی شبیه به کپسید های خالی از ویروس که از ان منشا ء گرفته اند دارند . بنا براین ساختارشان شبیه به ویروس اصلی است اما در عین حال غیر فعال هستند .

و : نانو ذرات پروتئین

به طور طبیعی اندازه پروتیئن ها کمتر از مقیاس نانو است . با استفاده از روش های سنتز در نانو فناوری ، می توان پروتیئن های تولید کرد که در مقیاس نانو باشند .

در صنایع غذایی از نانو بیو مواد ،بر ای افزودن طعم ورنگ دلخواه به غذا و افزودن ریزمغذی ها ی حساس به حرارت و PH مثل بتاکاروتن و اسید چرب امگا 3 استفاده می شود . کاکلیت ها نیز در صنعت غذا برای انتقال بسیاری از مواد زیستی که به سختی در اب حل می شوند ، مودم غذی حساس به حرارت ، PH و شرایط نامساعد محیطی به کار می روند همچنین نانو ذرات با چسبندگی خاصی که دارند قادرند به صورت برگشت نا پذیری به بعضی از باکتری ها متصل شده مانع الوده کردن میزبان توسط انها می شوند.

نانو لوله ها و نانو کامپوزیت ها 2-

الف ) نانو لوله ها

نانو لوله ها به دوشکل نانو لو له های کربنی و نانو لوله های پپتیدی وجود دارند . نانو لوله های کربنی از پیچیده شدن ورقه های گرافیت با ساختاری شبیه به شانه عسل به دست می ایند . این لوله بسیار بلند ونازک هستند وساختاری پایدار ، مقاوم و انعطاف پذیر دارند . نانو لوله ها قویترین فیبر های شناخته شده اند و1 تا 100 برابر از استیل قویتر هستند و در ساخت دستگاه های صنعتی تولید غذا می توان انها را جایگزین سرامیک های معمولی ، الومینیوم و حتی سایر فلزات ساخت . ساخت غشا با استفاده از نانو لوله ها در کارخانه های صنایع غذا یی قابلیت استفاده دارد . با هیدروفوب کردن داخل نانو لوله ها ، غشا های ننو لولهای به صورت ترجیهی ملکول های خنثی هیدروفوب را استخراج کرده ، عبور دهند . در حال حاضر این فناوری برای کار برد های صنایع غذایی بسیار گران است ، اما درا ینده ممکن است بای جداسازی ملکول ها ی زیستی ارزشمند مثل پروتئین ها ، پپتید ها ، ویتامین ها و ماد معدنی استفاده شود . از نانو لوله ها می توان در تهیه غذا های تقویتی مکمل رژیمی استفاده نمود .

نانو لوله های کربنی به خاطر نسبت بالا ی طول به قطر پلیمر های سنتزی را که نارسانا ی الکتریکی هستند به پلیمر های رسانا تبدیل می کنند . اگر این پلیمر ها برای توسعه غشا های جدید استفاده شوند ، میزان جداسازی طعم ها مواد مغذی افزایش خواهد یافت .

ب) نانو کامپوزیت ها

نانوکامپوزیت ها الگوبر داری شده از زیست کانی فرایندی است که یک ماده الی ( پروتئین ، پپتید یا لیپید ) با یک ماده غیر الی ( کربنات کلسیم ) واکنش می دهد و ماده ای با استقامت افزوده می سازد

نانوکامپوزیت ها جایگزین خوبی برای بطری های پلاستیکی نوشیدنی ها هستند . استفاده از پلاستیک برای ساخت بطری در دراز مدت سبب فساد و تغییر طعم نوشیدنی می شود از

نانو مپوزیت ها می توان به عنوان مواد بسته بندی جدید استفاده نمود . یک مثال ، نانو کامپوزیت های تشکیل شده از نشاسته سیب زمینی و کربنات کلسیم است . این فوم مقاومت خوبی در برابر حرارت دارد وسبک وزیست تخریب پذیر است ومی توان از ان برای بسته بندی مواد غذایی استفاده نمود.

مونوتوموریلیت که در خاک های کریستالی طبیعی ومواداتشفشانی وجود دارد ، به عنوان یک ماده افزودنی در تولید نانو کامپوزیت ها استفاده می شود. افزودن فقط 3 تا 5 درصد از این ماده پلاستیک را سبکتر ، قوی تر و به حرارت مقاوم تر می کند و خواص ممانعت کنندگی بهتری در برابر اکسیژن ، دی اکسید کربن ، رطوبت ومواد فرار ایجاد می کند . این خواص برای بسته بندی مواد غذایی بسیار مفید هستند و با استفاده از انها می تو ان زمان نگهداری مواد غذایی مانند گوشت های فرایند شده ، پنیر ، ارد قنادی ، غلات و غذا های کنسروش ده را افزایش داد .

نانو فیلتر ها ، نانو سنسورها و مواد هوشمند 3-

الف ) نانو فیلتر ها

نانو فیلتر ها غلاوه بر بازیابی عناصری مثل نمک و کلسیم و اب ، قادر به بازیابی ویروس ها و باکتری ها نیز می باشند. بنابراین می توان در رفع الودگی اب های قابل ذخیره ، برای نوشیدن انسان از انها استفاده کرد . علاوه بر این از نانو فیلترها می توان در فیلتراسیون مواد غذایی نیز استفاده نمود.

نانوسنسورها :

نانو سنسورها ما را قادر خواهند ساخت تا بسیاری از متغی رها با دقت بیشتری ارزیابی کنیم . با استفاده از ملکو ل های بیولوژیکی قادر خواهی بود که نانوسنسو ر بسازیم. نانوسننورها کابردهای بسیاری در صنایع غذایی دارند . یکی از این کاربرد ها کنترل نقل و انتقال محصولات کشاورزی و غذایی و نیز انبارهای غذایی ، برای حفظ سلامت این محصولات است . کاربرد دیگر استفاده از دستگاه های نانسنسوری برای کنترل هوشمند گیاهان یا دام ها می باشد. کاربر دهای دیگر شامل شناسایی پروتئین ها و نیز اشکار سازی سریع عوامل بیماری زای برای کمک به حفظ سلامت غذا است.

ج) مواد هوشمند

مواد هوشمند ، موادی واکنشی هستند که در ترکیب با حسگر ها ، محرک ها و رایانه ها به شرایط و تغییرات محیطی پاسخ می دهند . پلیمر های هوشمند ، نمونهای از این مواد هستند. از این پلیمرها می توان در ساخت مواد بسته بندی جدید برای محصولات غذایی استفاده کرد . این مواد به مصرف کنندگان هشدار می دهند ، که غذا یا محصولات کشاورزی فاسد شده است

ماشین های نانوفناوری 4-

ماشین های ملکولی که از انها به عنوا ن نانوروبات ها یاد می شود کاربرد های زیادی دارند . در این ماشین ها ، اتم ها اجزای سازنده هستند . نانو روبات ها اطلا عات بسیار ی ررا برای ما فراهم می کنند . نانوروبات ها برای ثبت برخی متغیر ها ی مهم فیزیکی یا زیستی که برای محافظت مواد غذایی یا محصولات کشاورزی لازم است نیز استفاده می شوند . همچنین با استفاده از نانو روبات ها می توان سلا مت محصول یا دام زنده را مرتب بررسی کرد.

کاربردهای نانو فناوری در صنایع غذایی

صنعت غذا نیز همانند سایر علوم و صنایع تحت تاثیر دگرگونی های حاصل از پیشرفت نانو فناوری قرار می گیرد و در اینده بسیار نزدیک نحوه تولید ، فراوری و توزیع مواد غذایی تغییرات شگرفی خواهد نمود . در قسمت زیر به برخی از رایج ترین این کاربرد ها اشاره میشود :

بسته بندی 1-

امروزه بسته بندی و پالایش مواد غذایی یکی از عمده ترین زمینه های تمرکبه صورت ((هوشمند )) در امده اند واین بدان معنا است که این بسته ها به شرایط محیطی واکنش نشان می دهند ، یا در صورت خراب و سوراخ شدن خود را تعمیر و ترمیم می کنند و یا حتی مصرف کننده را نسبت به وجود الودگی و یا حضور عوامل بیماریزا در بسته ، اگاه می سازند . در حال حاضر پژوهشگران هلندی در زمینه بسته بندی های هوشمند یک گام به جلو برداشته اند . انها بسته بندی هایی را طراحی کرده اند که به محض شروع فساد در ماده غذایی داخل بسته ، از خود ماده نگهدارنده ازاد می کند . این نوع بسته بندی که (( ازاد شدن به دستور )) نام دارد توسط یک سوییچ زیستی ، که به روش نانو فناوری ساخته شده فعال می شود .

از دیدگاه ارتش امریکا تولید سنسور های کوچک برای جستجوی عوامل بیماری زا ی غذا جزء اولویت امنیت ملی محسوب می شود . با فناوری های فعلی ، ازمایش الودگی میکروبی موادغذایی ، بین دو تا هفت روز طول می کشد . همچنینی حسگرهایی که امروزه وجود دارند برای حمل ونقل بسیار بزرگ هستند . چندین گروه از پژوهشگران در ایالات متحده در حال تحقیق در زمینه تکامل حسگرهای زیستی ای هستند که عوامل بیماریزا را سریع واسان جستجو می کند. دلیل انها برای این چنین تحقیقا تی این است که معتقدند (( ابر حسگر ها )) نقش بسیار تعیین کننده ای در برابر حملات تروریستی به انبار های غذا یی ایفا می کنند .

مواد بسته بندی ضد میکروب نیز از دیگر دستاورد های نانوفناوری در صنعت بسته بندی مواد غذایی است و حتی در اینده می توان مواد ضد میکروب را به صورت مستقیم ، به فیلم های بسته بندی وارد نمود .

همچنین با استفاده از لایه نشانی نانو کامپوزیتی می تواند تعامل اکسیژن خارج ازبسته بندی را با غذا کاهش و یا طعم دهنده ها و نگهدارنده های غذا را افزایش داد. با استفاده از نانو حسگر ها می توان عوامل بیماریزا ، تغییرات دمایی ، ترشح و غیره را در داخل بسته تشخیص داد .

تولید غذا های ملکولی :

پژوهشگران بر این باور هستند ، که در اینده مهندسی ملکولی امکان تهیه ورشد مقادیر زیاد غذا را بدون نیاز به خاک، بذر مزرعه وکشاورز فراهم می کند و با ورود این فناوری ، گرسنگی از جهان رخت بر خواهم بست . با این تفکر به جای کاشت غلات و پرورش گاو ها برای بدست اوردن کربوهیدرات ها و پروتئین ، نانو ماشین ها با همان نانو بوت ، استیک یا ارد مورد نظر ما را از اتم های کربن ، هیدروژن و اکسیژن موجود در ترکیب اب یا دی اکسید کربن هوا می سازند . همچنین نانو بوت های موجود در غذا در دستگاه گردش خون به حرکت در می ایند و ان را از بقایای چربی و بیماری زاه ای کشنده پاک می کنند. تولید ملکولی غذا یکی از اهداف و ارزو نانو فناوری است و به نظر می رسد که چندان به سرعت دست یافتنی نباشد . با استفاده غذا های ملکولی می توان گرسنگی را ریشه کن نمود ، محتوای تغذیه ای مواد غذایی را افزایش داد و خطر مواد حساسیت زا را در مواد غذایی حذف کرد . این امر متوسط تغییر اتمی غذا ها در ازمایشگاه اتفاق می افتد که هنوز کمی دستیابی به ان دور از ذهن نیست می نماید . مهندسین بافت در دانشگاه تورو شهر نیو یورک و دانشگاه علوم پزشکی کا رولینای جنوبی ایالات متحده امریکا در حل تجربه تولید گوشت با استفاده از غوطه سازی یاخته های میو پلاست ( یا همان ماهیچه ) ماهی در یک مایع مغذی برای تحریک تقسیم و تکثیر خود به خود یاخته هستند . اولین هدف این پژوهش، جلوگیر ی از گرسنگی فضانوردان در سفره های فضایی است .

برچسب گذاری و پایش :

امروزه برچسب گذاری تحت عنوان RFID که مخفف عبارت برچسب شناسایی با فرکانس رادیو یی می باشد ، ساخته شده است . این برچسب ها یک تراشه مدارمجتمع می باشند که دارای یک یک مدار رادیوی و یک کد شناسایی تعبیه شده که در داخل خود هستند . مزیت برچسب RFID ان قدر کوچک است که می توان ان را داخل خود محصول و نه روی بسته بندی ان را جاسازی کرد . این برچسب قابلیت ذخیره سازی اطلاعات بیشتری دارد و از فاصله دور هم قابل اسکن است ( مثلا از روی جعبه های کارتن یا سایر بسته بندی ها ) ، همچنین تعداد زیادی برچسب را می توان به می توان به طور همزمان اسکن کرد . این برچسب را متوان به گوش حیوان وصل نمود و یا ان را به بدن حیوان تزریق کرد . اندازه کل برچسب حدود یک ذره خاک است . تولید کندگان این فناوری معتقدند که (( هر نوع وسیله ای را می توان در هر در مکانی به طور خودکار شناسای نمود . ))

با استفاده از برچسب های RFID بر روی بسته بندی مواد غذایی ، صندوقدار می تواند در یک لحظه خرید یک مشتری را کنترل و همچنین اگر هم هر کدام از محصولات ، تاریخ مصرفشان گذشته بود و به مشتری یاد اوری نماید . بر چسب های RFID حتی پس از این محصول غذایی فروشگاه را ترک کرد . اطلا عات را به فروشگاه ارسال می نمایند . این امر باعث می شود فروشگاه داران از رفتار مشتریان با ماده غذایی اگاه شوند . فروشگاه داران وال _ مارت در ایالات متحده و تسکو در پادشاهی انگلستان بر چسب RFID را بر روی بعضی از محصولات خود ازمای نمو ده اند .

برچسب های دیگری در مقیاس نانو طراحی شده اند که مشابهت بیشتری با UPC code دارند که به انها (( نانو بارکد )) گفته می شود . این برچسب از فاصله یک متری بار کد خوان خود کار ، خوانده می شوند که این روش برای خواندن بار کد در بنادر مناسب است .

برچسب گذاری مواد غذایی با روش های ذکر شده فوق به این معنی است ، که غذا تا چنگال مصرف کننده در مراحل فراوری حمل ونقل ، غذا خوری های ، قفسه فروشگاه و حتی پس از خرید انها مشتریان توسط پایش نمود .

افزودنی های غذایی در مقیاس نانو :

برای مثال شرکت باسف یک نوع کارتنوئید در مقیاس نانو تولید کرده است . کارتنوئید ها یک نوع افزودنی غذایی هستند که به غذا ها رنگ نارنجی می دهند و به طور طبیعی در هویج و گوجه فرنگی وجود دارند . بعضی از انواع کارتنویئد ها ضد اکسید کننده می باشند و در بدن به ویتامین A تبدیل می شوند . شرکت BASF این کاروتنوئید در مقیاس نانو را ، به شرکت های بزرگ تولید کننده غذا و نوشابه در سراسر جهان می فروشد تا در لیموناد ها ، ابمیوه ها ، و مارگارین ها مورد استفاده قرار می گیرد . فرمو لاسیون افزودنی ها در مقیاس نانو جذب انها را در بدن راحت تر کرده ، همچنین زمان نگهداری انها را افزایش می دهد . شرکت BASF همچنین کاروتنوئید صناعی دیگری به نام لیکوپن به عنوان یک افزودنی غذایی تولید کرده است . لیکوپن به طور طبیعی در گوجه فرنگی وجود دارد .

امروزه از دی اکسید تیتانیوم تولید شده در مقیا س نانو ،در پوشش های شفاف پلاستیکی مواد غذا یی به عنوان محافظت کننده از اشعه ماورای بنفش استفاده می شود . این ماده در سال 1966 توسط FDA در مقیاس میکرون به عنوان یک رنگ افزودنی غذایی به شرط انکه در یک درصد ماده غذایی تجاوز ننماید تائید شده است و رنگ سفید درخشانی را به عنوان روکش بیسک.ئیت ها و کیک ها ایجاد می کند . در مقیاس نانو این ذرات دیگر سفید نیستند بلکه شفاف می باشند . اما هنوز هم نور ماورای بنفش را مانند ترکیبات 2 TIO در مقیاس بزرگتر عبور نمی دهند .

دی اکسید سیلیکون که به نام سیلسکا نیز شناخته می شود در مقیاس نانو به عنوان (( پوشش غیر الی خوراکی )) برای جلوگیری از رسیدن اکسیژن و رطوبت به محصولات غذایی زیر پوشش به کار می رود و بنابراین باعث افزایش مدت ماندگاری انها می شود . این پوشش از چسبیده شدن ابنبا ت های سخت به یکدیگر ، بیات شدن کلوچه ها و وارفتن غلات صحبانه ای در شیر و سایر موارد مشابه جلوگیری می کند . ضخامت پوشش مناسب برای این نوع مواد غذایی 0/5 تا 20 نانومتر است .

5 _ غذا های دارای انتشار مخصوص در بدن :

برای اینکه بدن ما بتواند از انتشار اجزای غذا در ان سود ببرد ، چه جزء ویتامین C حاصل از یک سیب و یا لیکوپن صنایع داخل لیموناد با شد _ ماده مغذی باید به محل خاصی از بدن رفته ، و وقتی به انجا رسید فعال شود . کنترل و مهندسی انتشار مواد مغذی در بدن یکی از زمینه های تحقیقا تی نانو فنا وری است . این مواد غذایی که (( غذا و دارو نامیده می شوند اجزای فعالشان توسط نانو کپسول در بدن توزیع می گرندد . زیرا یکی از را ه های حفظ یک جز ء فعال غذایی ، قرار دادن ان در یک پوشش محافظ است . این پوشش را می توان طوری طراحی کرد که با تحریک شدن توسط محرک مناسبی حل شده و ماده فعال داخل ان از طریق پوشش انتشار یابد . به عنوان موسسه غذایی جورج وستون در استرالیا نوعی نان به نام نان (( تیپ تاپ اپ )) تولید کرده که حاوی روغن از اسید چرب امگا _3 حاصل از ماهی تن می باشد . اما روغن ماهی تن در داخل میکرو کپسول قرار داده شده است و بنابراین مصرف کننده طعم روغن ماهی را حس نمی کند و فقط وقتی این روغن به معده رسید و کپسول هظم شد ازاد می شود . چنین فناوری ، در مورد ماست و غذای کودک به کار گرفته شده است .

با استفاده از نانوکپسول از جنس پلیمر خوارکی می توان مزه و بوی ملکو ل های غذا را از تخریب تدریجی حفظ نمود و با این روش مدت زمان ماندگاری محصول را ، افزایش داد .

تعدادی از شرکت های غذایی بر روی غذا های دارای تداخل کار می کنند که بنا به تقا ضا ی مصرف کننده ویژگی ان تغییر می یابد . به عنوان مثال نانو کپسول های که دیواره انها در بسامد های مختلف مایکروویو تخریب می شود و بنا به تنظیم سوییچ مایکروویو توسط مشتری ، طعم و رنگ ان تغییر می کند .

شرکت کرافت نیز بر روی حسگر های کار می کند که کمبود های غذا یی اشخاص را تشخیص می دهند و سپس از طریق غذا های هوشمند ، که ملکو ل های مورد نیاز تغذیه ای را ازاد می کنند به این کبود ها پاسخ می دهند . بعضی از لوازم ارایش نیز به دنبال تولید غذا ارایش کننده که با استفاده از (( نانوزوم ها )) پس از خوردن ماده غذایی در پوست از داخل بدن سوراخ های بسیار ریز ایجاد شده و مواد مورد نیاز ان مثال ویتامین E به پوست وارد می شوند .

روکش کردن انزیم ها

یکی از دغدغه های شرکت های صنایع غذا یی جهان ، نگهداری غذا و مصون نگهداشتن ان از اسیب انزیم ها است . اگر بتوان به روشی انزیم ها را از محیط غذا یی دور کرد فرایند فساد مواد غذایی به تاخیر می افتد . با استفاده از نانو فناوری می توان با روکش کردن انزیم ها ، انها را از محا فعالیت دور کرده ، مانع از اثر انها شد . یکی از این روش ها ، روکش کردن انزیم توسط یک ساختار پلیمری است . در این روش یک شبکه نانوکامپوزیتی را با فرایند پلیمریزاسیون در اطراف هر ملکول انزیم ایجاد می کنند ، تا از تخریب ان جلوگیر شود . این نانو ذرات حاوی انزیم ، قطری حدود 8 درجه سانتیگراد تا 5 ماه عمر می کنند . روکش کردن انزیم در صنایع غذایی ، یکی از فرایند ها مهم برای حفظ کیفیت و بهبود نگهداری مواد غذایی است .

نتیجه گیری :

با توجه به نقش فزاینده علوم نانو بر جنبه های مختلف علوم غذا و صنایع غذایی به ویژگی در مقوله سلامت غذا و تغذیه و ضرورت اشنا یی دانشجویان و پژو هشگران با این علم جدید ، ضروری است ، تمهیداتی برای تدریس این شاخه از علم در رشته های مرتبط غذا همچون علوم و صنایع غذایی ، دامپزشکی ، تغذیه و غیره ، به ویژه در مقطع تحیصلا ت تکمیلی اندیشیده شود .



قیمت: 10000 تومان

شهریور 25

gl/l (1423)

غذا و صنایع غذا یی کاربرد نانوفناوری در علوم

: هدف سابقه و

نانو فناوری یکی از جدید ترین علومی است که در سه شاخه مرطوب ، خشک و محاسبه ای اینده زندگی بشر را دگرگون خواهد ساخت . یکی از مهمترین زمینه های تاثیر گذاری نانو فناوری در زندگی انسان ، علم غذا است که به دلیل احتیاج روزمره و دائمی انسان به غذا هر گونه تغییر و تحو لی در ان نقش به سزایی در تغییر کیفیت زندگی انسان خواهد داشت . لذا به منظور تبیین جایگاه نانو فناوری و نانو علم در علوم غذا و صنایع این مقاله نوشته شده است .

: روش مواد و

پژوهش به صورت مروری و با استفاده از کلمات کلیدی نانوفناوری ، نانو علم ، علوم غذایی و صنایع غذا یی انجام شد . خلاصه و اصل مقالات در سایت های جستجو گر همچون ، Yahoo ، Google ، Med ، Pub ، Elsevir و نیز در کتب ، مجلات ، مقالات کنگر ه ها جستجو و پس از میل با دیدی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته ها :

نانو فناوری و نانو علم از پتا نسیل قوی برای بهبود اقتصاد و استاندارد های زندگی بشر برخودار است و کاربرد ان در حوزه های مختلف از جمله ساخت مواد ، الکترونیک و رایانه ، پزشکی و بهداشت ، امنیت ملی و دفاعی ئ غیره روز به روز بیشتر می شود . مهمترین ابزار نانو فناوری ساخت نانو مواد است که در شاخه های مختلف علوم از جمله علوم ذا کاربرد دارند . از جمله کاربرد های نانو مواد در علوم غذا و صنایع غذایی ، می توان به بسته بندی ، تولید غذا های ملکو لی ، برچسب گذاری و پایش ، افزودنی های غذایی ، غذا های دارای انتشار مخصوص در بدن و انزیم ها اشاره نمود روکش کردن .

نتیجه گیری و توصیه ها :

بر اساس نظر غالب پژوهشگران نانو فناوری و نانو علم ، دستیابی به فناوری نانو یکی از پایه های تحیکم استقلال و امنیت ملی کشور ها است . جایگاه نانو فناوری در علوم غذا از دو جنبه سلامت غذا و تغذیه و نیز مبارزه با گرسنگی اشکار و پنهان قابل بررسی می باشد . با تو جه به ضرورت اشنایی دانشجویان و پژوهشگران رشته های و ابسته به علو م غذا ، تد ریس مبانی کاربردی نانو فناوری در دور ه های تحصیلات تکمیلی رشته های وابسته به علو م غذا همچون علوم صنایع غذا یی ، دامپزشکی و تغذیه توصیه می گردد .

مقدمه :

نانو فناوری توانا یی کار در سطح ملکو لی یا اتمی ، برای ایجاد ساختار های بزرگ و کاملا نو با سازماندهی ملکو لی است . تاکنون تعاریف متعدد ی بای نا نو فناوری ارایه شده است . در حالی که برنامه های پیشگامی ملی نانو تکنو لو ژی امریکا برای اینکه موضوعی را درسطح نانو فناوری سه شرط قایل است بشناسد :

1 _ هر گونه تحقیق یا توسعه فناوری که در سطح اتمی ، ملکو لی یا ماکرو ملکولی و در مقیاس طولی تقریبی یک تا 100 نانو متر انجام شود.

2 _ ایجاد ویا استفاده از ساختارها، ابزار ها ودستگاه ه ها یی که دارای ویژگی ها و عملکرد ها ی جدید به دلیل اندازه کوچک یا متوسط خود باشند .

توانا یی کنترل در سطح اتمی 3-

برای این که درک واقعی تری از نانو فناو ری پیدا کنیم ، ابتدا لازم است تعریفی از نانو متری داشته باشیم . نانو متر یک بیلینوم متر است . برای مقایسه می توان گفت که عرض ( پهنای (موی سر انسان تقریبا 80 هزار نانو متر می باشد . یک جسم در مقیاس نانو متری حتی از یاخته نیز کوچکتر است و فقط توسط ریزبین های اتمی خاص ، که تمروزه در کشو رهای پیشرفته تولید می شوند قابل مشاهده است.

به طور کلی مطالعات نانو فناوری را می توان به سه دسته تقسیم کرد . اگر چه روش های تحقیقاتی در انها با یکدیگر متفاوت است ، اما این سه شاخه کاملا با یکدیگر مرتبط است هستند و پیشرفت در یکی از شاخه ها ، مکن است بر شاخه های دیگر نیز موثر باشد . این شاخه ها عبارتند از :

نان فناوری مرطوب 1-

این شاخه به مطلعه ساختار های زند ه ای می پردازد ، که در محیط های ابی قرار دارند . در این شاخه از نانو فناوری ، ساختمان مواد ژنتیکی ، غشا ها و سایر ترکیبات یاخته ای در مقیاس نانوم تر مورد مطالعه قرار می گیرد . این شاخه در بر گیرنده علوم پزشکی ، دارو یی و به طور کلی علوم و روش های مرتبط با زیست فناوری است .

2- نانو فناوری مرطوب

این شاخه از نانو فناوری علوم پایه شیمی و فیزیک مشتق می شود و به مطالعه تشکیل ساختا رهای کربنی ، سیلیکونی ، مواد غیر الی و فلزی می پر دازد . در نانو فناوری خشک ، کاربردمواد نانو یی در الکترونیک ،مغناطیس و ابزا های نوری مورد مطالعه قرار می گیرد . برای مثال طراحی و ساخت ریزبین هایی که بتوان با استفاده از انها مواد را در ابعاد نانو متر دید در این شاخه قرار می گیرد .

3- نانو فناوری محاسبه ای

در بسیاری از مواقع ابزار های ازمایشگاهی موجود برای انجام برخی ازمایش ها و تحقیقات در مقیاس نانو مناسب نیستند و با این که انجام این گونه ازمایش ها بسیار گران تمام می شود . در این حالت از را یانه ها برای شبیه سازی فرایند ها و واکنش ها ی اتم ها و ملکو ل ها به دست می اید باعث افزایش سرعت پیشرفت نانو تکنو لو ژی خشک و نانو تکنو لو ژی مرطوب می شود .

فناوری در جهان امروز و اینده بشریت و اهمیت نان

نانو فناوری و نانو علم از پتانسیلی قوی ، برای بهبود اقتصاد و استاندارد های زندگی بشر بر خوارند . تغییراتی که نانو فناوری در زندگی بشرا یجاد خواهد کرد به پیشرفت های ایجاد شده توسط فناوری اطلاعات در دو دهه گذشته بی شباهت نمی باشد . تا5 یا 10 سال اینده محصولات تجاری بیشتری از نانو فناوری وارد بازار خواهند شد . هر چند از هم اکنون نیز ورود این محصولات به با زار های جهانی اغاز شده است . در حال حاضر محصولاتی با بکار گیری ویژگی مواد در مقیاس نانو برای مصرف کنندگان و صاحبان صنایع فراهم هستند .برای مثال جستجو گر های مین های زمینی ، پانسمان مخصوص سوختگی و زخم ، فیلتر های مخصو ص اب ، کاتا لیزو رها ، سپر خودرو ها پوشش های ضد خیرگی برای عینک های افتابی و شیشه خودرو ها ، کرم های ضد افتاب و لوازم ارایش ، توپ های تنیس با دوام ، راکت های تنیس سبک و مقاوم ، پارچه ها ولباس های ضد لک و جوهر خودکار همگی محصولاتی جدید از نانو فناوری هستند .

در مجموع شاید بتوان حوزه ها ، کاربرد ها و منافع بالقوه نانو تکنو لوژی را در حیطه های زیر طبقه بندی نمود ، اما باید در نظر داشت که زمان لازم برای تبدیل علم به تکنو لو ژی تقریبا 10 الی 15 سال است و نمی توان از هم اکنون تمامی جنبه های کار بردی این علم را بیش بینی نمود

حوزه ساخت وتو لید مواد 1-

نانو تکنولوژِی در اینده شیو ه های تولید مواد و وسایل را از ریشه دگر گون می سازد . توانا یی تولید واحد های ساختمانی در مقیاس نانو ، کنترل بسیار دقیق ابعاد ، ترکیب و سپس سوار سازی انها در ساختا رها ی بزرگتر و با ویژگی ها و کارکرد های بی نظیر ، در صنعت مواد تحولاتی انقلا بی پدید خواهد اورد.

2- حوزه الکترونیک و رایانه

بهبود مستمر مینیاتور سازی ، افزایش سرعت و کاهش مصرف انرژی در وساسل پردازش اطلا عات ( حسگر ها گیرنده سیگنال ، مدار های منطقی برای پردازش ، وسایل ذخیره سازی برای حافظه و صحفات نمایش گر دستگاه های فرستنده مخابراتی ) از پیشرفت های قابل پیش بینی این حوزه هستند.

حوزه پزشکی و دارو سازی و بهداشت 3-

در صورت به کار گیری نانو علم ، می توان فرایند های کنونی و طاقت فرسای زنجیره بندی ژنوم و رمز گشایی ژنه را به شدت متحول کرد و بر کار ایی ان افزود . علاوه بر این تسهیل مصرف بهینه دارو ها و فرمولاسیون انها ، روش های جدید رسانش دارو ها به بدن و افزایش قابلیت مطالعات پایه ای یاخته شناسی و اسیب شناسی ، بافته ا و اندام های مصنو عی با دوام تر و مقاوم تر در برابر پس زدن ، تقویت کنند های بینا یی و شنوایی و سیستم های حسگر تشخیص زودرس بیماری ها از موارد کاربرد نانو فناوری در حوزه پزشکی به شمار می ایند .

حوزه هوانوردی و اکتشافات فضایی 4-

طراحی و تولید مواد سبک ، بسیار مقاوم و پایدار در برابر گرما در طراحی وساخت هواپیما ها ، موشک ها ، ایستگا ه های فضا یی و سکو های اکتشافی سیارات ، نقش مهمی ایفا می کند .

حوزه محیط زیست و انرژی 5-

نانو فناوری تاثیر بالقوه و چشمگیری در بهبود بازدهی ، ذخیره و تولید انر ژی دارد . به عنوان مثال کاربرد نانو کامپوزیت در صنعت خودرو سازی ، به عنوان جایگزین اجزای فلزی ، کاربرد بنزین را سالا نه تا 5/1 میلیون لیتر و انتشار دی اکسید کربن حاصل از سوخت بنزین را سالانه تا 5 میلیارد کیلو گرم کاهش می دهند .

حوزه امنیت و دفاع ملی 6-

در این وزه می توان از افزایش اتوماسیون و روبا تیک به منظور تعدیل نیرو انسانی و کاهش خطرات پیش روی سربازان ، کاهش بار جنگند ه ها ، ایجاد حسگر ها ی شیمیا یی ، زیستی و هسته ای و جستجو گر های مین های زمین نام برد.

حوزه علوم صنایع غذایی 7-

در مورد کاربردهای نانو فناوری در این حوزه به طور کامل بحث خواهد شد .

سایر حوز ه ها 8-

حوز هایی همچون بیو تکنولوژی ، امزش علوم ، صنعت حمل ونقل و خودرو سازی ، صنعت چاپ ، و تجارت سایر حو زه های هستند که تشریح کاربرد نانو فناوری در انها ، از حوصله این مقاله خارج است . لازم به ذکر است که با توجه به اهمیت کاربر دهای نانو فناوری و نانوعلم در تمامی شاخه ها و حوز ه های زندگی بشر ، میزان سرمایه گذاری بودجه دولتی امریکا در بخش تحقیق و توسعه نانو فناوری از 464 میلیون دلار در سال 2001 بع 1240 میلیون دلار در سال 2005 افزایش یافته است . سایر کشور های جهان نیز به این موضوع توجه خاصی مبذول نموده اند . به عنوا ن مثال د قاره اسیا کشور های ژاپن ، چین و کره پا به پای کشور های اروپا یی از پیشتازان نانو فناوری به شمار می روند

عوامل موثر بر خواص مواد

برای این که بتوان به صورتی عمیق تر مباحث نانو تکنو لو ژی را دنبال نمود ، لازم است عوامل موثر بر خواص توده ای مواد به صورت اجمالی مرور شود . عوامل موثر بر ساختار مواد عبارتند از : 1 _ عناصر تشکیل دهنده مواد 2 ساختار مواد 3_ زیر ساختار

دهنده مواد عناصر تشکیل

در نگاه اول شاید این گمان حاصل شود که تفاوت های موجود در مواد مختلف ، حاصل تفاوت عناصر تشکیل دهنده انها است . هر چند عناصر و ترکیب شیمیایی مواد تا حدی خواص انها را مشخص می کند اما با کمی دقت در ترکیب شیمیایی مواد پیرامون ، مشخص می شود که بسیاری از انها با وجود انکه دارای عناصر تشکیل دهنده و ترکیب شیمیا یی یکسان می باشند از نظر رفتار و خواص بسیار متفاوتند و برخی دیگر از مواد نیز با داشتن عناصر تشکیل دهنده و مواد شیمیا یی متفا وت با یکدیگر ، دارای خواص و رفتار مشابهی هستند . مثال معروف ان گرافیت و الماس است که هردو از اتم های کربن تشکیل شده اند اما (( ریخت های )) متفاوتی از عنصر کربن هستند .

ساختار مواد 2-

ساختار مواد ، ارتباط بین این اتم ها ، یون ها و ملکو ل ها ی تشکیل دهنده مواد را مشخص می کند . برای شناخت سا ختار مواد ، ابتدا باید به نوع اتصا لات بین اتم ها و یون ها پی برد . در مثال الماس و گرافیت علیرغم انک عنصر سازنده هر دو یکی است اما الماس به عنوان سخت ترین ماده طبیعی معرفی می گردد در صورتی که گرافیت به دلیل نرمی بسیار به عنوان ماده (( روانساز )) به کار گرفته می شود . علت این امر در (( چگونگی اتصا لات و پیوند های شیمیا یی )) این دو شکل کربن است . در گرافیت ، اتم های کربن ، شش ضعلی پیوسته ای شبیه به یک لانه زنبورتشکیل می دهند که در یک سطح گسترده شده است و لایه های شش ضعلی ساخته شده با قرار گرفتن روی هم ، حجمی را تشکیل می دهند که به ان گرافیت می گوییم . بنابراین در ساختار گرافیت دو نوع اتصال وجود ارد . یک نوع اتصال ، اتصال داخلی بین اتم های کربن لانه های زنبو ری است ( پیوند کوالا نسی ) و نوع دوم اتصالی است که لایه های لانه زنبوری را به یکدیگر وصل می کند و ضعیفتر از پیوند کوالانسی می باشد . یعنی گرافیت در جهت صحفات لانه زنبوری به لیل داشتن پیوند قوی استحکام بالا یی دارد . اما در جهت عمد بر صحفات لانه زنبوری و به دلیل پیوند ضعیف ثانویه ، استحکام ان به مراتب کمتر است . بنابراین با اعمال نیرویی بیشتر می توان لایه های لانه زنبوری را بر روی یکدیگر لغزاند.

در مقابل الماس ، دارای یک ساختار شبکه ای است . یعنی در گرافیت پیوند ههای اولیه ( پیوند های اتمی ) تنها در یک سطح ( در یک وجه ) برقرار می شوند در حالی که در ساختار الماس ، این پیوند ها به صورت شبکه ای سه بعدی ، فضا را پر می کنند . در ساختار گرافیت هر اتم کربن با سه اتم کربن دیگر پیوند اتمی از جنس کوالا نسی ایجاد می کند در حالی که در ساختار الماس هر اتم کربن با چهار اتم کربن دیگر پیوند اتمی از جنس کوالانسی برقرار می نماید .

در مجموع می توان گفت که ساختار عبارت است از: نوع پیوند ها ، تعداد انها و چگونگی پیوند های تشکیل دهنده مواد تاثیر به سزایی در خواص مواد دارد . بنابراین با مطالعه در ساختار مواد ، می توان بسیاری از رفتار ها و خواص انها را پیش بینی و همچنین برای دستیابی به بخی از خواص مواد می توان ساختار متناسب را برای انها طراحی کرد .

زیر ساختار مواد 3-

ممکن است این تصور پیش اید که مواد توده ای شکل ، گسترش یافته ساختار اولیه هستند و بنابراین تمامی خواص و رفتار ساختار اولیه را دارا خواهند بو د. اما این تصور با مشاهدات ویژگی های رفتاری مواد متفاوت است . به عنوان مثال در ساختار گرافیت انتظار می رود که استحکام ان در راستا های مختلف ، متفاوت می باشد زیرا ساختار اولیه در جهت صحفات لانه زنبوری دارای استحکام بالا و در جهت عمود بر صحفات ، دارای استحکام کم است . بنابراین مداد تنها در یک جهت خاص باید قابلیت نوشتن داشته باشد اما مداد در هر زاویه و جهتی نسبت به کاغذ حرکت می کند می نویسد . دلیل این تناقض را با بررسی ریزبینی گرافیت در می یابیم . بابررسی ریز بینی گرافیت مشخص می شود که توده گرافیت یکپارچه نیست بلکه این توده متشکل از دانه های بسیاری است که هریک به صورت مستقل و جدا از یکدیگر در درون خود دارای ساختار گرافیت هستند . به عبارت دیگر توده گرافیت ، اجتماع بی نظمی از بخش هایی است که هریک دارای ساختار گرافیت هستند.

اشنایی با اصطلا حات نانو مواد

1 _ نانو بیو مواد 2 _ نانو لوله ها و نانو کامپوزیت 3 _ نانو فیلتر ها ، نانو سنسورها و مواد هوشمند 4 _ ماشین های نانو فناوری

مواد در مقیاس نانو یعنی موادی که ویژگی هایشان در سطح کمتراز میکرو قابل کنترل است . خواص مواد در چنین ابعاد و انداز های با مواد متعارف اساسا متفاوت است و به همین دلیل تحقیقات در حوزه نانو مواد روز به روز فعالتر می شود .

مواد نانو بیو

شامل موارد ذیل است نانوبیومواد

الف : نانو بیوذرات :

ذرات کلوئیدی و جامدی هستند که شامل اجزای ماکروملکولی باشیمی سطح پیچیده می باشند .بسته به روش تولید ، نانو ذرات به شکل نانوکپسول یا نانو کرهای هستند . نانو کره ها سیستم های ماتریسی می باشند در حالی که نانو کپسول ها سیستم های وزیکولارند .

ب: _ نانو کپسول ها

نانو ذراتی هستند دارای یک پوسته که فضای داخلی انها جهت قرار گرفتن و حمل واد مورد نظر تعبیه شده است . از فسفولیپید ها ، لیپید و پروتئین می توان برای ساخت نانو کپسول ها استفاده کرد .

پ: _ درخت سان ها

ماکروملکولهای با ساختار منظم و پر شاخه سه بعدی هستند که به خاطر چگالی بالای گروه های فعال ، کاربرد های زیادی دارند .

ت: _ کاکلیت ها

رسوبات دو ظرفیتی فسفولیپید ی پایدار از مواد طبیعی هستند . این مواد ساختار های چند لایه ای می باشند که از ورقه های دو لایه ای بزرگ و پیوسته چربی که به شکل مارپیچ در امده اند ، تشکیل شده اند . چنین موادی محتویاتشان را از طریق لایه سیال خارجی به غشای یاخته ها ی هدف منتقل می دهند . کاکلیت ها در برابر عوامل محیطی مقاوم هستند و ساختار لایه ای محکمشان انها را در برابر تجزیه توسط ملکو لهای شکننده کاکلیت ها محافظت می کند ، حتی اگر در شرایط سخت محیطی یا دی برابر انزیم قرار گیرند.

ه ویروس مانند ذرات

از بیان نوترکیب ساختمان اصلی پروتئین ها ی بسیاری از ویروس ها تولید می شوند .چنین ذراتی ریخت شناسی شبیه به کپسید های خالی از ویروس که از ان منشا ء گرفته اند دارند . بنا براین ساختارشان شبیه به ویروس اصلی است اما در عین حال غیر فعال هستند .

و : نانو ذرات پروتئین

به طور طبیعی اندازه پروتیئن ها کمتر از مقیاس نانو است . با استفاده از روش های سنتز در نانو فناوری ، می توان پروتیئن های تولید کرد که در مقیاس نانو باشند .

در صنایع غذایی از نانو بیو مواد ،بر ای افزودن طعم ورنگ دلخواه به غذا و افزودن ریزمغذی ها ی حساس به حرارت و PH مثل بتاکاروتن و اسید چرب امگا 3 استفاده می شود . کاکلیت ها نیز در صنعت غذا برای انتقال بسیاری از مواد زیستی که به سختی در اب حل می شوند ، مودم غذی حساس به حرارت ، PH و شرایط نامساعد محیطی به کار می روند همچنین نانو ذرات با چسبندگی خاصی که دارند قادرند به صورت برگشت نا پذیری به بعضی از باکتری ها متصل شده مانع الوده کردن میزبان توسط انها می شوند.

نانو لوله ها و نانو کامپوزیت ها 2-

الف ) نانو لوله ها

نانو لوله ها به دوشکل نانو لو له های کربنی و نانو لوله های پپتیدی وجود دارند . نانو لوله های کربنی از پیچیده شدن ورقه های گرافیت با ساختاری شبیه به شانه عسل به دست می ایند . این لوله بسیار بلند ونازک هستند وساختاری پایدار ، مقاوم و انعطاف پذیر دارند . نانو لوله ها قویترین فیبر های شناخته شده اند و1 تا 100 برابر از استیل قویتر هستند و در ساخت دستگاه های صنعتی تولید غذا می توان انها را جایگزین سرامیک های معمولی ، الومینیوم و حتی سایر فلزات ساخت . ساخت غشا با استفاده از نانو لوله ها در کارخانه های صنایع غذا یی قابلیت استفاده دارد . با هیدروفوب کردن داخل نانو لوله ها ، غشا های ننو لولهای به صورت ترجیهی ملکول های خنثی هیدروفوب را استخراج کرده ، عبور دهند . در حال حاضر این فناوری برای کار برد های صنایع غذایی بسیار گران است ، اما درا ینده ممکن است بای جداسازی ملکول ها ی زیستی ارزشمند مثل پروتئین ها ، پپتید ها ، ویتامین ها و ماد معدنی استفاده شود . از نانو لوله ها می توان در تهیه غذا های تقویتی مکمل رژیمی استفاده نمود .

نانو لوله های کربنی به خاطر نسبت بالا ی طول به قطر پلیمر های سنتزی را که نارسانا ی الکتریکی هستند به پلیمر های رسانا تبدیل می کنند . اگر این پلیمر ها برای توسعه غشا های جدید استفاده شوند ، میزان جداسازی طعم ها مواد مغذی افزایش خواهد یافت .

ب) نانو کامپوزیت ها

نانوکامپوزیت ها الگوبر داری شده از زیست کانی فرایندی است که یک ماده الی ( پروتئین ، پپتید یا لیپید ) با یک ماده غیر الی ( کربنات کلسیم ) واکنش می دهد و ماده ای با استقامت افزوده می سازد

نانوکامپوزیت ها جایگزین خوبی برای بطری های پلاستیکی نوشیدنی ها هستند . استفاده از پلاستیک برای ساخت بطری در دراز مدت سبب فساد و تغییر طعم نوشیدنی می شود از

نانو مپوزیت ها می توان به عنوان مواد بسته بندی جدید استفاده نمود . یک مثال ، نانو کامپوزیت های تشکیل شده از نشاسته سیب زمینی و کربنات کلسیم است . این فوم مقاومت خوبی در برابر حرارت دارد وسبک وزیست تخریب پذیر است ومی توان از ان برای بسته بندی مواد غذایی استفاده نمود.

مونوتوموریلیت که در خاک های کریستالی طبیعی ومواداتشفشانی وجود دارد ، به عنوان یک ماده افزودنی در تولید نانو کامپوزیت ها استفاده می شود. افزودن فقط 3 تا 5 درصد از این ماده پلاستیک را سبکتر ، قوی تر و به حرارت مقاوم تر می کند و خواص ممانعت کنندگی بهتری در برابر اکسیژن ، دی اکسید کربن ، رطوبت ومواد فرار ایجاد می کند . این خواص برای بسته بندی مواد غذایی بسیار مفید هستند و با استفاده از انها می تو ان زمان نگهداری مواد غذایی مانند گوشت های فرایند شده ، پنیر ، ارد قنادی ، غلات و غذا های کنسروش ده را افزایش داد .

نانو فیلتر ها ، نانو سنسورها و مواد هوشمند 3-

الف ) نانو فیلتر ها

نانو فیلتر ها غلاوه بر بازیابی عناصری مثل نمک و کلسیم و اب ، قادر به بازیابی ویروس ها و باکتری ها نیز می باشند. بنابراین می توان در رفع الودگی اب های قابل ذخیره ، برای نوشیدن انسان از انها استفاده کرد . علاوه بر این از نانو فیلترها می توان در فیلتراسیون مواد غذایی نیز استفاده نمود.

نانوسنسورها :

نانو سنسورها ما را قادر خواهند ساخت تا بسیاری از متغی رها با دقت بیشتری ارزیابی کنیم . با استفاده از ملکو ل های بیولوژیکی قادر خواهی بود که نانوسنسو ر بسازیم. نانوسننورها کابردهای بسیاری در صنایع غذایی دارند . یکی از این کاربرد ها کنترل نقل و انتقال محصولات کشاورزی و غذایی و نیز انبارهای غذایی ، برای حفظ سلامت این محصولات است . کاربرد دیگر استفاده از دستگاه های نانسنسوری برای کنترل هوشمند گیاهان یا دام ها می باشد. کاربر دهای دیگر شامل شناسایی پروتئین ها و نیز اشکار سازی سریع عوامل بیماری زای برای کمک به حفظ سلامت غذا است.

ج) مواد هوشمند

مواد هوشمند ، موادی واکنشی هستند که در ترکیب با حسگر ها ، محرک ها و رایانه ها به شرایط و تغییرات محیطی پاسخ می دهند . پلیمر های هوشمند ، نمونهای از این مواد هستند. از این پلیمرها می توان در ساخت مواد بسته بندی جدید برای محصولات غذایی استفاده کرد . این مواد به مصرف کنندگان هشدار می دهند ، که غذا یا محصولات کشاورزی فاسد شده است

ماشین های نانوفناوری 4-

ماشین های ملکولی که از انها به عنوا ن نانوروبات ها یاد می شود کاربرد های زیادی دارند . در این ماشین ها ، اتم ها اجزای سازنده هستند . نانو روبات ها اطلا عات بسیار ی ررا برای ما فراهم می کنند . نانوروبات ها برای ثبت برخی متغیر ها ی مهم فیزیکی یا زیستی که برای محافظت مواد غذایی یا محصولات کشاورزی لازم است نیز استفاده می شوند . همچنین با استفاده از نانو روبات ها می توان سلا مت محصول یا دام زنده را مرتب بررسی کرد.

کاربردهای نانو فناوری در صنایع غذایی

صنعت غذا نیز همانند سایر علوم و صنایع تحت تاثیر دگرگونی های حاصل از پیشرفت نانو فناوری قرار می گیرد و در اینده بسیار نزدیک نحوه تولید ، فراوری و توزیع مواد غذایی تغییرات شگرفی خواهد نمود . در قسمت زیر به برخی از رایج ترین این کاربرد ها اشاره میشود :

بسته بندی 1-

امروزه بسته بندی و پالایش مواد غذایی یکی از عمده ترین زمینه های تمرکبه صورت ((هوشمند )) در امده اند واین بدان معنا است که این بسته ها به شرایط محیطی واکنش نشان می دهند ، یا در صورت خراب و سوراخ شدن خود را تعمیر و ترمیم می کنند و یا حتی مصرف کننده را نسبت به وجود الودگی و یا حضور عوامل بیماریزا در بسته ، اگاه می سازند . در حال حاضر پژوهشگران هلندی در زمینه بسته بندی های هوشمند یک گام به جلو برداشته اند . انها بسته بندی هایی را طراحی کرده اند که به محض شروع فساد در ماده غذایی داخل بسته ، از خود ماده نگهدارنده ازاد می کند . این نوع بسته بندی که (( ازاد شدن به دستور )) نام دارد توسط یک سوییچ زیستی ، که به روش نانو فناوری ساخته شده فعال می شود .

از دیدگاه ارتش امریکا تولید سنسور های کوچک برای جستجوی عوامل بیماری زا ی غذا جزء اولویت امنیت ملی محسوب می شود . با فناوری های فعلی ، ازمایش الودگی میکروبی موادغذایی ، بین دو تا هفت روز طول می کشد . همچنینی حسگرهایی که امروزه وجود دارند برای حمل ونقل بسیار بزرگ هستند . چندین گروه از پژوهشگران در ایالات متحده در حال تحقیق در زمینه تکامل حسگرهای زیستی ای هستند که عوامل بیماریزا را سریع واسان جستجو می کند. دلیل انها برای این چنین تحقیقا تی این است که معتقدند (( ابر حسگر ها )) نقش بسیار تعیین کننده ای در برابر حملات تروریستی به انبار های غذا یی ایفا می کنند .

مواد بسته بندی ضد میکروب نیز از دیگر دستاورد های نانوفناوری در صنعت بسته بندی مواد غذایی است و حتی در اینده می توان مواد ضد میکروب را به صورت مستقیم ، به فیلم های بسته بندی وارد نمود .

همچنین با استفاده از لایه نشانی نانو کامپوزیتی می تواند تعامل اکسیژن خارج ازبسته بندی را با غذا کاهش و یا طعم دهنده ها و نگهدارنده های غذا را افزایش داد. با استفاده از نانو حسگر ها می توان عوامل بیماریزا ، تغییرات دمایی ، ترشح و غیره را در داخل بسته تشخیص داد .

تولید غذا های ملکولی :

پژوهشگران بر این باور هستند ، که در اینده مهندسی ملکولی امکان تهیه ورشد مقادیر زیاد غذا را بدون نیاز به خاک، بذر مزرعه وکشاورز فراهم می کند و با ورود این فناوری ، گرسنگی از جهان رخت بر خواهم بست . با این تفکر به جای کاشت غلات و پرورش گاو ها برای بدست اوردن کربوهیدرات ها و پروتئین ، نانو ماشین ها با همان نانو بوت ، استیک یا ارد مورد نظر ما را از اتم های کربن ، هیدروژن و اکسیژن موجود در ترکیب اب یا دی اکسید کربن هوا می سازند . همچنین نانو بوت های موجود در غذا در دستگاه گردش خون به حرکت در می ایند و ان را از بقایای چربی و بیماری زاه ای کشنده پاک می کنند. تولید ملکولی غذا یکی از اهداف و ارزو نانو فناوری است و به نظر می رسد که چندان به سرعت دست یافتنی نباشد . با استفاده غذا های ملکولی می توان گرسنگی را ریشه کن نمود ، محتوای تغذیه ای مواد غذایی را افزایش داد و خطر مواد حساسیت زا را در مواد غذایی حذف کرد . این امر متوسط تغییر اتمی غذا ها در ازمایشگاه اتفاق می افتد که هنوز کمی دستیابی به ان دور از ذهن نیست می نماید . مهندسین بافت در دانشگاه تورو شهر نیو یورک و دانشگاه علوم پزشکی کا رولینای جنوبی ایالات متحده امریکا در حل تجربه تولید گوشت با استفاده از غوطه سازی یاخته های میو پلاست ( یا همان ماهیچه ) ماهی در یک مایع مغذی برای تحریک تقسیم و تکثیر خود به خود یاخته هستند . اولین هدف این پژوهش، جلوگیر ی از گرسنگی فضانوردان در سفره های فضایی است .

برچسب گذاری و پایش :

امروزه برچسب گذاری تحت عنوان RFID که مخفف عبارت برچسب شناسایی با فرکانس رادیو یی می باشد ، ساخته شده است . این برچسب ها یک تراشه مدارمجتمع می باشند که دارای یک یک مدار رادیوی و یک کد شناسایی تعبیه شده که در داخل خود هستند . مزیت برچسب RFID ان قدر کوچک است که می توان ان را داخل خود محصول و نه روی بسته بندی ان را جاسازی کرد . این برچسب قابلیت ذخیره سازی اطلاعات بیشتری دارد و از فاصله دور هم قابل اسکن است ( مثلا از روی جعبه های کارتن یا سایر بسته بندی ها ) ، همچنین تعداد زیادی برچسب را می توان به می توان به طور همزمان اسکن کرد . این برچسب را متوان به گوش حیوان وصل نمود و یا ان را به بدن حیوان تزریق کرد . اندازه کل برچسب حدود یک ذره خاک است . تولید کندگان این فناوری معتقدند که (( هر نوع وسیله ای را می توان در هر در مکانی به طور خودکار شناسای نمود . ))

با استفاده از برچسب های RFID بر روی بسته بندی مواد غذایی ، صندوقدار می تواند در یک لحظه خرید یک مشتری را کنترل و همچنین اگر هم هر کدام از محصولات ، تاریخ مصرفشان گذشته بود و به مشتری یاد اوری نماید . بر چسب های RFID حتی پس از این محصول غذایی فروشگاه را ترک کرد . اطلا عات را به فروشگاه ارسال می نمایند . این امر باعث می شود فروشگاه داران از رفتار مشتریان با ماده غذایی اگاه شوند . فروشگاه داران وال _ مارت در ایالات متحده و تسکو در پادشاهی انگلستان بر چسب RFID را بر روی بعضی از محصولات خود ازمای نمو ده اند .

برچسب های دیگری در مقیاس نانو طراحی شده اند که مشابهت بیشتری با UPC code دارند که به انها (( نانو بارکد )) گفته می شود . این برچسب از فاصله یک متری بار کد خوان خود کار ، خوانده می شوند که این روش برای خواندن بار کد در بنادر مناسب است .

برچسب گذاری مواد غذایی با روش های ذکر شده فوق به این معنی است ، که غذا تا چنگال مصرف کننده در مراحل فراوری حمل ونقل ، غذا خوری های ، قفسه فروشگاه و حتی پس از خرید انها مشتریان توسط پایش نمود .

افزودنی های غذایی در مقیاس نانو :

برای مثال شرکت باسف یک نوع کارتنوئید در مقیاس نانو تولید کرده است . کارتنوئید ها یک نوع افزودنی غذایی هستند که به غذا ها رنگ نارنجی می دهند و به طور طبیعی در هویج و گوجه فرنگی وجود دارند . بعضی از انواع کارتنویئد ها ضد اکسید کننده می باشند و در بدن به ویتامین A تبدیل می شوند . شرکت BASF این کاروتنوئید در مقیاس نانو را ، به شرکت های بزرگ تولید کننده غذا و نوشابه در سراسر جهان می فروشد تا در لیموناد ها ، ابمیوه ها ، و مارگارین ها مورد استفاده قرار می گیرد . فرمو لاسیون افزودنی ها در مقیاس نانو جذب انها را در بدن راحت تر کرده ، همچنین زمان نگهداری انها را افزایش می دهد . شرکت BASF همچنین کاروتنوئید صناعی دیگری به نام لیکوپن به عنوان یک افزودنی غذایی تولید کرده است . لیکوپن به طور طبیعی در گوجه فرنگی وجود دارد .

امروزه از دی اکسید تیتانیوم تولید شده در مقیا س نانو ،در پوشش های شفاف پلاستیکی مواد غذا یی به عنوان محافظت کننده از اشعه ماورای بنفش استفاده می شود . این ماده در سال 1966 توسط FDA در مقیاس میکرون به عنوان یک رنگ افزودنی غذایی به شرط انکه در یک درصد ماده غذایی تجاوز ننماید تائید شده است و رنگ سفید درخشانی را به عنوان روکش بیسک.ئیت ها و کیک ها ایجاد می کند . در مقیاس نانو این ذرات دیگر سفید نیستند بلکه شفاف می باشند . اما هنوز هم نور ماورای بنفش را مانند ترکیبات 2 TIO در مقیاس بزرگتر عبور نمی دهند .

دی اکسید سیلیکون که به نام سیلسکا نیز شناخته می شود در مقیاس نانو به عنوان (( پوشش غیر الی خوراکی )) برای جلوگیری از رسیدن اکسیژن و رطوبت به محصولات غذایی زیر پوشش به کار می رود و بنابراین باعث افزایش مدت ماندگاری انها می شود . این پوشش از چسبیده شدن ابنبا ت های سخت به یکدیگر ، بیات شدن کلوچه ها و وارفتن غلات صحبانه ای در شیر و سایر موارد مشابه جلوگیری می کند . ضخامت پوشش مناسب برای این نوع مواد غذایی 0/5 تا 20 نانومتر است .

5 _ غذا های دارای انتشار مخصوص در بدن :

برای اینکه بدن ما بتواند از انتشار اجزای غذا در ان سود ببرد ، چه جزء ویتامین C حاصل از یک سیب و یا لیکوپن صنایع داخل لیموناد با شد _ ماده مغذی باید به محل خاصی از بدن رفته ، و وقتی به انجا رسید فعال شود . کنترل و مهندسی انتشار مواد مغذی در بدن یکی از زمینه های تحقیقا تی نانو فنا وری است . این مواد غذایی که (( غذا و دارو نامیده می شوند اجزای فعالشان توسط نانو کپسول در بدن توزیع می گرندد . زیرا یکی از را ه های حفظ یک جز ء فعال غذایی ، قرار دادن ان در یک پوشش محافظ است . این پوشش را می توان طوری طراحی کرد که با تحریک شدن توسط محرک مناسبی حل شده و ماده فعال داخل ان از طریق پوشش انتشار یابد . به عنوان موسسه غذایی جورج وستون در استرالیا نوعی نان به نام نان (( تیپ تاپ اپ )) تولید کرده که حاوی روغن از اسید چرب امگا _3 حاصل از ماهی تن می باشد . اما روغن ماهی تن در داخل میکرو کپسول قرار داده شده است و بنابراین مصرف کننده طعم روغن ماهی را حس نمی کند و فقط وقتی این روغن به معده رسید و کپسول هظم شد ازاد می شود . چنین فناوری ، در مورد ماست و غذای کودک به کار گرفته شده است .

با استفاده از نانوکپسول از جنس پلیمر خوارکی می توان مزه و بوی ملکو ل های غذا را از تخریب تدریجی حفظ نمود و با این روش مدت زمان ماندگاری محصول را ، افزایش داد .

تعدادی از شرکت های غذایی بر روی غذا های دارای تداخل کار می کنند که بنا به تقا ضا ی مصرف کننده ویژگی ان تغییر می یابد . به عنوان مثال نانو کپسول های که دیواره انها در بسامد های مختلف مایکروویو تخریب می شود و بنا به تنظیم سوییچ مایکروویو توسط مشتری ، طعم و رنگ ان تغییر می کند .

شرکت کرافت نیز بر روی حسگر های کار می کند که کمبود های غذا یی اشخاص را تشخیص می دهند و سپس از طریق غذا های هوشمند ، که ملکو ل های مورد نیاز تغذیه ای را ازاد می کنند به این کبود ها پاسخ می دهند . بعضی از لوازم ارایش نیز به دنبال تولید غذا ارایش کننده که با استفاده از (( نانوزوم ها )) پس از خوردن ماده غذایی در پوست از داخل بدن سوراخ های بسیار ریز ایجاد شده و مواد مورد نیاز ان مثال ویتامین E به پوست وارد می شوند .

روکش کردن انزیم ها

یکی از دغدغه های شرکت های صنایع غذا یی جهان ، نگهداری غذا و مصون نگهداشتن ان از اسیب انزیم ها است . اگر بتوان به روشی انزیم ها را از محیط غذا یی دور کرد فرایند فساد مواد غذایی به تاخیر می افتد . با استفاده از نانو فناوری می توان با روکش کردن انزیم ها ، انها را از محا فعالیت دور کرده ، مانع از اثر انها شد . یکی از این روش ها ، روکش کردن انزیم توسط یک ساختار پلیمری است . در این روش یک شبکه نانوکامپوزیتی را با فرایند پلیمریزاسیون در اطراف هر ملکول انزیم ایجاد می کنند ، تا از تخریب ان جلوگیر شود . این نانو ذرات حاوی انزیم ، قطری حدود 8 درجه سانتیگراد تا 5 ماه عمر می کنند . روکش کردن انزیم در صنایع غذایی ، یکی از فرایند ها مهم برای حفظ کیفیت و بهبود نگهداری مواد غذایی است .

نتیجه گیری :

با توجه به نقش فزاینده علوم نانو بر جنبه های مختلف علوم غذا و صنایع غذایی به ویژگی در مقوله سلامت غذا و تغذیه و ضرورت اشنا یی دانشجویان و پژو هشگران با این علم جدید ، ضروری است ، تمهیداتی برای تدریس این شاخه از علم در رشته های مرتبط غذا همچون علوم و صنایع غذایی ، دامپزشکی ، تغذیه و غیره ، به ویژه در مقطع تحیصلا ت تکمیلی اندیشیده شود .



قیمت: 10000 تومان

شهریور 25

gl/l (1422)

فهرست مطالب

1. مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………2

2. تعریف فطرت…………………………………………………………………………………………………………..2

3. ویژگیهای فطرت از نظر استاد مطهری……………………………………………………………………………5

4. شناخت های فطری……………………………………………………………………………………………………6

5. انواع شناخت های فطری…………………………………………………………………………………………….6

6. طرق شناخت فطری……………………………………………………………………………………………………8

7. فطرت در نظر برخی از حکما و فلاسفه اسلامی……………………………………………………………..9

8. نظر استاد مرتضی مطهری……………………………………………………………………………………………9

9. فطرت در نظر علامه طباطبائی……………………………………………………………………………………10

10. نظر استاد جوادی آملی……………………………………………………………………………………………11

11. فطرت و خداشناسی……………………………………………………………………………………………….13

12. فطرت و خداجویی………………………………………………………………………………………………..14

13. فطرت و خداشناسی……………………………………………………………………………………………….15

14. برهان فطرت…………………………………………………………………………………………………………16

15. فطرت و خداگرایی………………………………………………………………………………………………..17

16.منابع و مآخذ…………………………………………………………………………………………………………18

مقدمه:

(( مَتی غِبتَ حَتی تَحتاجَ اِلی دَلیلٍ یَدُلٌ عَلَیکَ اَو مَتی بَعُدتَ حَتی یکونُ الآثارُ هِیَ الَّتی تُوصِلُ اِلَیک . عَمِیت عَینُ لا تَراکُ ))

کی، ناپیدا و نهان بود وای تا دیدار تو به دلیل نیازمند باشد ؟ و یا آنکه کی، جدا و دور بوده ای تا تشرف و دستیابی به حضرت تو، از طریق توجه به آثار وجودی تو صورت گیرد؟

کور باد کسی که (دیده ای که) تو را نبیند. ( دعای معروف عرفه ی سید الشهداء (ع) )

این تحقیق درباره فطرت که در فرهنگ و معارف اسلامی جایگاه ویژه ای دارد، می باشد. اول به تعریف فطرت و بعداً شناختهای فطری و طرق شناخت فطری اشاره شده است. و همچنین نظر عمده ای از حکما و فلاسفه ی معاصر دوباره بیان شده و در آخر هم به نقش فطرت در خداشناسی و خداباوری پرداخته شده است.

هدف از تحقیق، علاوه بر کار کلاسی، علاقه شخصی ام به مطالعه ی مباحثی پیرامون فطرت انسان است و بیشتر از منابع کتابخانه ای که در پایان آمده است استفاده کرده ایم.

و در پایان از استاد گرامی که دانشجویان را به تحقیق و مطالعه ی بیشتر تشویق می کنند کمال تشکر را دارم.

تعریف فطرت :

واژه فطرت از کلمه ((فطر)) اشتقاق یافته است. که راغب اصفهانی فطر را به شکافتن چیزی از جهت طول تفسیر کرده است. طبرسی نیز در معنای فطرت گفته است : ((فطر عبارت است از فرو ریختن از امر خداوند، همان گونه که برگ از درخت فـرو می ریزد. عبارت((فطر الله الخـلقَ )) نیز کنایه از این است که خلق، از جانب خداوند پدید آمده است.))

زمانی که واژه ((فطر)) به خداوند اسناد می شود بدون شک به معنای آفریدن و ایجاد است. ولی لغت شناسان، خصوصیت ابداع و بی سابقه بودن را نیز در آن محفوظ داشته اند، بنابراین فطرت معادل خلقت نیست، بلکه معادل ایجاد و ابداع است.

ابن اثیر نیز گفته است : ((فَطر : یعنی ابتداء و اختراع)). حال باید دید مقصود از ابتدایی و ابداعی (بی سابقه) بودن چیست ؟

علامه طباطبائی، مقصود از آن را ایجاد از عدم و بدون ماده ی پیشین دانسته که با خلقت متفاوت می باشد. ولی استاد مطهری این ابداع را مربوط به عدل و الگوی آفرینش دانسته که از ویژگیهای الهی است؛ زیرا در کارهای انسان، حتی کارهایی نیز که آنها را اختراعی و ابتکاری می داند، عناصری از تقلید وجود دارد، چرا که قبل از او طبیعت وجود داشته و مدلها و الگوهایی را به او آموخته است. این دو نظریه با هم تفاوتی ندارند، هر چند در برخی فقط معنای دوم موجود است اما در برخی از افعال الهی هر دو معنای ابداع تحقق دارد.

در تعریف حقیقی فطرت می توان چنین گفت : فطرت عبارت است از نوعی هدایت تکوینی انسان در دو قلمرو شناخت و احساس. ((فطرت مربوط به اداراک و شناخت ، اصول تفکر بشر به شمار می روند و راههای مربوط به تمایل و احساس، پایه های تعالی اخلاقی انسان قلمداد می گردند.

این هدایت های فطری در قلمرو شناخت و احساس، از این جهت که تکوینی بود و اکتسابی و آموزشی نیستند، با هدایت های حسی و طبیعی که در موجودات بی جان و با هدایت های غریزی، که در جانداران و به ویژه انواع حیوانی وجود دارد، یکسانند. (1)

ماهیت فطرت:

انسان دارای فطرت است که این یکی از خصیصه های ذاتی بشر است و در اینجا، باید به این دو نکته اشاره کرد :

الف : فطرت در ماهیت و حقیقت خود، بر دو گونه است (( فطرت عقل)) و ((فطرت دل)).

فطرت عقل، همان ادراکات بدیهی و طبیعی عقل را گویند که عقل، با توجه به ساختمان اصلی خویش بگونه ای ذاتی دارای یک سلسله ادراکات طبیعی و غیر اکتسابی ( اعم از تصوری و تصدیقی) است و فطرت دل عبارت است از علم حضوری انسان نسبت به برخی از حقایق که انسان با توجه به ساختار روحی خود آنها را واجد می داند.

ب : اینکه فطرت از مقوله ی علم است یا کشش ؟

بزرگان از فطرت با تعابیر مختلفی چون : آگاهی، دریافت، علم، ادراک، گرایش، جذبه، کشش، دانش فطری، معرفت فطری، تمایل فطری و عشق یاد کرده اند.

و با دقت در اصل فطرت و کلمات بزرگان می توان فهمید که فطرت در این باره نیز، بر دو گونه است، فطرت آگاهی و فطرت عشق و پرستش که اولی (آگاهی فطری) از مقوله ی دانش و دومی (تمایل فطری) از مقوله ی جذبه و گرایش است به این معنی که انسان به گونه ای فطری و حضوری، هم خداشناس و خدا آشناست و هم دارای عشق و تمایل به او است و علامه جوادی عاملی در این باره می گویند : ((انسان، تا نداند، نمی خواهد و تا نشناسد، عشق نمی ورزد و تا نیابد نمی پرستد.)) یعنی در سرشت انسان هم آگاهی فطری و هم عشق برای شناخت کمال مطلق وجود دارد.(1)

ویژگی های فطرت از نظر استاد مطهری:

صفات و ویژگی های اشیاء دو گونه اند : تحلیلی و ترکیبی. ویژگیهای تحلیلی از نهاد موضوع به دست می آید و به ؟؟ چیزی به موضوع نیاز نیست و ویژگیهای ترکیبی آن است که مطالعه ذات موضوع برای انتزاع آن کافی نیست، بلکه چیزی باید از بیرون به آن ضمیمه شود. تفاوت این دو نوع صفت یا محمول در مقام اثبات است. دسته نخست به دلیل (واسط در اثبات) نیاز ندارد، زیرا جزء اثبات موضوعند ولی دسته دوم به دلیل (واسطه در اثبات) نیازمندند، زیرا جدایی آنها از موضوع ممکن است بنابراین فطرت که امری سرشتی و ذاتی است، ویژگیهایی دارد که همه آنها از تحلیل خود فطرت به دست می آیند و اثبات آن برای فطرت به دلیل (واسطه در اثبات) نیاز ندارد. حال به چهار ویژگی فطرت که استاد به آن اشاره کرده اند را بیان می کنم :

فطرت از غریزه آگاهانه تر است. غریزه به حکم اینکه یک میل است، با آگاهی همراه است، یعنی حیوان به میل خود نوعی آگاهی دارد، ولی دیگر به آگاهی خود علم ندارد، ولی انسان آنچه را می داند، می تواند بداند که می داند.

فطریات ماوراء حیوانی اند و ملاکهای انسانیت به شمار می روند.

فطریات انتخابگرانه اند و با خود محوری قابل توجیه نیستند.

فطریات، از نوعی قداست برخوردارند و ملاک تعالی انسان می باشند.
آیت الله جوادی عاملی نیز درباره ویژگیهای فطرت این چنین گفته اند : ((فطرت که همان بینش شهودی انسان نسبت به هستی محض فطرت و مطلق خواهی و نیز گرایش آگاهانه و کشش شاهدانه و پرستش خاضعانه نسبت به حضرت اوست، نحوه خاصی از آفرینش است که حقیقت آدمی به آن نحو سرشته شده و جان انسانی به آن شیوه خلق شده، که فصل اخیر انسان را همان هستی ویژه مطلق خواهی تشکیل می دهد. فطرت انسان، مطلق بینی و مطلق خواهی است.)) (1).

شناخت های فطری:

معنای شناخت های فطری عبارت است از شناخت هایی که مانند سایر ویژگیهای فطری از آغاز آفرینش انسان همراه بوده است. یعنی همان طور که سفیدی و سیاهی یک انسان از آغاز آفرینش با او بوده است شناخت فطری از همان آغاز در سرشت و نهاد او بوده است.

در اینجا یک سؤال مطرح می شود و آن اینکه آیا اصولاً امکان دارد که انسان دارای چنین شناخت هایی باشد یا خیر ؟ در جواب می توان گفت که اگر مقصود از شناخت، شناخت بالقوه باشد، بله انسان می تواند داشته باشد ولی اگر مقصود از شناخت، شناخت بالفعل باشد، خیر و منظور از شناختهای فطری، شناخت بالقوه است.

توضیح اینکه شناخت بالقوه، شناختهایی هستند که فعلاً وجود ندارد ولی زمینه پیدایش آنها در انسان وجود دارد. شناخت بالفعل هم شناختهایی هستند که فعلاً در حال حاضر وجود ندارند. بنابراین وقتی که می گوییم که شناخت های فطری از آغاز آفرینش در وجود انسان است مقصود این است که شناخت های ویژه ای به صورت قوه و استعداد از آغاز آفرینش، به طور طبیعی، در انسـان وجـود دارد که در شرایـط خاصی این استعداد شکوفـا می شود و فعلیت می یابد.(2).

انواع شناخت های فطری:

شناخت های فطری را می توان به سه دسته تقسیم کرد :

شناخت های فطری حسّی که عبارت است از تمایلات و خواستهایی که بنابر نیازهای جسمی انسان، به طور طبیعی، در او وجود دارد. از این تمایلات تعبیر به غرایز می شود. مانند غریزه تشنگی. این امور ادراکات واحساساتی است که در ارتباط جسم و حواس ظاهر است و سایر حیوانات نیز با انسان مشترکند. تمایلات جنسی یکی از شناختهای فطری حسی است که از آغاز آفرینش با انسان بوده ولی به صورت بالقوه. و انسان پس از بلوغ، اگر بیماری جنسی نداشته باشد، این استعداد در او شکوفا می شود و این شناخت فطری فعلیت می یابد.

شناخت های فطری عقلی که همان شناخت های بدیهی هستند. به این معنی که شناخت های بدیهی در فطرت و سرشت و طبیعت عقل وجود دارد، و این شناخت ها به صورت قوه واستعداد از آغاز آفرینش همراه انسان بوده و با تحقق شرایط شکوفایی استعداد مذکور آن شناخت ها فعلیت می یابد. به بیان ساده تر، انسان طوری آفریده شده که وقتی مفهوم هستی و مفهوم نیستی را درک می کرد خود به خود می فهمد که جمع بین هستی و نیستی امکان ندارد. در برای فهم مطلب لازم است که شناخت بدیهی را توضیح دهیم.
شناخت های عقلی به دو دسته تقسیم می شوند : شناخت های بدیهی که عبارتند از شناخت هایی که خود به خود معلوم است، و انسان برای معلوم شدن آنها نیاز به فکر و برهان ندارد، بلکه عقل بدون برهان آن شناخت ها را در می یابد و نوع دوم شناختهای عقلی، شناخت های نظری هستند که عبارت است از شناخت هایی که عقل بدون دلیل نمی تواند آنها را باور کند و عقل جز در پرتو اندیشه و جز براساس دلیل و برهان نمی تواند آنها را بپذیرد. بنابراین شناخت های فطری عقلی همان شناخت های بدیهی است زیرا برای شناخت آنها عقل احتیاج به برهان و دلیل ندارد.

شناخت های فطری قلبی که به شناخت هایی می گویند که در فطرت و سرشت قلب، یعنی هرگز شناخت های غیرحسی و غیر عقلی انسان، قرار دارد مانند علاقه به فرزند. هر کس در جان خود این معنی را ادارک کند که به بقای نسل و داشتن فرزند علاقه دارد. این شناخت از راه حواس پنجگانه و یا از طریق عقل برای او حاصل نشده است، بلکه این شناخت به قلب و دل و جان انسان مربوط می شود. و دیگری مثل : احساس برتری جویی، حقیقت خواهی است.
با توجه به این تعاریف، درباره تفاوت میان شناخت های فطری عقلی و قلبی می توان گفت که بین اینها دو تفاوت وجود دارد، یکی تفاوت در مرکز رابطه و دیگری، تفاوت در نحوه شناخت است.(1)
حال که به انواع شناخت های فطری اشاره شد لازم می شود که به چگونگی شناخت خود فطرت نیز اشاره کنیم :

طرق شناخت فطرت :

از سه راه می توان به وجود فطرت و انسان پی ببرد :

از طریق آزمایش ها و تجربه های گوناگون، با توجه به ویژگی های فطرت.

توجه به افکار اندیشمندان و صاحب نظران، و استفاده از تحقیقات و مطالعات آنان.

توجه به موارد اضطراری و زندگی انسان و نگرش به جلوه گاههای حساس فطرت.

دقت و کنجکاوی در منطق وحی و احادیث انبیاء و اولیاء و ائمه معصومین .(2)

نظر حکما اسلامی درباره شناخت های فطری:

انسان بعضی چیزها را بالفطره می داند که آنها البته کم هستند. اصول تفکر انسانی که اصول مشترک تفکرات همه انسانهاست. اصولی فطری هستند و فروع و شاخه های تفکرات، اکتسابی. اینها می گویند اصول تفکرات، فطری هستند منظور انسان این است که انسان در این دنیا متوجه اینها می شود ولی در دانستن اینها نیازمند به معلم و نیازمند به صغری و کبری چیدن نیست، یعنی ساختمان فکر انسان، گونه ای است که صرف اینکه این مسائل عرضه بشود کافی است برای اینکه انسان اینها را قبلاً می دانسته است و این نظر حکمای اسلامی است.

فیلسوفان اسلامی قائل به این هستند که اصول اولیه تفکر انسان آموختن و استدلالی نیست و بی نیاز از استدلال است ولی در عین حال این اصول را ذاتی نمی دانند، حکمای اسلامی می گویند در ابتدا که انسان متولد می شود، حتی همان اصول تفکر را هم ندارد ولی اصول اولیه تفکر که بعد پیدا می شود از راه معلم هم پیدا نمی شود، بلکه همین قدر که انسان دو طرف قضایا را هتور کند ساختمان ذهن این طور است که بلافاصله به طور هزم حکم به رابطه میان موضوع و محمول کند.

لازم به ذکر است که در میان فلاسفه جدید، برخی از فیلسوفان، برخی از معلومات را برای انسان فطری و قلبی می دانند و بعضی دیگر را بعدی و تجربی.(1)

فطرت در نظر برخی از حکما و فلاسفه اسلامی :

نظر استاد شهید مرتضی مطهری :

استاد در کتاب معروف خود ((جامعه و تاریخ)) در باب فطرت می گویند : از نظر قرآن، روح،

اصالت دارد و ماده هیچگونه تقدمی بر روح ندارد، نیازهای معنوی و کششهای معنوی در وجود انسان اصالت دارد. و وابسته به نیازهای مادی نیست. اندیشه در برابر کار نیز اصیل است، شخصیت فطری روانی انسان بر شخصیت اجتماعی او تقدم دارد. قرآن به حکم اینکه به اصالت فطرت قائل است و در درون هر انسانی حتی انسانهای مسخ شده ای مانند فرعون، یک انسان بالفطره که در بند کشیده شده است سراغ دارد، برای مسخ شده ترین انسان ها امکان جنبش در جهت حق و حقیقت و لوامگانی ضعیف، قائل است، از این رو پیامبران خدا مأمورند که در درجه اول به پند و اندرز ستمگران بپردازند که شاید انسان فطری در بند کشیده شده در درون خود آنها را آزاد سازند، و شخصیت فطری آنها را علیه شخصیت پلید اجتماعی آنها برانگیزند.(1)

فطرت در نظر علامه طباطبائی :

اشیان تحت عنوان ((دین حق در نهایت امر سی روز است.)) می گویند : نوع انسان به حکم فطرتی که خداوند در او به ودیعت نهاده است طالب کمال و سعادت خود یعنی استیلاء بر عالیترین مراتب زندگی مادی و معنوی به صورت اجتماعی است که روزی به آن خواهد رسید اسلام که دین توحید است برنامه چنین سعادتی است . انحرافاتی که در طی این راه به انسان می رسد از طرف فطرت نیست، یعنی به خاطر این انحرافات نباید فطرت را بطلان کرد، بلکه این اشتباهات و انحرافات از نوع خطای در تطبیق است. آن غایت و کمالی است که انسان به حکم فطرت بی قرار کمال جوی خود آنرا جستجو می کند، روزی – دیر یا زود- به آن خواهد رسید. حکم فطرت در نهایت امر تخلف ناپذیر است و انسان پس از یک سلسله چپ و راست رفت ها و تجربه ها را و خویش را می یابد و آن را رها نمی کند.

ایشان همچنین در تبیین این معنی که فطرت از چه مقوله ای است می گویند : ((چیزی که از فطرت نشأت می گیرد، از مراتب علم حضوری است نه حصولی، که در این باره فلسفه منشاء بر این نظر است که : علم حضوری تنها در ((علم الشیء بنفسه ، خلاصه می گردد. ولی اشراقیین علم به علت و بالعکس را نیز بدان افزوده اند و گفته اند که علم حضوری همان حضور المجرد و حضورالمعلول عندالعله و بالعکس است.)) (1).

نظر استاد جوادی آملی :

استاد، در تبیین مسأله فطرت در تفسیر کلام امام علی(ع)، ((…… کِلُمهُ الاِخلاصِ فانّها الفِطره(2) )) می فرمایند :

فطرت که سرشتی و آفرینشی خاص است، در واقع بینش شهودی است نسبت به هستی محض و کمال نامحدود همراه بوده و با کشش و گرایش حضوری نسبت به مدبری که جهل و عجز و بخل را به حریم کبریائی او راه نیست، آمیخته و هماهنگ می باشد. فطرت انسانی مطلق بینی و مطلق خواهی است.

فطرت پیش از آنکه در کلام و فلسفه و عرفان طرح شود در سوق وحی از رواج مخصوصی برخوردار بوده است و شعاع آن برخی از مباحث عقلی و فلسفی و یا مشارب شهودی و عرفانی را روشن کرد وگرنه در مسائل عقلی یا سخن از طبیعت و قوه و صورت و کمال است ، در صورتی که آن شیء میدأ پیدایش اثر خاصی باشد، مانند انواع طبیعی یا سخن از نفس و تقسیم آن به نباتی و حیوانی و انسانی است، در صورتی که مبدأ و پیدایش آثار گوناگون و هماهنگ باشد و یا سخن از حس و خیال از وهم و عقل است و یا کلام از درجات عقل نظری و مراتب عقل عملی است که به جای فطرت در همه این موارد خالی است و همچنین در مشارب عرفانی سخن از لطائف هفتگانه حسی، عقل، قلب، روح، یسّر، افقی است :
اگر سخن فطـرت در نوشتـه های عارف باشد یا به معنای عالم جبروت اسـت ، چنانـکه نفـس می گوید : جبروت عالم فطرت است چون فطیر، چیزی گویند که بی مایه باشد، عالم ملکوت مایه دارد و عالم جبروت مایه ندارد، پس عالم جبروت فطرت است و یا اگر به معنای سرشت و ثیره مطلق خواهی و خداخواهی انسان است مستقیماً از آیه فطرت برداشت می شود چنانکه در کتاب الانسان الکامل نفسی آمده : خداوند همه ارواح را در عالم در اصل فطرت پاک آفرید، اما چون به عالم سفلی آمدند فریفته شدند.

فطرت بینش شهودی انسان نسبت به هستی محض و نیز گرایش آگاهانه و کشش شاهدانه پرستش خاضعانه ای نسبت به حضرت حق است و نحوه خاصی از آفرینش است که حقیقت آدمی به آن نحو سرشته شد که فصل اخیر انسان را همان هستی ویژه مطلق خواهی تشکیل می دهد که اگر انسانیت انسان محفوظ بماند هم آن بینش شهودی نسبت به حضرت حق محفوظ است و هم پرستش خالصانه محفوظ است و اگر خضوع و آن شهود نبود فصل اخیر انسان هم نبود.
فطرت به معنای شهودی و انجذاب بندگی سرشت و ثیره انسانی است، نه صفتی از صفات او، بلکه این شهود و گرایش نحوه خاص وجودی او است که با آن آفریده شده است.

فطرت و خداشناسی:

در باب توحید سه مسأله مطرح است که باید نقش فطرت را درباره آنها بررسی کرد : این سه مسأله عبارتند از :

خداجوئی

خداشناسی

خداباوری یا خداپرستی
بررسی نقش فطرت در ارتباط با این مسائل برای متکلمان از این نظر اهمیت دارد که هرگاه ثابت شود که مسائل یاد شده، ریشه در فطرت و سرشت بشر دارد، می توانند از این طریق استواری عقیده توحید را اثبات کنند و نادرستی نظریه های رقیب را که ایمان دینی و خداپرستی را معلول عوامل اقتصادی، اجتماعی و … می داند، روشن سازد. و برای فلاسفه از این نظر اهمیت دارد که بررسی منشأ دین و خداپرستی بشر یکی از حساس ترین مسائل فلسفه، دین بوده است. نظریه فطرت نیز می تواند به عنوان یکی از دیدگاه هایی که در صدد تفسیر پدیده دین گرایی بشر برآمده است، مورد بحث و بررسی قرار گیرد. از طرف دیگر از آنجا که این دو گونه بحث، مانعه الجمع نیستند، هر دو جنبه آن مورد نظر این بحث خواهد بود. یعنی از یک سو، به شیوه ای فیلسوفانه و نگرشی از بیرون به پژوهش درباره رابطه فطـرت و توحیـد می پردازد و از سوی دیگر نتایج آنرا در خدمت دفاع از آموزه توحید قرار می دهد. (1)

الف ) فطرت و خداجویی:

مقصود از فطری بودن خداجویی این است که بشر از نهاد خویش و بدون اینکه به آموزش و تلفیق نیاز داشته باشد، احساس می کند که نسبت به مجموعه پدیده های هستی رازی وجـود دارد که می خواهد آن را بگشاید و آن اینکه آیا جهان آفریدگاری دارد یا نه ؟ مراجعه به تاریخ بشر، گواه این مطلب است که بشر از دورترین روزگار حیاتش تلاش فکری و مستمری در این زمینه داشته است.

خداجویی بشر ناشی از یک اصل فطری، یعنی جستجوی علل و حوادث و پدیده هاست؛ زیرا تمایل به علت جویی حوادث در نهاد بشر جای دارد و او با هر حادثه ای که مواجه می شود، علت آن را جویا می شود و همان گونه که در فصل قبل بیان گردید و حس کنجکاوی یکی از تمایلات فطری است. از طرف دیگر انسان ارتباط و پیوستگی را میان پدیده های مختلف طبیعی مشاهده می کند. در این سؤال برای او مطرح می شود که آیا مجموعه حوادث و پدیده های طبیعی، علتی ماورائی دارند ؟ علت چیست ؟ و چه ویژگیهایی دارد ؟

مرحوم استاد مطهری گذشته از توجه فطری انسان به اصل علیت، اصل دیگری را نیز در تفسیر فطری بودن خداجویی بشر یادآور شده اند که عبارت است از درک فطری انسان نسبت به وجود ناظمی برای هر واحد یا مجموعه ای از نظم طبیعی.

البته فطری بودن یک تمایل و گرایش در انسان مستلزم این نیست که در همه انسان ها و در همه شرایط به طور یکسان معادل بوده و آثار عینی آن نمایان گردد. نقش فطرت به ترتیب آثار عملی آن در حد مقتضی و زمینه است به علت تامه براین اساس شرایط مختلف زندگی در قوّت و ضعف و افزایش و کاهش آن مؤثر است. بدیهی است در شرایطی که آسایش خاطر فراهم بوده و شرایط لازم برای کاوش های علمی در زمینه های گوناگون موجود می باشد، حس راستی و فطرت علم دوستی انسان، محال تر از زمانی است که چنین شرایطی فراهم نباشد و چه بسا در شرایط بحرانی زندگی، این نیروی درونی به کلی از فعالیت باز می ایستد ولی هرگز چنین نوسانی، دلیل فطری نبودن دانش دوستی انسان نیست. (1)

ب) فطرت و خداشناسی:

فطری بودن خداشناسی به این معنی است که انسان به گونه ای آفریده شده که در اعماق وجودتی گرایش و کشش نسبت به خدا می یابد و در برابر عظمت او خضوع و تواضع می کند، از پرستش و عبادت او لذت می برد و هرگاه معرفت را تکمیل کند همه چیز حد را در راه او فدا می کند، عبادت و اطاعت او را نه به خاطر پاداش و مزد یا ترس از عذاب بلکه به موجب اهلیت او برای پرستش به پایان می برد.

به عبارت دیگر می توان گفت : در شناخت حصولی و عقلی، انسان به یک شناخت کلـی دست می یابد، زیرا احکام و استنتاج های عقلی همیشه ثابت می کند که خدایی هست ولی غایب است ودل با او آشنا نیست، او این جهان را اداره می کند ولی از انسان جداست.

اما در شناخت حضوری معرفت شخصی و شهود کردنی است، در اینجا انسان در اعماق دل خود با خدا رابطه دارد و او را نزد خود می یابد و این شناخت هرگز کلی و غایبانه نیست بلکه شخصی و حضوری است . (2)

برهان فطرت :

برهان فطرت به دنبال آن نیست که از یکسانی برخی از احکام اخلاقی در فرهنگهای مختلف و یا از نیاز احکام به قانونگذار و مانند آن استفاده کند به همین خاطر در این برهان از استلزام بین احکام و قوانین عقل عملی نسبت به قضایای عقل نظری استفاده نمی شود و همچنین در این برهان تحلیل نظری احکام اخلاقی مورد نظر نیست.

برهان فطرت، بعد عملی و نه علمی وجود انسان را در مرکز تحلیل خود قرار می دهد زیرا انسان دارای این دو بعد علمی و عملی است. بعد علمی وی شامل آگاهیهای انسان است و آگاهی و علم انسان چون مورد تحلیل قرار می گیرد برخی از نتایج هستی شناسانه را به دنبال می آورد. مانند این که چون تجرد علم و آگاهی اثبات شود، جهان غیر مادی نیز اثبات می شود. آگاهی و علم به لحاظ موضوع خود، به دو بخش نظری و عملی تقسیم می شود. احکام علوم نظری را احکام عقل نظری و احکام علوم عملی را احکام عقلی عملی نیز می نامند، اگر چه سزاوار آن است که احکام علوم نظری را جزء حکمت نظری و احکام اعمال را جزء حکمت عملی بخوانیم در این صورت هر دو قسم را عقل نظری ادراک می کند و عقل عملی که بر بعد عملی انسان اطلاق خواهد شد، فقط عهده دار اعمال می باشد، مانند اراده، نیت، تصمیم، عزم و…

در برهان فطرت نظر به آگاهیهایی که در حوزه عقل و یا حکمت عملی قرار می گیرند، مستقیماً متوجه بعد عملی انسان، یعنی متوجه گرایش بالفعلی است که در متن واقعیت آدمی وجود دارد. برهان فطرت می کوشد تا به تحلیل نظری این گرایش به اثبات و واجب بپردازد و حکمای اسلامی به دلیل که براهین اخلاقی را ناکافی و غیرتام یافته اند از آنها برای اثبات واجب استفاده نکرده اند، لیکن برخی از آنها، از برهان فطرت استفاده کرده اند.(1)

ج) فطرت و خداگرایی:

خداباوری و خداگرایی یکی دیگر از ابعاد فطرت دینی است، که مبتنی بر دو بعد پیشین است. به این ترتیب که نخست فطرت، وجود خدا را به انسان می نمایاند و نوعی تصدیق علمی (معرفت) را برای او فراهم می سازد. این معرفت فطری موضوع احساس فطری دیگری می شود که به ایمان خدا و پرستش او دعوت می کند.

این احساس فطری، در واقع همان لزوم شکر منعم است، این گونه می توان که بعد از آنکه وجود خدا از طریق فطری ثابت شد به حکم اینکه او آفریدگار انسان است و احتمال دارد که تکالیف و دستوراتی داده باشد که عمل نکردن به آنها باعث زیان و ضرر و عمل کردن به آنها سودبخش است. حس شکرگذاری، نفع طلبی و زیـان گریزی، انسـان را به پرستش خداوند وامی دارد.

به سخن دیگر آنچه که مربوط به خداشناسی فطری است، جزء مقوله جهان بینی فطری است و گزاره های آن هم خبری است و آنچه مربوط به این مرحله است، جزء مقوله ی ایدئولوژی است و گزاره هایش انشائی است.

به طور خلاصه می توان گفت که ریشه های خداباوری و خداگرایی در این سه تمایل فطری است:

1- شکرگذاری از منعم .

2- نفع طلبی .

3- زیان گریزی . (2)

منابع و مآخذ

جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات وجود خدا، نشر اسرا، قم، چاپ اول، بی تا

ربانی گلپایگانی، علی، فطرت دومین، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، تهران، چاپ اول، 1380

ری شهری، محمد مهدی، مبانی شناخت، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1370

شفیعی، سید محمد، پژوهشی پیرامو فطرت مذهبی در انسان، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه اسلامیه، قم، 1367

محمودی گلپایگانی، سید محمد، خداشناسی، انتشارات آزادی، قم، 1363

مطهری، مرتضی، فطرت، انتشارات صدرا، تهران، 1374



قیمت: 10000 تومان